نابودی محوطههای باستانی سیراف سند حاکمیت ایران در خلیجفارس/چیزهایی در باره تاریخ سیراف که نمی دانید !
ایلنا: بندر تاریخی سیراف با محوطههای بینظیر تاریخی آن، مهمترین سند حاکمیت ایران در خلیج فارس است، یک سند روشن، محکم و بیبدیل از استقرار تاریخی ایران در منطقه که هماکنون بهدلیل ساخت و سازهای گسترده و بدون مجوز درحال نابودی است. درست در شرایطی که حاکمان عرب، آنسوی آبها در تلاش برای تغییر نام و هویت خلیجفارس هستند، محکمترین سند تاریخی مالکیتی ایران در خلیج فارس درحال فروپاشی است. باستانشناسان میگویند: از بین رفتن سیراف یک فاجعه تمام عیار است.
توسعه بیامان مناطق مسکونی به دلیل افزایش نرخ زمین در سیراف سبب شده که بیش از ۶۰ درصد از عرصه محوطههای تاریخی سیراف در چنبره ساخت و سازهای مردمی قرار بگیرد. ساخت و سازهایی که عموما بدون مجوز انجام میشود. پیشتر نیز مسئولان وزارت میراثفرهنگی اعلام کرده بودند که بیش از ۹۰ درصد حرایم بندر تاریخی سیراف در مالکیت افراد خصوصی است.
سندسازی برای تملک محوطه های تاریخی سیراف
«محمد کنگانی» مدیر انجمن سیراف پارس موزه در رابطه با وضعیت بحرانی بندر سیراف میگوید: توسعه بیامان مناطق مسکونی در تپههای تاریخی سیراف، جانِ بندر تاریخی سیراف را گرفته است. مردم در سیراف با کمبود جدی زمین مواجه هستند و برای رفع این کمبود درحال ثبت سندهای دستساز هستند. این درحالی است که اداره ثبت اسناد نیز متاسفانه، سندهای دستساز ساخته شده توسط مردم برای مالکیت تپههای تاریخی را بهراحتی ثبت میکند.
او میگوید: درحالحاضر مشکل سیراف زمینهای معوض است، اگر زمینهای معوض از سوی منابعطبیعی، سازمان منطقه ویژه اقتصادی (انرژی پارس) به مردم واگذار نشود، تمامی تپههای تاریخی سیراف بهعنوان مهمترین بخش از هویت و تاریخ و فرهنگ منطقه برای همیشه از بین میرود و نابود میشود.
کنگانی با اعلام اینکه، در حالحاضر بیش از ۶۰ درصد از عرصه محوطه تاریخی سیراف در ساخت و سازهای مسکونی اشغال شده است، ادامه میدهد: متاسفانه میراثفرهنگی همانند آموزش و پرورش همیشه گلهمند است و و بودجه ندارد. با اینکه در تلاش هم بوده که کاری از پیش ببرد اما عملا نتوانسته اقدام موثری داشته باشد.
آنطور که کنگانی میگوید، معضل بزرگ بندر تاریخی سیراف زمانی حل میشود که مسئولان وزارت میراثفرهنگی، وزارت نفت و حتی جهاد کشاورزی و منابعطبیعی به یک نتیجه مشخص برسند تا مشکل ساخت و ساز بر تپهها و محوطههای تاریخی سیراف برای همیشه حل شود. در غیراینصورت نهتنها سیراف ثبت جهانی نمیشود که با مرگ تدریجی سیراف، بزرگترین سند تاریخی که حاکمیت ایران بر خلیج فارس را نشان میدهد را از دست خواهیم داد.
او میافزاید: این وضعیت درحالی در سیراف ادامه دارد که حاکمان عرب در سودای خلیج “ع. ر. ب. ی”! هستند و ما با دست خودمان این سند تاریخی را پاک میکنیم و این فرصت را به آنها میدهیم تا با سندسازی رویای خود را محقق کنند.
سیراف نماد نابودی بزرگ بندر بزرگ پارسی
«محمد اسماعیل اسماعیلی جلودار» باستانشناس و سرپرست ۳ فصل از کاوشهای محوطههای باستانی سیراف است. کاوشهایی که بهرغم تمام ساخت و سازهای به صورت نامنظم و محدود صورت گرفته، همچنان درحال پیگیری تداوم آن است تا بخشهای باقیمانده از این سند مهم تاریخی ثبت شود.
