شکار جرم است چه با مجوز و چه بدون آن /ثروتمندان با پول طبیعت ایران را نابود میکنند
شکار در ایران، چه قانونی چه غیرقانونی، جنایت علیه محیط زیست و حیات وحش است. قوانین موجود ناکافی بوده و منجر به انقراض گونهها میشود. توقف شکار برای حفاظت از میراث طبیعی ایران ضروری است و مسئولیت همگانی میطلبد.

هوشنگ جهانبخش ، اول فارس : ایران، سرزمینی با تنوع زیستی غنی و میراث طبیعی بینظیر، همواره مهد گونههای جانوری منحصربهفرد و اکوسیستمهای پیچیده بوده است. از دشتهای وسیع و کوههای سر به فلک کشیده تا جنگلهای انبوه و تالابهای پرآب، این سرزمین زیستگاه جانوران گوناگونی است که هر یک نقشی حیاتی در حفظ تعادل طبیعت ایفا میکنند. با این حال، متأسفانه در دهههای اخیر، محیط زیست جانوری ایران با چالشهای جدی روبرو شده است که یکی از مهمترین آنها، مسئله شکار است.: استفاده از عبارات “شکارچی غیر مجاز” و “شکار قاچاق” در اخبار از دیدگاه مخالفان هرگونه شکار، گمراهکننده است. این عبارات به طور ضمنی شکار مجاز را تطهیر کرده و توجه را از اصل عمل کشتن حیوانات و تأثیرات آن بر طبیعت منحرف میکنند. همچنین، یک دوگانگی نادرست ایجاد کرده و حس همدردی با حیوانات قربانی را کاهش میدهند.
به طور خلاصه، این عبارات باعث میشوند که عموم مردم اهمیت حفاظت از تمامی گونههای جانوری و جلوگیری از هرگونه کشتار را درک نکنند. از این رو، بهتر است از عباراتی استفاده شود که به طور کلی بر ماهیت مخرب شکار تأکید کنند، مانند “شکار غیرقانونی و قانونی” یا صرفاً “شکار” به همراه توضیحات مربوط به آسیبهای آن.
هرگونه شکار را جرم علیه محیط زیست بدانیم ، استفاده از عبارات “شکارچی غیر مجاز” و “شکار قاچاق” در اخبار منتشره از سوی محیط زیست استان ها گمراهکننده است. این اصطلاحات به طور ناخواسته شکار مجاز را بیعیب نشان داده و تمرکز را از عمل اصلی کشتن حیوانات و اثرات آن بر طبیعت دور میکنند. همچنین، یک تضاد نادرست ایجاد کرده و حس همدردی با حیوانات کشته شده را کاهش میدهند.
جنایتی علیه محیط زیست و نابودی حیات وحش ایران
ایران، این گنجینه تنوع زیستی، سالهاست که شاهد تاخت و تاز بیرحمانه انسان بر پیکر نحیف طبیعت خود بوده است. در این میان، شکار، چه با برچسب قانون و چه در خفا و به صورت غیرمجاز، همواره به عنوان یک تهدید جدی و یک جنایت آشکار علیه محیط زیست و حیات وحش این سرزمین عمل کرده است. دیگر زمان آن فرا رسیده که با نگاهی عمیق و بدون هیچگونه تساهل، هرگونه فعالیت شکاری را به عنوان یک جرم غیرقابل اغماض در نظر بگیریم؛ جرمی که نه تنها منجر به نابودی بیرحمانه موجودات زنده میشود، بلکه تعادل ظریف اکوسیستمها را بر هم زده و آیندهای تاریک را برای محیط زیست ایران رقم میزند.
شکار، در هر شکل و با هر توجیهی، یک عمل مخرب و غیرقابل قبول است که باید به عنوان یک جرم علیه محیط زیست تلقی شده و با آن به شدت برخورد شود.
قوانین شکار در ایران؛ بستری برای تداوم جنایت؟
قوانین شکار در ایران، با تقسیمبندی شکار به مجاز و غیرمجاز، ناخواسته بستری را برای تداوم این جرم علیه محیط زیست فراهم کرده است. در حالی که شکار غیرمجاز به درستی به عنوان یک تخلف و جرم شناخته میشود، صدور مجوز برای شکار برخی از گونهها، این تصور غلط را ایجاد میکند که کشتن حیوانات وحشی در شرایط خاص، امری قابل قبول و حتی قانونی است. اما واقعیت این است که هرگونه شکار، صرف نظر از داشتن مجوز یا عدم آن، منجر به حذف یک موجود زنده از چرخه طبیعت شده و میتواند تأثیرات منفی جبرانناپذیری بر اکوسیستم داشته باشد.
