خبرهای اجتماعی

ردپای تعمیرگاه‌های غیرحرفه‌ای در تصادفات مرگبار

گزارش‌های تحلیلی از نقش مخرب تعمیرگاه‌های غیرحرفه‌ای در تصادفات مرگبار حکایت دارد؛ قاتلی خاموش که نشان می‌دهد ایمنی جاده‌ها فراتر از خطای راننده، در گرو تعمیرات اصولی و استفاده از قطعات استاندارد است.

به گزارش اول فارس، هرگاه سخن از حوادث جاده‌ای به میان می‌آید، پیکان اتهام اغلب با شتاب‌زدگی به سمت «عامل انسانی» نشانه می‌رود و عواملی همچون سرعت غیرمجاز، سبقت‌های خطرناک و خواب‌آلودگی به‌عنوان متهمان ردیف اول معرفی می‌شوند. اما در لابه‌لای آمارها و تحلیل‌های پلیسی، عاملی نامرئی اما به شدت تعیین‌کننده وجود دارد که کمتر به آن پرداخته شده است: «وضعیت فنی خودرو» و به‌طور مشخص، کیفیت تعمیر و نگهداری آن.

با پیچیده‌تر شدن سیستم‌های خودروهای امروزی و حساسیت بالای قطعات الکترونیکی و مکانیکی، نقش تعمیر و نگهداری اصولی بیش از پیش برجسته شده است. کارشناسان صنعت خودرو معتقدند که بسیاری از حوادثی که در نگاه اول خطای راننده به نظر می‌رسند، در واقع ناشی از ناکارآمدی سیستم‌های کنترلی خودرو در لحظات حیاتی بوده‌اند که ریشه در تعمیرات غیراصولی گذشته دارد.

تحقیقات و بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد که انتخاب تعمیرگاه‌های غیرحرفه‌ای و فاقد صلاحیت، می‌تواند زنجیره‌ای از خطاهای فنی پنهان را ایجاد کند که در بزنگاه‌های جاده‌ای، به فاجعه ختم می‌شود. این مسئله زمانی بحرانی‌تر می‌شود که بدانیم بسیاری از مالکان خودرو برای کاهش هزینه‌های جاری، سرویس‌های دوره‌ای را نادیده گرفته یا به تعمیرکاران تجربی که دانش به‌روزی درباره سیستم‌های ترمز ABS یا پایداری الکترونیکی (ESP) ندارند، مراجعه می‌کنند.

فنی یا انسانی؟ مرزی که گم می‌شود

اگرچه در گزارش‌های رسمی پلیس راهور، سهم نقص فنی در تصادفات معمولاً درصد پایین‌تری نسبت به خطای انسانی دارد، اما تحلیل دقیق‌تر کارشناسان ایمنی نشان می‌دهد که بسیاری از نواقص فنی، ریشه در تصمیمات انسانی غلط و «فرهنگ نگهداری» ضعیف دارند. تصمیماتی نظیر مراجعه به تعمیرکاران تجربی و غیردانشگاهی، استفاده از قطعات یدکی ارزان و بی‌کیفیت (تقلبی) و نادیده گرفتن هشدارهای فنی خودرو (مانند روشن ماندن چراغ چک یا صداهای غیرعادی)، همگی عواملی هستند که خودرو را از یک وسیله نقلیه ایمن به یک ارابه مرگ تبدیل می‌کنند. ترمز تنظیم‌نشده، لاستیک‌های تاریخ‌گذشته یا سیستم تعلیق معیوب، در لحظات بحرانی و شرایط جوی نامساعد، کنترل را از حتی ماهرترین رانندگان نیز سلب می‌کند و عملاً راننده را در برابر فیزیک حرکت خودرو خلع سلاح می‌نماید.

تعمیرگاه؛ آخرین خط دفاعی پیش از حادثه 

برخلاف تصور عمومی که تعمیرگاه را صرفاً محلی برای رفع خرابی‌های آشکار می‌داند، کارشناسان ایمنی و مهندسان خودرو معتقدند تعمیرگاه‌های استاندارد و مجهز، «آخرین خط دفاعی» پیش از وقوع تصادف هستند. یک تعمیرکار حرفه‌ای و متعهد، با استفاده از دستگاه‌های عیب‌یاب (دیاگ) پیشرفته و نگاهی پیشگیرانه، ایرادات پنهان (مانند ترک‌های ریز در دیسک ترمز، لرزش‌های خفیف فرمان یا فرسودگی‌های تدریجی بوش‌ها) را پیش از بحرانی شدن شناسایی می‌کند. این در حالی است که تعمیرگاه‌های غیرحرفه‌ای اغلب به «مسکن‌های موقت» و حذف صورت مسئله اکتفا کرده و مثلاً به جای تعمیر سیستم ترمز، تنها لنت را تعویض می‌کنند یا سنسورهای هشدار دهنده را غیرفعال می‌سازند و با رفع ظاهری مشکل، خودرویی ناامن را با بمبی ساعتی در دل آن، روانه جاده می‌کنند.