این باستانشناس و استاد دانشگاه تهران با بیان این مطلب که ۵۰ درصد محدوده شهری بندر سیراف پهنه آثار تاریخی است که ثبت ملی شده و حدود ۷۰ درصد محدوه آثار تاریخی این منطقه در سالهای اخیر مورد ساخت و ساز قرار گرفته استمیگوید: واقعیت این است که سیراف تقریبا نابود شده و هیچکس نیست به این منطقه مهم تاریخی کمک کند. ساخت بنای چند طبقه در عرصه آن و ساخت و سازهایی که به سرعت در محوطهها و عرصههای تاریخی آن پیشروی میکند، بدون آنکه مانعی بر سر این حجم بزرگ از ساخت و ساز ایجاد شود، یک بحران بزرگ در تاریخ حفاظت از آثار تاریخی ایرانی در خلیج فارس است.
او میگوید: کافی است نقشه سیراف را در بازههای زمانی ۲۰ سال گذشته در «گوگل ارث» جستجو کنید با مقایسه سال به سال آن بهراحتی میتوانید گسترش ساخت و سازها را علیرغم اینکه محوطهها ثبت و عرصه و حریم آنها نیز ابلاغ شده است، مشاهده کنید.
وی میافزاید: دستگاههایی نظیر شهرداری در پاسخ به اعتراضها اعلام میکند به ما ارتباطی ندارد و مردم با اینکه خلاف ضوابط میراث فرهنگی ساخت و ساز میکنند، با پرداخت جریمه به شهرداری بهکار خود ادامه میدهند و آب و برق هم میگیرند.
این باستانشناس حوزه خلیج فارس معتقد است، ساخت و سازهای صورت گرفته بیشتر از ۶۰ درصد محوطههای باستانی سیراف را از بین برده و سیراف، یک فاجعه تمام عیار و نمود بزرگ نابودی یک بندر بزرگ تاریخی پارسی است که به واسطه کاوشهای بزرگ ایران و انگلیس و باستانشناسان ایرانی در دنیا شناخته شده و پتانسیل تبدیل به بزرگترین سایت گردشگری ایران را داراست.
آنطور که اسمعیلی جلودار میگوید: با اینکه بارها گفته شده که قرار است زمین معوض به مردم داده شود تا هم مشکل مردم حل شود هم مشکل محوطههای تاریخی، اما ارگانها عملا نتوانستهاند کاری انجام دهند.
این باستانشناس تاکید میکند: بندر باستانی سیراف نهتنها در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده که عرصه و حریم آنها نیز مصوب و ابلاغ شده است. با اینکه بندر تاریخی سیراف تمامی ضوابط بازدارنده قانونی را دارد، اما به دلیل حضور شرکتهای نفت و گاز و افزایش قیمت زمین همچنان شاهد پیشروی ساخت و سازها بدون توجه به ضوابط و ممنوعیتهای مرتبط با حفظ میراثفرهنگی در این منطقه هستیم لذا عاجزانه از همه دستگاههای مسئول انتظار عمل به وظایف قانونیشان وجود دارد تا این تخلفات آشکار در روز روشن خاتمه یابد.
پی نوشت اول فارس:بندر سیراف شهری تاریخی و بندری در شهرستان کنگان استان بوشهر در جنوب ایران و حاشیه خلیج فارس است. سیراف در گذشته از شهرهای یهودی نشین ایران بودهاست.
سیراف در شاهنامه فردوسی
در شاهنامه فردوسی از بندر سیراف یاد شدهاست، وَسْتای یزدانپرست پهلوان دوره هرمزد پسر انوشیروان را از این شهر میداند. زمانی که خسروپرویز از دست و هرمزد پسر انوشیروان فرار میکند گروهی از بزرگان به یاری خسرو پرویز میشتابند و او را شاه ایران میخوانند. که وستای از شهر سیراف از این جمله بود.
ز سیراف وستای یزدانپرست | ز عمان چو خَنْجَست چون پیل مست | |
ز کرمان چو بیورد گردِ سوار | ز شیراز چون سامِ اسپندیار | |
یکایک به خسرو نهادند روی | سپاه و سپهبد همه شاهجوی | |
همیگفت هرکس که ای پور شاه | تو را زیبد این تاج و تخت وکلاه |
این بندر مابین بندر کنگان و بندر عسلویه در کرانه خلیج سیراف واقع شدهاست و دارای معماری خاصی میباشد. این بندر بین دریا و کوه قرار گرفته و تنها دارای یک خیابان است. در بعضی جاها فاصله کوه تا دریا به ۳۰ متر هم نمیرسد به همین دلیل برخی خانههای مردم روی کوه بنا شدهاست.

از آثار تاریخی آن میشود به قلعه نصوری و آثار باستانی بنای مسجد جامع (که بر روی پی یک عمارت ساسانی ساخته شده)، بازار باستانی سیراف و گور دخمهها و سیستم آبرسانی دوره ساسانی اشاره کرد.
در زمان تجارت جاده ابریشم این بندر نقش به سزایی در تجارت بینالمللی داشتهاست.
اورل اشتاین در کتاب بررسیهای تاریخی در شمال غربی هندوستان در سال ۱۹۳۷ نیز این روایت را تأیید میکند. لویی وایدربرگ باستانشناس فرانسوی بندر سیراف را شهری کاملاً یهودی میداند که کار ساکنانش تجارت ابریشم بودهاست.
پیشینه
[ویرایش]
در زمان تجارت جاده ابریشم این بندر نقش به سزایی در تجارت بینالمللی داشتهاست.
اورل اشتاین در کتاب بررسیهای تاریخی در شمال غربی هندوستان در سال ۱۹۳۷ نیز این روایت را تأیید میکند. لویی وایدربرگ باستانشناس فرانسوی بندر سیراف را شهری کاملاً یهودی میداند که کار ساکنانش تجارت ابریشم بودهاست.
در کتاب حدود العالم (۳۲۷ هجری) نوشته شدهاست که:
سیراف شهری بزرگ و گرم است و هوایی درست دارد و جای بازرگانی است و بارگاه پارس است
اصطخری دربارهٔ سیراف میگوید که:
در پارس فرضه بزرگ آن است شهری بزرگ از اعیان پارس و در آنجا کشت و کشاورزی نباشد
ابن حوقل مینویسد که:
از بزرگترین شهرهای اردشیر خوره سیراف است که شهر پرجمعیتی است و مردم آن پولهای گزاف در ساختن بناها صرف میکنند
یاقوت حموی وجه تسمیه سیراف را از شیر و آب میداند که به گفته یاقوت محل وقوع افسانه کیکاوس سیراف بودهاست. در اینجا بودهاست که این شهریار به هنگام کوشش برای عروج به آسمان باز به سوی زمین بازگشت. چون شیر و آب طلب کرد این شهر بدان نامیده شد. سیراف مرکز مهم تجارت دریایی بود که کالاهای مورد نیاز خاورمیانه را از طریق هندوستان، چین، جنوب شرقی آسیا و شرق آفریقا تأمین میکرد و دریانوردان آن از یک طرف تا سواحل جنوبی عربستان و سواحل شرقی آفریقا، و از طرف دیگر تا سواحل هندوستان، چین جزایر اقیانوس آرام و حتی تا جزایر ژاپن ارتباط برقرار میکردند؛ و نقش واسطه راه آبی ابریشم را به غرب داشتهاست.
بندر سیراف به واسطه توجه پادشاهان ساسانی به خلیج فارس و بنادر آن، در حدود قرن سوم میلادی پدید آمد. اردشیر بابکان مؤسس سلسله ساسانی با هدف گسترش بازرگانی در خلیج فارس و مناطق مجاور و تأمین امنیت پس کرانههای ایالت فارس به بنا یا تجدید بنای یازده شهر که عمدتاً در سواحل جنوبی ایران و مناطق شمالی خلیج فارس بودند دست زد که یکی از آنها بندر سیراف بود.
سیراف در مرکز سواحل شمالی همدوش با بندر ابله در انتهای سواحل در تجارت خلیج فارس، راه ابریشم یا راه ادویه را با هند و چین پدیدآورده بودند که کالاها و محصولات ملل حوزه خلیج فارس و مهمتر از همه ایران و عراق را به هند و چین حمل میکردند و در برگشت، کالاها و محصولات شرق دور را که از همه معروفتر ابریشم بود، به سیراف، ابله و سرزمینهای حوزه خلیج فارس میرساندند. از مهمترین شاهراههای تجاری سیراف، راهی بود که از راه اقیانوس هند، سیراف را به چین مربوط میکرد.
سلیمان سیرافی که خود به چین سفر کرده بود، مینویسد که کالاها از بصره و عمان و دیگر نقاط به سیراف فرستاده میشد، و این به علت وضعیت مساعد بندر سیراف، کم عمقی آب در برخی از جاهای این دریا، کالاها بر کشتیهای چینی بارگیری میشدند صادرات سیراف شامل اقلام کالایی است که از راه دریا به آنجا وارد شدهاست: عود، عنبر، جواهر، مروارید، صندل و همچنین مواد خوشبوی دیگر. سیراف زمینه مصرف این کالاها را در فارس و تمام دنیا تأمین میکند و بندری است که این اجناس در آنجا بارگیری میشود.
اهالی سیراف ثروتمندترین مردم فارس شمرده میشوند، بعضی از آنها دارای سرمایههای شصت میلیون درهمی هستند که همه از راه تجارت دریایی کسب کردهاند. در شهرهای ساحلی و در سراسر دریا مردم سیراف شان خاصی دارند.