آخرین اخبار

بازگشت ناامیدکننده نوا لانچر؛ احیای به‌روزرسانی‌ها در کنار جنجال تبلیغات و ردیابی

پس از ماه‌ها نگرانی درباره‌ی آینده Nova Launcher، حالا نشانه‌هایی از «احیا»ی دوباره‌ دیده می‌شود. شرکت سوئدی Instabridge در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد نوا لانچر را خریداری کرده و قصد دارد آن را «پایدار، سازگار با اندرویدهای جدید و به‌طور پیوسته» توسعه دهد. هم‌زمان، صفحه‌ی نوا در گوگل‌پلی هم نشان می‌دهد نام توسعه‌دهنده‌ی برنامه به شرکت Instabridge Sweden AB تغییر کرده و برنامه […]

پس از ماه‌ها نگرانی درباره‌ی آینده Nova Launcher، حالا نشانه‌هایی از «احیا»ی دوباره‌ دیده می‌شود. شرکت سوئدی Instabridge در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۶ اعلام کرد نوا لانچر را خریداری کرده و قصد دارد آن را «پایدار، سازگار با اندرویدهای جدید و به‌طور پیوسته» توسعه دهد. هم‌زمان، صفحه‌ی نوا در گوگل‌پلی هم نشان می‌دهد نام توسعه‌دهنده‌ی برنامه به شرکت Instabridge Sweden AB تغییر کرده و برنامه در فوریه ۲۰۲۶ به‌روزرسانی شده است.

اما همین «بازگشت» خیلی زود با یک بحث حساس همراه شد: Instabridge، مالک جدید، در کنار وعده‌ی ادامه‌ی حیات، از نیاز نوا به «مدل درآمدی پایدار» حرف می‌زند و می‌گوید گزینه‌هایی مثل نسخه رایگانِ تبلیغ‌محور را ارزیابی می‌کند؛ با این تأکید که اگر تبلیغات اضافه شود، نسخه غیررایگان Nova بدون تبلیغ باقی خواهد ماند.

اعتراض کاربران از کجا شروع شد؟

گزارش‌های رسانه‌ای و بازخورد کاربران نشان می‌دهد نگرانی اصلی صرفاً «وجود تبلیغ» نیست؛ بلکه ترس از این است که یک لانچر (که به طور طبیعی با صفحه اصلی، الگوی استفاده و رفتار روزمره کاربر در تماس دائمی است) به سمت ردیابی الگوها و تبلیغات هدفمند حرکت کند. در برخی گزارش‌ها هم به حضور SDK‌ها/مولفه‌های تبلیغاتی مانند Facebook Ads و Google AdMob در نسخه‌های جدید اشاره شده و همین موضوع حساسیت‌ها را بیشتر کرده است.

این نگرانی وقتی پررنگ‌تر شد که سیاست‌نامه حریم خصوصی نوا (با تاریخ ۲۸ ژانویه ۲۰۲۶) در بخش‌های مرتبط با قوانین حریم خصوصی از «اشتراک‌گذاری/فروش» داده برای cross-context behavioral advertising (تبلیغات رفتارگرایانه‌ی بین‌زمینه‌ای) صحبت می‌کند؛ عبارتی که برای بسیاری از کاربران معادل ورود جدی‌تر به اکوسیستم تبلیغات بر اساس رفتار کاربر و اشتراک‌گذاری داده‌های آن‌ها تلقی می‌شود.

چرا این فضا یادآور «کلیپی» و لوئیس راسمن است؟

درست در همین نقطه، اعتراض کاربران نوا از نظر معنایی به یک موج بزرگ‌تر شبیه می‌شود: موجی که لوئیس راسمن با کمپین Clippy نمادسازی آن را آغاز کرد.

«کلیپی» (Clippy) اسمِ رایجی است که مردم به شخصیت گیره‌کاغذِ Office Assistant مایکروسافت داده بودند؛ نام رسمی‌اش در خودِ آفیس Clippit بود، یک دستیار کارتونی که از Office 97 تا Office 2003 داخل آفیس می‌آمد و کنار صفحه ظاهر می‌شد تا با دیدن کار شما (مثلاً نامه نوشتن) پیشنهاد و راهنمایی بدهد. چون «نگاه کردن» کلیپی فقط به داخل منوهای همان برنامه، برای همان لحظه و با امکان خاموش کردن بود، بیشتر «کمک‌رسانِ زمینه‌محور» محسوب می‌شد؛ یعنی بر خلاف امروز داده‌ها ذخیره/شخصی‌سازی نمی‌شد، عملکرد آن شفاف بود و به بیرون هم ارسال نمی‌شد.

راسمن «کلیپی» را مفید می‌دانست نه به‌خاطر اینکه دستیار خوبی بود، بلکه چون می‌خواست کلیپی یک نماد ساده و همه‌فهم برای اعتراض به مسیر امروزِ فناوری بشود. از نگاه او کلیپی هرچند مزاحم بود، اما نماینده‌ی دوره‌ای بود که ابزارها معمولاً فقط «کمک‌کننده» بودند و وارد چرخه‌ی ردیابی، داده‌کاوی و تبلیغات هدفمند نمی‌شدند و مهم‌تر اینکه کاربر می‌توانست آن را کنار بگذارد. او با انتخاب کلیپی می‌خواست یک پیام جمعی به سرعت منتقل شود: اعلام مخالفت کاربران با این الگو که شرکت‌ها بعد از توزیع نرم‌افزار، قواعد را عوض می‌کنند، کاربران را به مدل‌های اشتراکی/تبلیغاتی سوق می‌دهند و کنترل و مالکیت واقعی را از کاربر می‌گیرند.

راسمن در سال ۲۰۲۵ از کاربران خواست عکس پروفایل‌شان را «کلیپی» بگذارند؛ به گفته راسمن، کلیپی (که در دهه ۹۰ صرفاً یک منگنه چشم‌‌گرد بامزه بود) نه اطلاعات کاربر را سرقت می‌کرد و نه چیزی را به او تحمیل می‌کرد؛ اما سرویس‌های مدرن، از موتورهای جستجو گرفته تا شبکه‌های اجتماعی، مدام در حال جمع‌آوری داده‌های ما و نقض حریم خصوصی هستند. یعنی یک اعتراض بی‌صدا علیه روندهایی مثل data harvesting (داده‌کاوی/جمع‌آوری گسترده داده)، تبلیغات هدفمند و به‌طور کلی زیاده‌روی شرکت‌های بزرگ فناوری آغاز شد. همان کلیدواژه‌هایی که امروز در اعتراضات بخشی از کاربران نوا هم تکرار می‌شود.

ایده مرکزی این اعتراض‌ها ساده است: وقتی یک ابزار «کاربرمحور» برای بقای اقتصادی وارد زنجیره تبلیغات رفتاری و ردیابی رفتار کاربر می‌شود، خطر تبدیل شدن از یک «ابزار کمک‌کننده» به «ابزار نظارت» بالا می‌رود، دقیقاً همان تغییری که منتقدان اکوسیستم صنعت تبلیغات (از جمله راسمن در چارچوب کارزار کلیپی) روی آن دست می‌گذارند.

البته باید منصف بود و گفت تا جایی که منابع عمومی نشان می‌دهد، راسمن مشخصاً درباره‌ی خود لانچر Nova موضع‌گیری مستقیمی منتشر نکرده است. با این حال، «زبان اعتراض» مشترک است: کاربران نوا می‌گویند اگر احیای یک محصول محبوب به بهای افزایش ردیابی و تبلیغات رفتارگرا تمام شود، این احیا از دید آنها یک عقب‌گرد در ارزش‌های حریم خصوصی است، همان دغدغه‌ای که کلیپی را به یک نشانه‌ی اعتراضی همگانی تبدیل کرد.

 

برچسب ها : ,,لانچر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا