مجازات خیانت به رفیق| سفر دروغین به شیراز برای پنهان‌کاری | قصاص در انتظار پیک موتوری قاتل

پسر جوان که در غیاب دوستش قصد داشت به نامزد او نزدیک شود وقتی با مخالفت دختر نوجوان روبه‌رو شد او را کشت و جسدش را آتش زد، اما از سوی قضات به قصاص محکوم شد.

به گزارش اول فارس ، شهریور سال ۱۴۰۳ جسد سوخته دختر جوانی در یکی از اتوبان‌های پایتخت توسط پاکبانان کشف شد و گزارش این ماجرا، تیم جنایی را راهی صحنه قتل کرد. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد که جسد متعلق به دختری حدوداً ۱۶ ساله است. معاینه اولیه متخصصان پزشکی قانونی نشان می‌داد که دختر نوجوان بر اثر اصابت جسمی سنگین به سر، جانش را از دست داده و بعد از آن توسط قاتل، جسد به آتش کشیده شده است. در بررسی میدانی، سنگ خونینی کشف شد که با آزمایش‌ها از سوی متخصصان پزشکی قانونی مشخص شد دختر نوجوان با آن به قتل رسیده است.

فیلمی از جنایت
در ادامه مشخص شد یکی از دوربین‌های مداربسته اطراف محل فضای سبز مسلط به صحنه قتل بوده و تصاویر جنایت را ضبط کرده است. بدین ترتیب فیلم دوربین‌ها مورد بازبینی قرار گرفت و تصاویر نشان می‌داد مقتول سوار بر ترک موتورسیکلت پسر جوانی به آنجا رفته و لحظاتی بعد آنها باهم جر و بحث کرده و پسر جوان سنگی بزرگ را از روی زمین برداشته و چندین ضربه به سر دختر نوجوان وارد کرده است. با شروع تحقیقات و بررسی پرونده افراد گمشده، سرانجام هویت دختر شناسایی و خانواده‌اش پیدا شد. در تحقیقات از خانواده مهسا مشخص شد، دختر نوجوان با پسری نامزد بوده است اما وقتی پسر جوان به خاطر سرقت به زندان می‌افتد مهسا بعد از این ماجرا با دوست او به نام نیما در تماس بوده و روز حادثه نیز با نیما قرار ملاقات داشته است. با ناپدید‌شدن مهسا، خانواده او با نیما تماس گرفتند اما او مدعی شده از دخترشان بی‌اطلاع بوده و برای تفریح راهی شیراز شده است. تصویر نیما با تصویر پسر جوانی که دوربین‌های صحنه قتل آن را تصویر‌برداری کرده بودند تطابق داده و مشخص شد متهم همان نیما است. در ادامه مشخص شد، نیما، پیک موتوری غذا فروشی در یوسف‌آباد است و در رابطه با مسافرتش به شیراز نیز دروغ گفته است. درنهایت کارآگاهان جنایی موفق به دستگیری او شدند. متهم در تحقیقات به قتل اعتراف کرد و گفت: «وقتی دوستم به زندان افتاد، به بهانه خبر رساندن از او به مهسا با این دختر ارتباط گرفتم، شب حادثه او را به پارک بردم وقتی فهمید قصد دوستی با او دارم شروع به داد و فریاد کرد، من هم ترسیدم و در یک لحظه سنگی را برداشتم و او را کشتم. برای اینکه ردی از خودم به جا نگذارم جسد را آتش زدم.»
 
درخواست قصاص
با اعتراف متهم به قتل، وی در دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. با درخواست اولیای‌دم و با توجه به مدارک موجود در پرونده، قضات شعبه ۵ دادگاه کیفری حکم بر قصاص صادر کردند. با تأیید این حکم در دیوان‌عالی کشور، پرونده برای اجرای حکم به دادسرای امور جنایی پایتخت ارجاع شد. بدین ترتیب متهم جوان در چند قدمی چوبه دار و در لیست محکومان به قصاص قرار گرفت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا