آخرین اخبار

پراپ (Prop Firm) چیست و چه تفاوتی با بروکر دارد؟

پراپ چیست و چه تفاوتی با بروکر دارد؟ در این مطلب به بررسی کامل ساختار پراپ تریدینگ، نحوه تامین سرمایه و تفاوت آن با بروکرهای فارکس می‌پردازیم.

اولین باری که اسم پراپ را شنیدم، دقیقا همان سوالی برایم پیش آمد که احتمالا الان در ذهن شماست: «پراپ چیه و چه فرقی با بروکر دارد؟ مگر هر دو جایی نیستند که در آن معامله می کنیم؟» تا وقتی با حساب کوچک شخصی در بروکر کار می کنید، این تفاوت ها آن قدر خودش را نشان نمی دهد. اما وقتی وارد چالش پراپ می شوید و پای قوانین سختگیرانه و فشار روانی وسط می آید، تازه می فهمید این دو مدل ساختار معاملاتی، از نظر ذهنیت و مدیریت ریسک، دو دنیای جدا هستند.

مشکل اصلی تریدرها: قاطی کردن مفهوم پراپ و بروکر

خیلی از تریدرها قبل از ورود به چالش پراپ، چند سالی با بروکر کار کرده اند. حساب شخصی خودشان را شارژ کرده اند، هر طور خواسته اند مدیریت سرمایه کرده اند، گاهی هم اصلا مدیریت سرمایه ای در کار نبوده. وقتی وارد پراپ می شوند، همان عادت ها را با خودشان می آورند و اینجا دقیقا جایی است که مشکل شروع می شود.

۱. فکر کردن به پراپ مثل یک بروکر معمولی

در بروکر، شما با پول خودتان معامله می کنید. اگر امروز ۱۰ درصد دراودان بخورید، اعصابتان خرد می شود، اما حساب مال خودتان است و اگر دوست داشته باشید می توانید همان روز دوباره شارژ کنید. در پراپ، ماجرا فرق می کند. یک ساختار مشخص از قوانین هست: حداکثر ضرر روزانه، حداکثر ضرر کلی، حداقل روزهای معاملاتی، بعضی جاها قانون ثبات سود و حجم. این قوانین با منطق کنترل ریسک سرمایه ای که متعلق به شما نیست طراحی شده اند، نه بر اساس راحتی تریدر.

۲. نادیده گرفتن نقش قوانین چالش

خیلی ها فقط به عدد حجم حساب نگاه می کنند. مثلا می گویند: حساب فلان پراپ ۱۰۰ هزار دلاری است، با دو درصد ریسک روی هر معامله، سریع می توانم به هدف برسم. روی کاغذ زیبا است، اما در عمل معمولا این طور پیش می رود:

یک تریدر وارد چالش می شود، دو سه معامله اول خوب پیش می رود، بعد یک سری ضرر پشت سر هم می آید. به جای کم کردن ریسک، حجم را بیشتر می کند تا ضررها را جبران کند. چند کندل خلاف جهت و نتیجه: زدن سقف ضرر روزانه یا کل دراودان و حذف حساب. مشکل اینجا فقط در سیستم معاملاتی نیست؛ در نفهمیدن تفاوت ساختار پراپ و بروکر است.

۳. نادیده گرفتن فشار روانی سرمایه بزرگ

همان تریدری که با حساب شخصی ۱۰۰ دلاری، کاملا راحت و منطقی معامله می کرد، وقتی عدد ۵۰ هزار یا ۱۰۰ هزار دلار روی ترمینالش می بیند، ناگهان رفتار معاملاتی اش عوض می شود. اشتباه رایج این است که فکر می کنیم «فقط عدد روی صفحه عوض شده، من همان آدم قبلی هستم». در عمل، مغز ما به این عددها واکنش نشان می دهد. پراپ دقیقا همین جا با بروکر فرق می کند: مقیاس سرمایه و اثر روانی آن روی تصمیم گیری.

پراپ تریدینگ دقیقا چیست؟ از نگاه یک تریدر

اگر بخواهیم ساده بگوییم، پراپ جایی است که شما روی سرمایه خودتان شروع نمی کنید، بلکه روی سرمایه یک شرکت معامله می کنید؛ اما برای رسیدن به آن مرحله، باید از چند فیلتر رد شوید. برای اینکه بفهمیم پراپ چیست کافی است به این نکته دقت کنیم: هدف اصلی این ساختار، محافظت از سرمایه شرکت و غربال کردن تریدرهای منضبط از بقیه است، نه فراهم کردن مسیر آسان درآمد برای همه.

