خبرهای اجتماعی

راز “غرق در رختخواب” پس از ۴۰ روز فاش شد/ قتلی که با یک کارتن خالی یخچال کلید خورد

چندین سال پیش، تیم جنایی برای بررسی مرگ مشکوک مردی در رختخواب خود وارد عمل شدند؛ اما گزارش پزشکی قانونی از علت “غرق‌شدگی” حکایت داشت. معمایی که با کشف یک کارتن خالی یخچال در پارکینگ، راز یک قتل پیچیده و یک باند مواد مخدر را برملا کرد.

به گزارش اول فارس، چندین سال پیش پرونده عجیبی روی میز تیم جنایی قرار گرفت که تا مدتها ذهن کارآگاهان را به خود مشغول کرد؛ مردی میانسال در رختخواب خودش جان باخته بود، اما علت مرگ چیزی نبود که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت.

مرگ در آرامش یا جنایت در خفا؟

سرهنگ فرهاد شمس‌آبادی، کارآگاه پیشین پلیس آگاهی، در تشریح این پرونده به اول فارس گفت: چندین سال پیش، تیم گشت برای همکاری با تیم جنایی به محلی اعزام شد تا موردی را بررسی کند؛ چراکه اعلام شده بود شخصی در رختخواب خود فوت شده است. مورد به عنوان مرگ مشکوک گزارش شده بود.

وی افزود: پیکر مرحوم در رختخواب بود و ی‌کسری مایعات از بینی او خارج و روی بالشت ریخته و بالشت هم خیس شده بود. تیم جنایی بررسی‌های لازم را انجام داد و جنازه برای بررسی علت فوت به پزشکی قانونی ارجاع شد.

همسایه‌ها ماجرا را به پلیس گزارش داده بودند. آنها متوجه شده بودند در خانه متوفی باز است و هر چه او را صدا می‌زنند، پاسخی نمی‌شنوند. برای همین وارد خانه شده و با پیکر بی‌جان او در رختخواب مواجه شده بودند.

غرق‌شدگی در رختخواب؟

چند روز بعد، گزارش پزشکی قانونی شوک‌آور بود. سرهنگ شمس‌آبادی ادامه داد: پزشکی قانونی اعلام کرد علت مرگ غرق‌شدگی است، اما مگر امکان داشت کسی در رختخوابش غرق شود! به همین خاطر تیم ما روی پوشه مربوط به این مورد نوشت: «غرق در رختخواب.»

این تناقض آشکار، تیم جنایی را به این نتیجه رساند که موضوع حکایت از یک جنایت دارد. اما مشکل اینجا بود که صحنه جرم به هم ریخته بود، چون در گام اول این مورد به عنوان یک جنایت اعلام نشده بود و شواهد اولیه دستکاری شده بودند.

سرنخ عجیب در پارکینگ

در بازگشت به صحنه و بررسی مجدد، یک کارتن خالی یخچال که کنار پارکینگ افتاده بود، توجه کارآگاهان را جلب کرد. سرهنگ شمس‌آبادی گفت: از همسایه‌ها پرس و جو کردیم تا مشخص شود چه کسی به تازگی یخچال خریده است. اهالی ساختمان اظهار کردند که هیچ‌کدام یخچال نخریده‌اند.

وی افزود: تیم ما جزئیات کارتن را با دقت بررسی کرد. در بخشی از کارتن لکه آبی وجود داشت که خشک شده بود. باید مشخصات کارتن را بررسی می‌کردیم تا متوجه شویم کارتن برای کدام مغازه بوده است.

مسیری که به قاتل ختم شد

با پیگیری‌های صورت گرفته، مشخص شد کارتن متعلق به یک مغازه فروش لوازم خانگی است. فروشنده اعلام کرد از این مارک حدود ۲۷-۲۸ دستگاه فروخته بود. در نهایت با بررسی‌های بیشتر مشخص شد یخچال با مشخصات این کارتن به کدام مشتری فروخته شده است.

سرهنگ شمس‌آبادی ادامه داد: از مغازه‌دار سوال کردیم که این یخچال با چه وسیله‌ای و برای کجا ارسال شده است. شاگرد مغازه عنوان کرد که یخچال را با یک وانت ارسال کرده و پاتوق این وانت فلان جاست.

روزها گذشت و کارآگاهان هر روز از پاتوق وانت سرکشی می‌کردند. تا اینکه بعد از چند روز پیگیری، شاگرد مغازه گفت راننده را دیده و مشخصات پلاک او را برداشته است. جالب اینکه پلاک ماشین برای تهران نبود، بلکه مربوط به یکی از استان‌های شمال غربی ایران بود.

راننده‌ای که کم کم به یاد آورد

از طریق پلیس راهنمایی و رانندگی راننده پیدا شد، اما او در ابتدا گفت که یادش نمی‌آید یخچال را به چه کسی فروخته است. سرهنگ شمس‌آبادی با اشاره به هوشیاری این راننده گفت: تیم ما تاریخ فوت متوفی را داشت. بعد از کلی صحبت کردن با او بالاخره گفت یک چیزهایی یادش آمده و دو، سه آدرس به ما داد.

اما این تازه اول ماجرا بود. کارآگاهان با یک چالش بزرگ روبرو بودند. شمس‌آبادی توضیح داد: نمی‌توانستیم در خانه مردم را بزنیم و بگوییم؛ سلام علیکم کسی که فوت شده را می‌شناختید؟ یا این جنازه را شما جابه‌جا کردید؟ می‌خواهم بگویم سختی کار ما چقدر است!…

زندگی پنهان مقتول

در نهایت سه تیم تشکیل و آدرس‌ها شناسایی شد. ابتدا با خانواده متوفی صحبت شد. طبق اظهارات آنها، فرد متوفی از همان استان شمال غربی به تهران آمده و یک آپارتمان کوچک اجاره کرده بود.

سرهنگ شمس‌آبادی گفت: متوفی از محل زندگی‌اش به تهران می‌آمد تا از بازار ی‌کسری لوازم خانگی خریداری کند و بعد به همان شهر محل سکونتش در استان غربی کشور برود تا آنجا این اجناس را بفروشد. خانه‌ای که متوفی در آن فوت شده بود آپارتمان کوچکی بود که برای خودش اجاره کرده بود تا چند روزی که به تهران برای خرید می‌آید در آنجا استراحت کند.

ردپای یک دلال در لیست تماس‌ها

خانواده چند آدرس دیگر هم در اختیار پلیس گذاشتند. یکی از این آدرس‌ها متعلق به فردی بود که هم‌صنف متوفی بود. کارآگاهان از خانواده خواستند تلفن همراه مقتول را در اختیار آنها بگذارد. در بررسی‌ها مشخص شد شماره تماس این فرد در لیست تماس متوفی هم وجود داشته است.

بررسی‌ها نشان داد این فرد یک دلال است که از مناطق شرقی یا غربی کشور لوازم می‌خریده و به تهران می‌آمده و اجناس را تکمیل می‌کرده و به عمده‌فروش می‌فروخته است. تیم به‌طور نامحسوس این دلال را زیر نظر گرفت.

از قاچاق مواد تا قتل

سرهنگ شمس‌آبادی فاش کرد: در نهایت مشخص شد فرد دلال یک باند داشته و به مواد مخدر صنعتی هم آلوده شده است. یک‌بار که به مناطق مرزی رفته بود به فکرش رسیده بود کنار اجناسی که خریداری می‌کند، مواد مخدر هم بخرد. مجرمان وقتی در کار خلاف می‌افتند، حریص می‌شوند.

وی افزود: این دلال در کنار اجناس، مواد مخدر می‌خرد و در اجناس جاساز می‌کند. یک روز اشتباهی مرتکب می‌شود و بدون اینکه مواد مخدر را از اجناس خالی کند، به متوفی می‌فروشد. متوفی متوجه این ماجرا می‌شود و سراغ دلال می‌رود و اعتراض می‌کند.

چگونگی قتل در حوضچه انبار

دلال یک انبار بسیار بزرگ داشت که داخل آن یک حوضچه بود. روز حادثه، دلال قصد داشته متوفی را به قتل برساند. متوفی فرار می‌کند، اما حین فرار پایش لیز می‌خورد و داخل این حوضچه می‌افتد. فرد دلال هم با یک چوب او را به زیر آب فشار می‌دهد تا غرق شود.

کارآگاه پیشین پلیس آگاهی ادامه داد: بعد از قتل، دلال او را از آب خارج می‌کند و صبر می‌کند تا لباس‌هایش خشک شود. سپس جنازه را داخل همان کارتن یخچال قرار می‌دهد. شبانه به همراه همدستش، متوفی را به خانه‌اش می‌برند و در رختخواب می‌گذارند تا مرگ طبیعی جلوه کند.

پایان یک معمای جنایی

در نهایت فرد دلال به عنوان متهم به قتل دستگیر شد و پرونده مواد مخدر او نیز به پلیس مبارزه با مواد مخدر ارجاع داده شد. سرهنگ شمس‌آبادی با اشاره به سختی‌های کار پلیس در این پرونده گفت: این پرونده نشان داد گاهی یک کارتن خالی ساده می‌تواند سرنخ یک قتل پیچیده باشد و عدالت را به اجرا درآورد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا