آغاز تحقیقات از پسر فریبکار به اتهام اغفال دختر ثروتمند
تحقیقات در مورد ناپدید شدن دختر جوان از فرار عاشقانه پس از فریب مجازی، پرده برداشت.
به گزارش اول فارس، چند روز پیش خانوادهای ثروتمند با نگرانی شدید به پلیس مراجعه و اعلام مفقودی دختر جوانشان را ثبت کردند. آنها گفتند: «دخترمان صبح از خانه خارج شد و گفته بود میخواهد به دوستانش سر بزند، اما شب برنگشت. این اولین بار بود که چنین رفتاری از او میدیدیم. همه بیمارستانها را گشتهایم، به دوستان و آشنایان هم سر زدیم، اما هیچ خبری از او نبود. الان هم خیلی نگرانیم که اتفاق بدی برایش افتاده باشد.»
با توجه به وضعیت مالی خوب خانواده، ابتدا فرضیه آدمربایی و گروگانگیری برای گرفتن پول مطرح شد، اما از آنجایی که تا مدتی پس از شروع تحقیقات هیچ تماسی برای درخواست پول گرفته نشد، احتمال گروگانگیری کمرنگ شد. همچنین در بررسیهای بعدی مشخص شد دختر جوان هنگام خروج از خانه، طلا و لوازم ارزشمند شخصیاش را هم برده است؛ این رفتار هم سرنخی بود که تا حد زیادی احتمال آدمربایی را ضعیف میکرد.
در ادامه کارآگاهان اداره آگاهی تهران خیلی زود تلفن همراه دختر را ردیابی کردند، اما گوشی خاموش بود. با این وجود بررسیهای فنی و تخصصیتر نشان داد او مدتهاست در فضای مجازی و اینستاگرام با مردی حدود ۳۰ ساله به نام حسین در ارتباط است و چتهای طولانی و مداوم بینشان رد و بدل شده است.
با شناسایی هویت مرد جوان، کارآگاهان در عملیاتی سریع به مخفیگاه او در یکی از خیابانهای جنوب تهران رفتند و حسین را بازداشت کردند. این در حالی بود که دختر جوان هم در همان خانه اجارهای پیدا و سالم به خانوادهاش تحویل داده شد.
دختر در اظهاراتش گفت: «در فضای مجازی با حسین آشنا شدم و از همان اول او خودش را مهندس موفق معرفی کرد و گفت کارهای هنری انجام میدهد. از طرفی فالوورهای زیادی داشت و طرفدارانش زیاد بودند. بعد از مدتی که چت کردیم، او پیشنهاد ازدواج داد، اما چون از خانواده پولداری هستم و خواستگارهای دیگری هم از طبقات اجتماعی بالاتر داشتم که خانوادهام با هیچکدام موافقت نمیکردند. وقتی موضوع حسین را مطرح کردم، آنها با حسین هم مخالف کردند. آن موقع بود که حسین پیشنهاد داد فرار کنم و مدتی پیش هم زندگی کنیم تا خانوادهام مجبور شوند رضایت دهند و ما عقد کنیم.»
او با ناراحتی ادامه داد: «گول حرفهایش را خوردم و با طلا و وسایلم از خانه زدم بیرون. اما وقتی به خانه اجارهایاش در جنوب تهران رسیدم، واقعیت را دیدم: نه خانواده درستحسابی داشت، نه شغل واقعی و نه وضعیت مالی خوبی که دلم خوش باشد، او بیکار بود و همه چیز دروغ بود. با این حال مرا نگه داشت و با چربزبانی گفت حالا که اینجایی، با من بمان. من هم از ترس واکنش خانوادهام و اینکه دیگر نتوانستم به خانه برگردم، چند روز پیش او ماندم تا اینکه ماموران پلیس آمدند و او را دستگیر کرد.»
حسین، متهم ۳۰ ساله هم در بازجوییها اعتراف کرد: «دختر را در اینستاگرام دیدم و با او آشنا شدم. فهمیدم خانوادهاش هم پولدار هستند. از او خوشم آمد و ارتباط گرفتیم، اما به دروغ به او گفتم مهندس هستم و وضعم عالی است. چون پیش خودم فکر کردم با ازدواج با او حداقل دستم به پول میرسد و پدر و مادرش هم کمکم میکنند تا کار درستحسابی پیدا کنم و زندگیام رو به راه میشود. البته واقعاً قصد ازدواج داشتم و هنوز هم دارم، اما خانوادهاش شکایت کردند و حالا بازداشت شدم.»
در حال حاضر بازپرس عظیم سهرابی از شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران که نظارت بر پرونده را بر عهده دارد، دستور تحقیقات بیشتر برای بررسی جزئیات دقیق ارتباط مجازی و احتمال فریبهای مشابه را صادر کرده است.