۱. چالش پراپ: آزمون مدیریت ریسک، نه فقط سودسازی

خیلی ها چالش را فقط به عنوان یک «مسابقه سود» می بینند: برس به هدف درصد سود، مراقب باش ضرر کلی را نزنی، و تمام. اما در تجربه واقعی، چالش پراپ بیشتر شبیه آزمون مدیریت ریسک و کنترل احساسات است تا مسابقه سود. چند نکته مهم در ساختار بیشتر پراپ ها:

  • حداکثر دراودان کلی: اگر از یک مقدار مشخص بیشتر در ضرر فرو بروید، حساب حذف می شود، حتی اگر قبلش سود خوبی ساخته باشید.
  • حداکثر ضرر روزانه: این قانون برای این است که یک روز بد، کل حساب را از بین نبرد. اما خیلی ها دقیقا همین قانون را نقض می کنند.
  • قانون ثبات سود (در برخی پراپ ها): یعنی نباید یک روز سود خیلی بزرگ و بقیه روزها بدون فعالیت باشید؛ پراپ می خواهد ببیند سود شما تصادفی نیست.

این قوانین همگی یک پیام دارند: فقط خروجی سود مهم نیست؛ مسیر رسیدن به آن و ثبات رفتاری شما هم اهمیت دارد.

۲. سرمایه شما نیست؛ مسوولیت شما هست

یک اشتباه ذهنی دیگر این است که بعضی تریدرها با خودشان می گویند: «پول خودم که نیست، اگر هم بسوزد مهم نیست، دوباره یک چالش دیگر می خرم.» این طرز فکر باعث رفتارهای بسیار پر ریسک می شود؛ مثلا:

  • تمام کردن چالش در چند روز با حجم های سنگین
  • زدن حداکثر ریسک روزانه روی یک معامله
  • معامله کردن بدون حد ضرر یا با حد ضرر نمایشی

واقعیت این است که اگر با پول شخصی خودتان چنین ریسکی نمی کنید، اینجا هم دیر یا زود هزینه اش را می دهید، حتی اگر یک بار با خوش شانسی چالش را رد کنید.

بروکر چیست و چه نقشی در معامله دارد؟

در نقطه مقابل پراپ، بروکر قرار دارد. بروکر فضایی است که شما در آن با سرمایه شخصی خودتان به بازار متصل می شوید. وظیفه اصلی بروکر، فراهم کردن دسترسی به قیمت ها، اجرای سفارش ها، و مدیریت فنی حساب شماست، نه ارزیابی شما به عنوان تریدر.

۱. در بروکر، قانون اصلی را خودتان می نویسید

در بروکر، اگر بخواهید می توانید امروز ۵ درصد از حساب را در یک معامله ریسک کنید و فردا اصلا معامله نکنید. کسی به شما نمی گوید «باید حداقل این قدر روز معامله داشته باشی» یا «نباید از این قدر ضرر بیشتر شوی». بروکر معمولا روی سود و ضرر شما دخالتی نمی کند، تا زمانی که از حداقل موجودی و الزامات مارجین عبور نکنید. این آزادی، هم مزیت است هم خطر. چون اگر سیستم و انضباط نداشته باشید، خیلی راحت می توانید حساب را از بین ببرید، بدون اینکه کسی جلویتان را بگیرد.

۲. ریسک کامل روی دوش خودتان است

در حساب بروکر، هر درصد ضرری که می کنید از سرمایه خودتان کم می شود. اینجا خبری از ساختار اشتراک سود نیست، خبری از قوانین ثبات سود هم نیست. اگر هم روان شما برای کار با رقم های نسبتا کوچک آماده است، فشار روانی مثل حساب های بزرگ پراپ را حس نمی کنید؛ اما به همان نسبت، رشد سرمایه هم کند تر است و این کندی خیلی ها را به سمت تصمیمات احساسی می کشاند.

تفاوت های کلیدی پراپ و بروکر در عمل

تا اینجا ساختار کلی را گفتیم. حالا بگذارید چند تفاوت مهم را از زاویه تجربه تریدر بودن مرور کنیم؛ چیزهایی که در واقعیت چالش ها، خودشان را نشان می دهند.

۱. مدیریت ریسک: انضباط اجباری در مقابل انضباط اختیاری

در پراپ، شما مجبورید قوانین مدیریت ریسک را رعایت کنید، حتی اگر خوشتان نیاید. حداکثر ضرر روزانه و سقف دراودان، مثل یک کمربند ایمنی است؛ اگر آن را بشکنید، از ماشین پرت می شوید بیرون. اما در بروکر، کمربند را خودتان باید ببندید. اگر اهل قانون گذاری برای خودتان نباشید، عملا بدون محافظ حرکت می کنید.

۲. روانشناسی معامله: اثر عددهای بزرگ روی ذهن

در پراپ، رقم اسمی حساب بزرگ است، حتی اگر در عمل فقط دراودان محدود در دسترس شما باشد. برای همین، تریدرهایی که با حساب های چند صد دلاری راحت معامله می کنند، وقتی با عدد ۵۰ هزار یا ۱۰۰ هزار کار می کنند، ناگهان شروع می کنند به:

  • بستن زود هنگام معاملات سودده از ترس برگشت
  • جا ماندن از موقعیت های خوب به خاطر تردید
  • یا برعکس، معامله انتقامی بعد از یک ضرر، چون نمی خواهم این فرصت حساب بزرگ را از دست بدهم

در بروکر، فشار روانی معمولا از حجم های بزرگ نمی آید، بلکه از حس این پول شخصی خودم است می آید. هر دو نوع فشار، اگر مدیریت نشوند، نتیجه مشابهی دارند: خروج از برنامه معاملاتی.

