آخرین اخبار
دمی با سعدی شیرازی|شکایت کند نوعروسی جوان-به پیری ز داماد نامهربان
در این نوشته شعری از سروه های بی همتای سعدی در بوستان را برایتان آورده ایم:
شکایت کند نوعروسی جوان
به پیری ز داماد نامهربان
♦♦♦
که مپسند چندین که با این پسر
به تلخی رود روزگارم به سر
♦♦♦
کسانی که با ما در این منزلند
نبینم که چون من پریشان دلند
♦♦♦
زن و مرد با هم چنان دوستند
که گویی دو مغز و یکی پوستند
♦♦♦
ندیدم در این مدت از شوی من
که باری بخندید در روی من
♦♦♦
شنید این سخن پیر فرخنده فال
سخندان بود مرد دیرینه سال
♦♦♦
یکی پاسخش داد شیرین و خوش
که گر خوبروی است بارش بکش
♦♦♦
دریغ است روی از کسی تافتن
که دیگر نشاید چنو یافتن
♦♦♦
چرا سر کشی زان که گر سر کشد
به حرف وجودت قلم در کشد؟
♦♦♦
یکم روز بر بندهای دل بسوخت
که میگفت و فرماندهش میفروخت
♦♦♦
تو را بنده از من به افتد بسی
مرا چون تو دیگر نیفتد کسی