جزئیات پرونده مردی که همسر و مادر زنش را به قتل رساند
همسایهها در تحقیقات میدانی گفتند: ما متوجه سر و صدا شدیم، اما نمیدانستیم قتلی در حال وقوع است و فکر کردیم دعوای خانوادگی است.
به گزارش اول فارس، حدود هفت ماه پیش کارآگاهان پلیس آگاهی تهران از قتل زنی ۴۰ ساله و مادر ۶۷ ساله او باخبر شدند. به این ترتیب گروهی از ماموران اداره دهم بلافاصله برای شروع تحقیقات جنایی به محل قتلها رفتند. تحقیقات اولیه نشان داد ساعتی قبل از کشف اجساد، مردی به آنجا رفته و پس از دقایقی شروع به داد و فریاد کرده و از مردم خواسته به پلیس زنگ بزنند. در این هنگام همسایه و ساکنان ساختمان دلیل داد و فریاد او را پرسیدند که مرد گفت: من زنم را دیروز به خانه مادرش در طبقه چهارم این ساختمان آوردم اما الان که سراغش آمدهام و با او کار دارم کسی در را باز نمیکند و حتی تلفن را هم جواب نمیدهند.
ساکنان ساختمان با مرکز ۱۱۰ فوریتهای پلیسی تماس گرفتند و وقتی ماموران کلانتری در محل حضور یافتند، پس از باز کردن اجساد دو زن روبرو شدند. زن ۴۰ ساله و مادر ۶۷ سالهاش با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده بودند.
همسایهها در تحقیقات میدانی گفتند: ما متوجه سر و صدا شدیم، اما نمیدانستیم قتلی در حال وقوع است و فکر کردیم دعوای خانوادگی است.
این در حالی بود که با بررسی تصاویر دوربینهای مداربسته اطراف اطلاعات خاصی بدست نیامد. در ادامه بررسی پزشکی قانونی نشان داد چند ساعت از مرگ دو زن گذشته است. همچنین به هم ریختگی وسایل هم احتمال قتل با انگیزه سرقت را مطرح کرد.
اعضای خانواده مقتولان گفتند: مادر و خواهرمان مقدار زیادی طلا داشتند که مادرمان از آنها نگهداری میکرد و همه سرقت شده و ارزش آنها حدود ۳ میلیارد تومان است.
در تحقیقات بعدی شوهر زن ۴۰ ساله به عنوان مظنون اصلی مورد توجه قرار گرفت. او با انکار قتلها گفت: «من و همسرم اختلافاتی داشتیم اما اختلافاتمان در حدی نبود که بخواهم آدم بکشم، چند روز پیش او را به خانه مادرش آوردم تا آرام شود.»
در ادامه بررسیها ماموران به زن و شوهری از ساکنان همان ساختمان شک کردند، اما معلوم شد آنها بیگناه هستند. کارآگاهان در ادامه به این نتیجه رسیدند که قاتل فردی کاملا آشنا است که توانسته به راحتی وارد خانه شود و از محل نگهداری طلاها نیز مطلع بوده است.
سرانجام ماموران به این نتیجه میرسند که رفتارهای شوهر زن ۴۰ ساله مشکوک است و دوباره او را بازداشت کردند.
این مرد در حالی که همچنان منکر انجام قتلها بود، در بازجوییهای بعدی به تناقضگوییهای متعدد پرداخت و در نهایت به جرمش اعتراف کرد. او گفت:«من و زنم اختلافات زیادی داشتیم. طلاها خیلی مهم بود و میخواستم آنها را داشته باشم تا به کاری بزنم، اما او و مادرش مخالفت میکردند. روز حادثه برای صحبت رفتم، چای خوردیم، اما دوباره بحث بالا گرفت. عصبانی شدم، چاقو را از آشپزخانه برداشتم و به زنم ضربه زدم. مادرزنم آمد به دخترش کمک کند و جلویم را بگیرد که او را هم زدم. بعد طلاها را که در جایی مخفی بود، برداشتم. صحنه را شبیه سرقت کردم و فرار کردم.»
در حال حاضر متهم در بازداشت به سر میبرد و پرونده برای رسیدگی قضایی به دادسرا ارسال شده است.