تله سه زن تبهکار برای مردان متأهل با «نقاش بلوند»
تهران _ اول فارس، زنی که در پوشش نقاش و با ترفند ترساندن مردان متأهل از افشای رابطه، اقدام به سرقتهای سریالی میکرد، دستگیر شد. وی با بیهوش کردن یک طلافروش، ۱۰ میلیارد تومان طلا را برای آزادی شوهر زندانیاش ربود.
به گزارش اول فارس ، چند روز قبل زنی در تماس با پلیس از سرقت خانهاش خبر داد و گفت: «امروز از صبح خانه نبودم وقتی برگشتم با صحنه عجیبی روبهرو شدم. همسرم روی کاناپه بیهوش افتاده بود اما وسایل پذیرایی روی میز نشان میداد که انگار شوهرم میهمان داشته است. بدین ترتیب با اورژانس تماس گرفتم اما وقتی خانه را بررسی کردم متوجه شدم حدود ۱۰ میلیارد تومان طلا و سکه سرقت شده است. »
وقتی کارآگاهان به خانه آنها رفتند، مرد جوان گفت: «من طلافروشی دارم مدتی بود که زن جوانی به نام المیرا برای خرید طلا به مغازهام میآمد. او خودش را نقاش معرفی کرده و مدعی بود که نمایشگاههای مختلفی برای کارهایش برگزار کرده است. چون مشتری ثابت من بود کمکم به او اعتماد کردم. تا اینکه خودش پیشنهاد داد تابلویی از من نقاشی کند و من هم قبول کردم. یک روز که همسرم در خانه نبود المیرا را به خانه دعوت کردم تا پرتره مرا نقاشی کند. بعد از پذیرایی او سرگرم کار شد اما چند لحظهای که گذشت بیهوش شدم و وقتی به هوش آمدم متوجه سرقت شدم.»
راز سرقتهای سریالی
با شکایت مرد طلافروش، بازپرس دادسرای ویژه سرقت دستور تحقیقات را صادر کرد و در بازبینی دوربینهای مداربسته مغازه و خانه مرد طلافروش تصویر المیرا به دست آمد. با سرنخهایی که زن جوان در این مدت از خود به جا گذاشته بود، هویت او شناسایی و وی دستگیر شد.
المیرا که هرگز تصور نمیکرد مرد طلافروش از او شکایت کند، با اعتراف به سرقتهای سریالی مشابه از خانه مردان متأهل گفت: «من و دو همدستم مردان ثروتمند را شناسایی میکردیم و با ترفندی به سراغشان میرفتیم، آنها هم از ترس اینکه همسرانشان متوجه ماجرا شوند شکایتی نمیکردند و ما از این راه پول خوبی به دست میآوردیم.»
با اعتراف المیرا، دو همدست دیگر او نیز بازداشت شده و تحقیقات برای شناسایی سایر مالباختگان احتمالی اعضای این باند ادامه دارد.
سرقت برای آزادی همسر
المیرا که سردسته باند است درباره انگیزه خود از این کار گفت: «برای آزادی همسرم به پول نیاز داشتم. همسرم چند سال است به زندان افتاده و من دلم میخواست حداقل امسال شب عید نزد من و پسرم باشد.»
همسرت به چه جرمی بازداشت شده است؟
همسرم بیگناه است، در یک شرکت لیزینگی کار میکرد که به اتهام کلاهبرداری با چند نفر دیگر بازداشت شد. سردسته باند فراری است و پلیس همدستان او را بازداشت کرد و دادگاه حکم بر رد مال در صورت رضایت شاکیها را صادر کرد.
شگردت برای سرقت چه بود؟
مردان متأهل و پولدار، طعمههای ما بودند. به آنها به بهانههای مختلف نزدیک میشدم. اغلب خودم را نقاش و هنرمند معرفی میکردم و مدعی میشدم که میتوانم پرتره و تصویر آنها را نقاشی کنم و به این بهانه وارد خانهشان میشدم. ما مردان متأهلی را انتخاب میکردیم که از ترس لو رفتن ماجرا و فهمیدن همسرانشان شکایت نکنند. تا به حال هم کسی شکایت نکرده بود و مرد طلافروش اولین شاکی ماست.
فکر نکردی اگر تو هم دستگیر شوی، سرنوشت پسرت چه میشود؟
چارهای نداشتم، من یک فروشنده ساده هستم و درآمدم کفاف زندگی خودم و پسرم را هم نمیدهد چه برسد به اینکه بخواهم رد مال بدهم. به همین خاطر ایده سرقت با این شیوه به ذهنم رسید.
با همدستانت چطور آشنا شدی؟
در پارک. آنها هم مثل من اوضاع مالی خوبی نداشتند. یکی از آنها سوژهها را معرفی میکرد و دیگری نقش فروش طلاها را داشت.