سازمان حفاظت محیط زیست، بر اساس قوانین موجود، موظف است تا با در نظر گرفتن وضعیت جمعیت گونههای جانوری، نسبت به صدور مجوز شکار برای برخی از آنها اقدام کند. اما سوال اینجاست که آیا در شرایط بحرانی فعلی محیط زیست ایران و کاهش شدید جمعیت بسیاری از گونههای جانوری، صدور هرگونه مجوز شکار، حتی برای گونههایی که به ظاهر جمعیت مناسبی دارند، توجیه پذیر است؟ آیا نباید اولویت اصلی، حفاظت مطلق از تمامی گونههای جانوری و تلاش برای احیای جمعیتهای آسیبدیده باشد؟

ادعای اینکه صدور مجوز شکار بر اساس مطالعات علمی و با هدف مدیریت جمعیت گونهها صورت میگیرد، اغلب با تردیدهای جدی روبرو است. شفافیت ناکافی در فرآیند صدور مجوزها، احتمال اعمال نفوذ افراد ثروتمند و برخوردار برای دریافت مجوز شکار گونههای ارزشمند و در معرض خطر، و همچنین ضعف در نظارت دقیق بر نحوه اجرای این مجوزها، همگی نشان میدهند که قوانین شکار موجود، نه تنها نتوانستهاند از بروز تخلفات جلوگیری کنند، بلکه در مواردی، خود به ابزاری برای تداوم کشتار حیات وحش تبدیل شدهاند.
شکار، زخمی عمیق بر پیکر طبیعت ایران
شکار، در ذات خود، یک عمل خشونتآمیز و مخرب است که منجر به حذف یک موجود زنده از طبیعت میشود. این عمل، چه با مجوز و چه بدون آن، تأثیرات منفی گستردهای بر محیط زیست و جمعیت گونههای جانوری دارد. شکار مستقیم، به معنای کشتن حیوانات، به طور مستقیم باعث کاهش جمعیت آنها میشود. این کاهش جمعیت، به ویژه برای گونههای نادر، در معرض خطر و یا گونههایی که نرخ تولیدمثل پایینی دارند، میتواند بسیار خطرناک بوده و حتی منجر به انقراض آنها شود.
اما تأثیرات مخرب شکار تنها به کشتن حیوانات محدود نمیشود. شکار میتواند باعث ایجاد ترس و استرس در بین سایر حیوانات شود، الگوهای رفتاری آنها را تغییر دهد، ساختار اجتماعی آنها را برهم بزند و شانس بقای آنها را کاهش دهد. حیوانات زخمی شده در اثر شکار نیز ممکن است برای مدت طولانی رنج بکشند و در نهایت به دلیل جراحات یا عفونت از بین بروند.
از منظر اکولوژیکی، حذف هر گونهای از یک اکوسیستم میتواند منجر به برهم خوردن تعادل طبیعی شود. شکار بیرویه یک گونه شکارچی میتواند باعث افزایش بیرویه جمعیت گونههای طعمه آن شود و این امر، فشار زیادی بر منابع غذایی و سایر گونههای موجود در آن اکوسیستم وارد کند. به همین ترتیب، کاهش جمعیت گونههای گیاهخوار میتواند منجر به تغییر در پوشش گیاهی و ساختار زیستگاهها شود.
بنابراین، با این دیدگاه که حفظ تنوع زیستی و تعادل اکولوژیکی از اهمیت بالایی برخوردار است، هرگونه شکار، صرف نظر از مجوز آن، یک جرم علیه محیط زیست محسوب میشود. ما باید بپذیریم که حق حیات برای تمامی موجودات زنده وجود دارد و انسان، به عنوان اشرف مخلوقات، وظیفه دارد تا از آنها محافظت کند، نه اینکه به بهانههای مختلف، اقدام به کشتار آنها نماید.
محیط زیست در آستانه فروپاشی؛ شکار، شتاب دهنده انقراض
وضعیت محیط زیست ایران در سالهای اخیر به شدت وخیم شده است. عواملی مانند تغییرات اقلیمی، آلودگیهای زیستمحیطی، تخریب زیستگاهها و بهرهبرداری بیرویه از منابع طبیعی، فشار بیسابقهای را بر اکوسیستمهای طبیعی و گونههای جانوری وارد کردهاند. در چنین شرایط بحرانی، ادامه فعالیتهای شکاری، حتی به صورت محدود و با مجوز، میتواند آخرین امیدها برای بقای بسیاری از گونههای در معرض خطر را از بین ببرد.
گونههای ارزشمندی همچون یوزپلنگ آسیایی، پلنگ ایرانی، خرس سیاه آسیایی، گوزن زرد ایرانی و گورخر ایرانی، همگی در وضعیت بحرانی قرار دارند و جمعیت آنها به شدت کاهش یافته است. شکار، به عنوان یکی از عوامل اصلی این کاهش جمعیت، نقش مهمی در قرار گرفتن این گونهها در آستانه انقراض ایفا کرده است. آیا در چنین شرایطی، صدور مجوز شکار برای هر گونهای، حتی گونههایی که وضعیت بهتری دارند، اقدامی مسئولانه است؟ آیا نباید تمام تلاشها بر حفاظت از این گونههای آسیبپذیر و احیای زیستگاههای آنها متمرکز شود؟
با در نظر گرفتن این واقعیت که محیط زیست ایران در حال حاضر با چالشهای متعددی روبرو است، ادامه شکار، به هر شکلی، تنها میتواند روند نابودی را تسریع کند. ما باید بپذیریم که هر حیوانی که در طبیعت کشته میشود، یک حلقه از زنجیره حیات را از بین میبرد و میتواند تأثیرات منفی گستردهای بر کل اکوسیستم داشته باشد.
نقش جوامع فقیر و ثروتمند؛ مسئولیت مشترک در توقف کشتار
در حالی که ممکن است در برخی مناطق محروم، فقر و مشکلات اقتصادی باعث شود که برخی از افراد برای تأمین نیازهای خود به شکار روی آورند، این امر هرگز نمیتواند توجیهی برای این جرم علیه محیط زیست باشد. وظیفه دولت و جامعه است که با ارائه راهکارهای جایگزین برای امرار معاش و ایجاد فرصتهای شغلی پایدار، نیاز این افراد به شکار را از بین ببرند. آموزش و توانمندسازی جوامع محلی در زمینه حفاظت از محیط زیست و بهرهبرداری پایدار از منابع طبیعی نیز میتواند نقش مهمی در این زمینه ایفا کند.
از سوی دیگر، شکار برای افراد ثروتمند اغلب به عنوان یک تفریح و سرگرمی مطرح میشود. این در حالی است که این افراد با داشتن امکانات مالی و نفوذ بیشتر، میتوانند نقش بسیار مهمی در حمایت از برنامههای حفاظت از محیط زیست و ترویج فرهنگ حفاظت ایفا کنند. علاقه برخی از افراد ثروتمند به شکار تفریحی و جمعآوری کلکسیونهای غیرقانونی از حیوانات وحشی، نشان دهنده یک نگاه غیرمسئولانه و خودخواهانه به طبیعت است.
بنابراین، چه افراد فقیر و چه افراد ثروتمند، همگی در قبال محیط زیست و حیات وحش مسئول هستند. جوامع فقیر باید از طریق حمایتهای دولتی و برنامههای آموزشی، از وابستگی به شکار رها شوند و افراد ثروتمند باید به جای تفریح و سرگرمی از طریق کشتار حیوانات، در جهت حفاظت از آنها و زیستگاههایشان گام بردارند.

توقف شکار؛ گامی ضروری برای نجات محیط زیست ایران
با توجه به وضعیت بحرانی محیط زیست ایران و تأثیرات مخرب شکار بر گونههای جانوری، دیگر زمان آن فرا رسیده که با یک رویکرد قاطعانه، هرگونه فعالیت شکاری را به عنوان یک جرم علیه محیط زیست تلقی کرده و برای توقف آن اقدام کنیم.
اولین گام در این راستا، بازنگری و اصلاح قوانین شکار است. باید قوانینی وضع شود که به طور کلی شکار را ممنوع کرده و مجازاتهای سنگینی برای متخلفان در نظر بگیرد. صدور هرگونه مجوز شکار باید متوقف شده و اولویت اصلی، حفاظت مطلق از تمامی گونههای جانوری باشد.
گام دوم، تقویت نظارت و اجرای قوانین است. سازمان حفاظت محیط زیست نیازمند حمایت و تجهیز بیشتر است تا بتواند به طور مؤثر با شکار غیرمجاز مقابله کند. افزایش تعداد محیطبانان، تجهیز آنها به امکانات لازم و همکاری با سایر نهادهای انتظامی و قضایی، میتواند نقش مهمی در کاهش شکار غیرقانونی ایفا کند.
افزایش آگاهی عمومی و آموزش نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. باید از طریق رسانهها، نظام آموزشی و برنامههای فرهنگی، ارزش تنوع زیستی و پیامدهای منفی شکار را برای عموم مردم تبیین کنیم.
در نهایت، حمایت از برنامههای حفاظتی و مشارکت جوامع محلی در این برنامهها، میتواند نقش مهمی در حفظ حیات وحش ایران ایفا کند. باید با ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و ارائه آموزشهای لازم، جوامع محلی را به حافظان فعال طبیعت تبدیل کنیم.
نتیجهگیری:
شکار، دیگر نباید به عنوان یک تفریح، یک سنت یا یک راه برای امرار معاش تلقی شود. در شرایط بحرانی فعلی محیط زیست ایران، هرگونه شکار، یک جنایت آشکار علیه طبیعت و یک تهدید جدی برای بقای گونههای جانوری است. ما باید با تغییر نگرش خود نسبت به حیات وحش و پذیرش این واقعیت که حق حیات برای تمامی موجودات زنده وجود دارد، برای توقف این کشتار بیرحمانه اقدام کنیم.
توقف شکار، تنها راه برای نجات محیط زیست ایران و حفظ میراث طبیعی ارزشمند آن برای نسلهای آینده است. بیایید با هم متحد شویم و صدای طبیعت بیدفاع ایران باشیم و اجازه ندهیم که شکار، آخرین نفسهای حیات وحش این سرزمین را بگیرد. زمان اقدام فرا رسیده است.