قمار با سرنوشت ما
تا ظهر جمعه، از قطعی اینترنت سراسری در ایران۳۵۰ ساعت خواهد گذشت. در آخرین گمانهزنیها، یکی از اعضای شورای اطلاعرسانی دولت از «هفته آینده» گفته است. هفته آینده هم مثل همه هفتهها هفت روز است و ساعتشمار خاموشی ۳۵۰ را رد میکند و به ۴۰۰ ساعت و بیشتر میرسد.

مهتاب جودکی ؛روزنامهنگار:
هر روز در تحریریه از هم میپرسیم «چند روز شد؟» بعد مینشینیم حساب میکنیم که از ۱۸ دی، چه روزهای سختتری را سپری کردهایم. در ساعتی که این یادداشت را مینویسم، ۳۰۶ ساعت و ۲۰ دقیقه یا بهعبارتی حدود ۱۳روز گذشته است؛ حالا میتوانیم بگوییم «روزها» یا «نزدیک دو هفته». روزهاست که اینترنت را روی همه ما بستهاند، دیواری نامرئی دور ایران کشیدهاند و کار همه ما لنگ مانده است.
هر روز یکی از مسئولان وعده میدهد. «دوشنبه وصل میشود»، «نهایتش سهشنبه وصل میشود»، «تا آخر هفته اوضاع عادی میشود»، اما اوضاع خیلی وقت است که عادی نیست. یک نشانه عادی نبودن اوضاع کنونی یعنی همین که کمتر درباره محیطزیست مینویسیم. دوست حفاظتگری زنگ میزند که «شما در روزنامه اینترنت دارید؟» میگویم بله، اینترنت ملی. قهقهه تلخی سر میدهد. بله، ما در روزنامه به همان اینترنتی وصلیم که همه. «پس چطور کار میکنید؟» جواب میدهم «سخت، با سایتهای داخلی، با ایمیل ملی.» یکی از فعالان محیطزیست تماس میگیرد که در یکی از شهرها، شهرداری دارد درههای دستنخورده را برای راهانداختن زیرساختهای گردشگری نابود میکند، میخواهند فلان جنگل را تبدیل کنند به پارک شهری. میگویم مستندات را در ایمیل ملی بفرستید. آدرس ایمیل را اساماس میکنم و هر چه پیگیری میکنم و منتظر میمانم، ایمیلی به دستم نمیرسد.
مجراهای تنفس را قرار است آسهآسه برایمان باز کنند. یا بهقول خودشان «گشایشهایی در اتصال اینترنت ایجاد کنند». این گشایشها یعنی همین که پس از روزها اساماس را باز کردند. منت بر سر ما گذاشتند. بعد ابزار جستوجوی گوگل را آزاد کردند، اما نشد به جیمیل دسترسی داشته باشیم، دستمان به دفترهای شماره تلفن در «گوگلشیت» نرسید، به «گوگلداکس» که بستر کار آنلاین ما در روزنامه بود هم همینطور. نوشتههایمان را با یک ابزار منبع باز که کامپیوترها را به هم وصل میکند، برای ویراستار و سردبیر میفرستیم و باز از ابزارهای داخلی استفاده میکنیم برای وصل شدن به صفحهآرا و مدیر هنری. بگذریم.
یکی از دوستانم راهی مرز شده تا به اینترنت وصل شود و یک ایمیل بفرستد. همسرش در دانشگاهی در فنلاند پذیرش گرفته است. دوستم ۶۹۴ کیلومتر مسیر را طی کرده تا فقط یک ایمیل بزند. همانجا میتواند از حال دنیا هم باخبر شود. روزی در تاریخ میآورند که هشتاد و چند میلیون نفر در جهان (منهای آنها که خودی هستند)، در جغرافیایی بهنام ایران حدود دو هفته خاموش بودند و بسیاری بهناچار برای نوشتن یک نامه الکترونیکی تا مرز میرفتند، عوارض خروج میپرداختند و چند قدم آنسوی مرز دکمه ارسال را میفشردند و به وطن برمیگشتند.
زنی که صاحب یکی از آنلاینشاپهاست و در گزارشی درباره وضعیت این روزهای معیشتش با روزنامه صحبت کرده بود، اساماس میفرستد که «خبری از اینترنت نشد؟» حتی خود وزیر ارتباطات هم مدعی است که خبر ندارد، ما که هیچ.
گذشته از آرزوها، درخواستها تقلیل یافته است. درخواستهای پیشازاین درباره اینترنت و ابزارهای ارتباطی، به رفع فیلتر تلگرام، اینستاگرام، یوتیوب و… یا فراتر از این، به اتصال اینترنت در شرایط جنگ (شبیه تجربه همه ما در جنگ دوازدهروزه که از طریق اینترنت میشد فهمید امشب کجا را نشانه میگیرند) محدود میشد. دوباره به اول خط برگشتهایم. در پلتفرم «کارزار» نامه «درخواست برقرار مجدد شبکه جهانی اینترنت» تا این لحظه بیشتر از ۱۳۱هزار امضا گرفته است. حق داشتن اینترنت آزاد را از سانسورچی طلب میکنیم.
یکی از مشهورترین وبسایتهای شرطبندی دنیا روی اینکه این جمعه (سوم بهمن) اینترنت ایران وصل میشود یا نه، شرط بسته است. قمار روی آینده ما ایرانیان دیگر از عجایب روزگار است. این طرف دنیا داریم برای وصل شدن به جهان تقلا میکنیم و دغدغهمان برای آدمهای آن طرف کره زمین «بازی» است و از شواهد پیداست که برای تصمیمگیران هم. طبق گزارش «زومیت» ۸۲ درصد بازار به وصل شدن دوباره اینترنت میلیونها ایرانی بدبیناند. ما مردم غمزده باید خوشبین باشیم یا بدبین؟ تا ظهر جمعه، از قطعی اینترنت سراسری در ایران۳۵۰ ساعت خواهد گذشت. در آخرین گمانهزنیها، یکی از اعضای شورای اطلاعرسانی دولت از «هفته آینده» گفته است. هفته آینده هم مثل همه هفتهها هفت روز است و ساعتشمار خاموشی ۳۵۰ را رد میکند و به ۴۰۰ ساعت و بیشتر میرسد. تا کی روی سرنوشت ما قمار میکنند؟ منبع:پیام ما