شعر “مردهام بیا به خوابم ” ازسروده های اعظم کریمی
اعظم کریمی، شاعر معاصرتاکنون ۱۱ جلد کتاب شعر با عناوین «رویش شب»، «گاه»، «کوچه»، «آ»، «پرپروک»، «مدینا»، «آهید»، «اندوهان»، «ستارهها چشمک میزنند» و «ندیدار» منتشر کرده است.
به گزارش اول فارس ، اعظم کریمی، شاعر معاصر از جنوب ایران، متولد ۱۳۵۹ در علامرودشت (لامرد، فارس)، در کنار دکترای تخصصی برنامهریزی درسی، به عنوان مشاور تحصیلی و دبیر جامعهشناسی و تاریخ فعالیت میکند. او تاکنون ۱۱ جلد کتاب شعر با عناوین «رویش شب»، «گاه»، «کوچه»، «آ»، «پرپروک»، «مدینا»، «آهید»، «اندوهان»، «ستارهها چشمک میزنند» و «ندیدار» منتشر کرده است.

اعظم کریمی متأهل و مادر سه فرزند است.او با تکیه بر نقشهای چندگانه خود بهعنوان زن، مادر، همسر، دبیر و شاعر، توانسته است صدایی متمایز از ادبیات اقلیمی جنوب ایران ارائه دهد؛ صدایی که در آن دغدغههای زن امروز با ریشههای بومی و دانش آکادمیک آمیخته شده است.
شعر زیر از سروده های اعظم کریمی است که می خوانید:
مردهام بیا به خوابم چون،
حجتی بیبدیل میخواهم
من برای شفای از مردن،
سور در اسرَفیل میخواهم
***
پا پر از ترکش رعب است،
با صدای نشسته در دیوار
ختم کن وحشتم را من
خاطراتی قتیل میخواهم
***
در گذار از سپاه هوشیارت
من برای نبرد تن با تن
لشکری از حضورت اما با،
پادشاهاتِ فیل میخواهم
***
آرزوی شبی تماشایت
کشته در من فراقها را باز
همزمان هم برای دیدارت،
من هزاران دلیل میخواهم
***
در مسیر دوندگانِ چوبین پای،
تا حکیم صراط، مشاییست
پا برای نرفتن با،
احتجاجی ثقیل میخواهم
***
رشته کن پنبه را خودت تن کن،
شادمانی بیاورم این بار
من برای تمام امکانها
افتخارات ایل میخواهم
***
چای و قند و نبات و کافی را
سر بکش خودت که من گاهی
چای تندی به تلخیات اینجا
شسته در زنجبیل میخواهم
***
نقشهی خانهات به من دادی،
چون مهندسترین خطر بودم
من برای گذر از این هجران
دست اعجاز نیل میخواهم
***