۳. ساختار درآمدی: اشتراک سود در مقابل مالکیت کامل

در پراپ، اگر مرحله های ارزیابی را بگذرانید و وارد حساب لایو شوید، معمولا بخشی از سود به شما می رسد و بخشی به شرکت. این یعنی یا باید نسبت به سرمایه ای که در اختیار دارید دید بلندمدت داشته باشید، یا اصلا وارد این بازی نشوید. در بروکر، صد درصد سود و ضرر متعلق به خودتان است؛ اما همه ریسک هم روی شانه شماست.

پراپ برای چه کسانی مناسب است و بروکر برای چه کسانی؟

بر اساس چیزی که در سال های اخیر بین تریدرها دیده ام، پراپ برای هر کسی مناسب نیست، همان طور که کار با سرمایه کاملا شخصی در بروکر هم برای همه انتخاب خوبی نیست.

۱. چه زمانی سراغ پراپ برویم؟

اگر:

  • حداقل چند ماه سابقه معامله مستمر با یک سیستم مشخص دارید
  • توانسته اید روی حساب کوچک، دراودان را کنترل کنید، حتی اگر رشد حساب خیلی بالا نبوده
  • می توانید به قوانین از پیش تعیین شده پایبند بمانید، حتی وقتی وسوسه می شوید خلاف آن عمل کنید

آن وقت پراپ می تواند یک مسیر منطقی برای افزایش مقیاس معاملات شما باشد. اما اگر هنوز در مرحله آزمون و خطای سبک های مختلف، جابجایی مداوم بین تایم فریم ها، و تغییر مکرر حد ضرر هستید، وارد شدن به چالش پراپ فقط فشار روانی را بالا می برد و خطاهایتان را تشدید می کند.

۲. چه زمانی کار با بروکر ارجح است؟

اگر تازه کار هستید، هنوز سیستم معاملاتی تان جا نیفتاده، یا از نظر روانی با باختن پول خودتان چالش دارید، بهتر است فعلا در همان محیط بروکر و با سرمایه کوچک روی مهارت ها کار کنید. مزیت بروکر این است که می توانید:

  • بدون محدودیت زمانی خاص، روی بهبود استراتژی تمرکز کنید
  • با حجم های بسیار کوچک، خطاهای روانشناسی و تکنیکی تان را شناسایی کنید
  • هزینه اشتباهات اولیه را تا حد زیادی محدود نگه دارید

نقش منابع آموزشی و مقایسه پراپ ها

یکی از چیزهایی که من شخصا در مسیر خودم کمبودش را حس کردم، فضایی بود که هم ساختار پراپ را توضیح بدهد، هم تفاوت آن با بروکر را، و هم تجربه واقعی عبور و شکست در چالش ها را جمع کند. سایت هایی مثل پراپ فارسی بیشتر روی همین مقایسه ساختارها، قوانین چالش و توضیح ریسک ها تمرکز دارند، نه وعده دادن نتیجه. این مدل نگاه برای کسی که می خواهد دید واقع بینانه تری به پراپ تریدینگ داشته باشد، مفید است.

جمع بندی:

اگر بخواهم همه این بحث را در چند جمله خلاصه کنم:

  • پراپ، ابزاری است برای ترید با سرمایه بزرگ تر، اما با قوانین سفت و سخت مدیریت ریسک و فشار روانی بالاتر.
  • بروکر، فضایی است که در آن با سرمایه شخصی معامله می کنید و انضباط معاملاتی کاملا بر عهده خودتان است.
  • نه پراپ قرار است جای بروکر را بگیرد، نه بروکر جای پراپ را؛ هر کدام برای مرحله خاصی از رشد یک تریدر مناسب تر است.
  • اگر هنوز در کنترل دراودان، پایبندی به حد ضرر، و مدیریت ریسک هر معامله مشکل دارید، وارد شدن به چالش های پراپ فقط این مشکلات را پررنگ تر می کند.

در نهایت، مهم تر از انتخاب بین پراپ و بروکر این است که صادقانه ببینید الان در کدام مرحله از مسیر ترید هستید، چقدر روی روان خودتان کار کرده اید، و واقعا تا چه حد می توانید با قوانین و محدودیت ها کنار بیایید. انتخاب ساختار معاملاتی، مثل انتخاب سبک زندگی است؛ اگر با شخصیت و عادت های شما سازگار نباشد، حتی بهترین شرایط روی کاغذ هم در عمل به نتیجه پایدار نمی رسد.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا