چاپ کد خبر: 103090
10 بهمن 1401

دمی با سعدی شیرازی|شکایت کند نوعروسی جوان-به پیری ز داماد نامهربان

در این نوشته  شعری از سروه های بی همتای سعدی در بوستان  را برایتان آورده ایم:

به پیری ز داماد نامهربان

♦♦♦

که مپسند چندین که با این پسر

به تلخی رود روزگارم به سر

♦♦♦

کسانی که با ما در این منزلند

نبینم که چون من پریشان دلند

♦♦♦

زن و مرد با هم چنان دوستند

که گویی دو مغز و یکی پوستند

♦♦♦

ندیدم در این مدت از شوی من

که باری بخندید در روی من

♦♦♦

شنید این سخن پیر فرخنده فال

سخندان بود مرد دیرینه سال

♦♦♦

یکی پاسخش داد شیرین و خوش

که گر خوبروی است بارش بکش

♦♦♦

دریغ است روی از کسی تافتن

که دیگر نشاید چنو یافتن

♦♦♦

چرا سر کشی زان که گر سر کشد

به حرف وجودت قلم در کشد؟

♦♦♦

یکم روز بر بنده‌ای دل بسوخت

که می‌گفت و فرماندهش می‌فروخت

♦♦♦

تو را بنده از من به افتد بسی

برچسب ها:
نظرات خود را برای ما ارسال کنید

آخرین اخبار