ساخت ماشین خورشیدی با وسایل فرسوده توسط نوجوان روستایی در فارس
علیاصغر نوذری، نوجوان ۱۴ سالهای از روستای ملای انبار شهرستان کوهچنار در استان فارس است که با کمترین امکانات، ماشین، ربات و دستگاههای ابتکاری میسازد؛ استعدادی که در مسابقات نیز دیده شده اما هنوز چشمانتظار حمایت برای ادامه مسیر است.

به گزارش اول فارس از کوهچنار، در یکی از خانههای ساده روستای چکک از توابع بخش کوهمره نودان در فاصله ۴۰ کیلومتری شمالی کازرون، پشت دری فلزی و قدیمی، اتاق کوچکی وجود دارد که سالهاست نقش کارگاه را برای یک نوجوان بازی میکند.اتاقی پر از سیمهای رنگی، چرخدندهها، موتورهای دست دوم و چوبهای تراشخورده. روی میز، نیمهکاره یک ماشین کوچک دیده میشود و گوشه اتاق، بقایای رباتهایی که هرکدام بخشی از مسیر یادگیری او بودهاند.
در چنین فضایی، علیاصغر نوذری، نوجوان ۱۴ سالهای که در دل یک روستا بدون کارگاه و کلاس تخصصی رشد کرده، حالا به مخترعی کوچک تبدیل شده است. خانوادهاش میگویند از کودکی همیشه وسایل را باز میکرده و شکل تازهای میساخته؛ همان کنجکاوی کودکانه، امروز به مهارتی واقعی تبدیل شده است.شروع مسیر از کنجکاویهای کودکانه علیاصغر، نوجوان مخترع استان فارسی ابتدا درباره آغاز مسیرش گفت: از ۱۲ سالگی حرفهای این مسیر را شروع کردم و الگوی خاصی در خانواده نداشتم. اول وسیلههای کوچک میساختم، بعد رفتم سراغ ساخت چیزهای بزرگتر مثل ماشین.
او تاکنون ۲ مدل ماشین ساخته است؛ یکی شخصی و دیگری مخصوص مسابقه. ماشین مسابقهاش با موتور سیکلت، محور عقب دستساز و سیستم خورشیدی و شارژی کار میکند. بخشی از قطعات را از وسایل خراب، قطعات بازیافتی یا وسایل دستدوم جمع کرده است، وی دراینباره گفت: بیشتر وسایلی که در ساخت ماشین هایم استفاده کردم نو نبود و از قطعاتی که پیدا میکردم و دست دوم بود بیشتر بهره بردم.

او به ماشین خورشیدی اشاره کرد و توضیح داد: این ماشین را با این هدف به صورت شارژی و خورشیدی ساختم که آسیب و زیان های کمتری داشته باشد و همچنین از انرژی پاک استفاده کند و جایگزین سوخت های تجدیدپذیر شود. این نوجوان به مسابقات رباتیک علاقه زیادی دارد و در این خصوص گفت: بخاطر علاقهام به ساختن و اختراع کردن، دو ربات جنگجو و فوتبالی ساختم که در مسابقات رباتیک کازرون اول شدم و همچنین در مسابقات نیریز و فسا نیز شرکت کردم.علیاصغر قسمتی از مسیر را خودش یاد گرفته، اما حضور در یک کلاس رباتیک در کازرون باعث شد سرعت پیشرفت او بیشتر شود.روایت مادر از استعداد فرزند از مسیر نخبگی و استعداد علی اصغر از مادرش پرسیدیم که با لبخند به گذشته برگشت و گفت: از دو سالگی اسباببازیها را باز میکرد و آنها را به شکل های جدید میساخت و همیشه درباره آنها کنجکاو بود. وقتی کلاس دوم بود معلمان مدرسه استعدادش را دیدند و کارهایی که ساخته بود در جشنواره جابربنحیان شیراز مقام آورد، با وجود پیشرفتی که داشت اما بخاطر شرایط زندگی مجبور شدیم به روستا برگردیم. او ادامه داد: درحال حاضر در روستا زندگی میکنیم و امکانات برای رشد و پیشرفت کم است اما باز هم پسرم دست از تلاش برنداشته و با وسایل دست دوم و بازیافتی به ساختن و خلق کردن میپردازد.

مادر علی اصغر بیشتر توضیح داد: برای پیشرفت بهتر، پسرم را در کازرون به کلاس رباتیک فرستادیم و خیلی برای او موثر بود و باعث شد به اختراعات بزرگتری مثل ساخت ماشین فکر کند. با اینکه شرایط مالی سخت بود اما ما تا جایی که توانستیم هر قطعهای که لازم داشت را برایش تهیه کردیم تا دست از تلاش برندارد.
وی با بیان اینکه با وجود همه خلاقیتها، هیچکدام از کارهای او ثبت نشده است، گفت: دوست دارم اختراعات پسرم ثبت و عضو بنیاد نخبگان بشود و مطمئن هستم اگر حمایت جدی از کارهایش صورت بگیرد قطعا به درجات بالایی میرسد. ساختههای بیشتر؛ از دستگاه جوجهکشی تا کشتی موتوردار علیاصغر با بیان اینکه علیاصغر که فقط ماشین یا ربات نساخته، گفت: از دیگر اختراعاتم دستگاه جوجهکشی هوشمند است و یک کشتی چوبی که موتور و چراغ دارد و وسیله های دیگر با کاربردهای مختلف.
او توضیح داد: بیشتر ایدهها را از نیازهای اطرافم الهام میگیرم، مثلو مشکلات روستا و اطرافم را که میبینم و به راهحل فکر میکنم، دوست دارم وسایلی بسازم که بتواند مشکلی را حل کند.آینده روشن است، اگر کسی چراغی روشن کنداین نوجوان برای آینده برنامه دارد، آیندهای که در این گفتگو به آنها پرداخت و توضیح داد: در آینده دوست دارم اطلاعات بیشتری کسب کنم و مهارتهایم را گسترش بدهم تا بتوانم وسایل جدید و کاربردی تری اختراع کنم و به جامعه و مردم کشورم به واسطه این اختراعات کمک کنم. وقتی از احساسش هنگام بهثمر رساندن یک پروژه پرسیدم، گفت: هنگامی که یک ایده به واقعیت تبدیل میشود؛ خیلی حس خوبی میگیرم و این انگیزه ای میشود که پرقدرت تر به مسیر ادامه دهم. علی اصغر نوذری در پایان از زحمات و حمایت های خانوادهاش تشکر کرد و گفت: حمایت های خانواده به خصوص پدر و مادرم در مسیر پیشرفت من بسیار موثر بوده است.

داستان علیاصغر نوذری، داستان استعدادهایی است که در سکوت روستاها متولد میشوند و بدون امکانات، با کمترین ابزار، رویاهای بزرگ میسازند. نوجوانی که از قطعات فرسوده، ماشین خورشیدی میسازد، از چوب و مقوا ربات میسازد و از دل محدودیتها، امید بیرون میکشد، آیندهاش روشن است؛ اگر دستی از راه برسد و این چراغ را خاموش نگذارد.منبع:فارس