چرخه معیوب قطعات غیراستاندارد 

یکی از چالش‌های اصلی و نگران‌کننده که در سایه نظارت‌های ضعیف و آشفته‌بازار قطعات یدکی شکل گرفته، استفاده گسترده از قطعات غیراستاندارد و «زیرپله‌ای» در تعمیرگاه‌های غیرمجاز است. قطعات حیاتی ایمنی مانند لنت ترمز، سیبک فرمان، تسمه تایم و دیسک و صفحه که در بسته بندی‌های فریبنده و ظاهری سالم عرضه می‌شوند، اغلب فاقد آلیاژهای مقاوم بوده و در شرایط فشار (مانند ترمزهای ناگهانی در سراشیبی‌ها یا پیچ‌های تند جاده‌ای) عملکرد خود را به کلی از دست می‌دهند. تفاوت اساسی میان یک تعمیرکار کاربلد و یک مکانیک غیرحرفه‌ای، علاوه بر دانش فنی، در دسترسی به زنجیره تأمین قطعات اصل و پذیرش مسئولیت استفاده از آن‌هاست؛ موضوعی که مرز باریک میان مرگ و زندگی سرنشینان را ترسیم می‌کند.

تاثیر روانی نقص فنی بر سطح هوشیاری راننده

بُعد دیگری که در این گزارش تحلیلی باید به آن اشاره کرد و اغلب مغفول می‌ماند، تأثیر مستقیم وضعیت سلامت فنی خودرو بر «روانشناسی رانندگی» و بار شناختی ذهنی راننده است. خودرویی که پایداری لازم را در جاده ندارد، ترمز آن نیاز به فشار غیرعادی دارد یا اتاق آن دچار لرزش و صداهای ناهنجار است، ناخودآگاه سطح استرس و خستگی ذهنی راننده را افزایش داده و بخشی از تمرکز او را صرف مدیریت این نواقص می‌کند.

این «عدم اعتماد به خودرو» و درگیری ذهنی مداوم با رفتار ماشین، موجب خستگی زودرس، کلافگی و کاهش سرعت واکنش‌ها شده و خود زمینه‌ساز بروز خطاهای انسانی و تصمیم‌گیری‌های اشتباه در کسری از ثانیه در مواجهه با خطر می‌شود.

نتیجه‌گیری:

تعمیر ارزان به قیمت جان متأسفانه فرهنگ اشتباه «تعمیر ارزان‌تر» و جستجو برای دستمزدهای پایین‌تر بدون در نظر گرفتن کیفیت خدمات، هزینه‌ای گزاف و جبران‌ناپذیر به قیمت جان انسان‌ها و داغدار شدن خانواده‌ها دارد. برای کاهش پایدار و واقعی تلفات جاده‌ای، نگاه جامعه، رانندگان و نهادهای نظارتی به مقوله تعمیر و نگهداری خودرو باید به کلی تغییر کند.

تعمیرگاه‌های خودرو نباید صرفاً واحدهای صنفی خدماتی ساده تلقی شوند، بلکه آن‌ها شرکای استراتژیک پلیس و وزارت راه در تأمین ایمنی ترافیک هستند. ضرورت تدوین سیستم‌های رتبه‌بندی کیفی برای تعمیرگاه‌ها، آموزش رانندگان برای تشخیص مراکز معتبر و افزایش نظارت اتحادیه‌ها و مراجع ذی‌صلاح بر عملکرد فنی واحدها و اصالت قطعات، گامی حیاتی در جهت توقف فعالیت این قاتل خاموش در جاده‌هاست.

جاده ایمن، تنها با راننده قانون‌مدار محقق نمی‌شود، بلکه نیازمند خودرویی است که سلامت تک‌تک اجزای آن توسط متخصصان واقعی و متعهد تضمین شده باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا