روزنامه اعتماد نوشت:
«دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودكفايي كشور بهطور رايگان گسترش دهد.» بند مكتوب، اصل ۳۰ قانون اساسي است، طبق اين بند دولت موظف است هزينه تحصيل دانشآموزان را رايگان كند. اينكه اين قانون در زمين واقعيت چگونه بازي ميكند معادله را براي شهروندان به هم ميريزد.
سالهاست كه اين قانون وجود دارد و سالهاست كه با اين قانون طوري بازي ميشود كه انگار بند 30 در قانون اساسي وجود ندارد. سه ضلع اين مساله آموزش و پرورش، مدرسه و دانشآموزان هستند. مديران مدرسه به اين نتيجه رسيدهاند كه بدون دريافت شهريه امور مدرسه پيش نميرود، آموزش و پرورش هم از طرفي ميگويد شهريه غيرقانوني است و از طرفي ميگويد چارهاي نيست، چون بودجه نداريم؛ اما والدين دانشآموزان هستند كه معمولا با اين بيقانوني كنار نميآيند، زيرا بايد هزينه كنند آن هم در مدرسهاي كه به اسم دولت است.
شايد در وهله اول به نظر برسد كه دو سر اين اختلاف، دانشآموزان و مديران هستند، اما اين صرفا پوسته مساله است؛ زيرا هر دوي اين گروهها درگير يك چالش مشترك هستند؛ نداشتن پول و هر دو چارهاي براي تصميم خود ندارند. امير دانشآموز پايه چهارم ابتدايي يك مدرسه دولتي در جنوب تهران است. به گفته مادر او، آنها سالهاست به دليل چالش شهريه با مدرسه بحث دارند، اما در نهايت مجبور به پرداخت شهريه ميشوند. او در اين باره ميگويد: مدرسهاي كه امير در آن درس ميخواند، دولتي است. اول مهر گفتند كه شهريه از ما نميگيرند، اما آخر سال موقع دريافت كارنامه، اگر هزينهاي تحت عنوان شهريه يا حتي كمك به مدرسه نميداديم، كارنامه فرزندمان را نميدادند. پارسال 800 هزار تومان از ما پول گرفتند اين در شرايطي است كه اگر ما پول داشتيم بچهمان را مدرسه دولتي ثبتنام نميكرديم.
او ميگويد كه فرزندش از سال اول ابتدايي در مدرسه دولتي تحصيل كرده است و هيچ سالي بدون پرداخت شهريه نتوانسته كارنامه را تحويل بگيرد. طبق گفته او و والدين ساير دانشآموزان چندباري به اداره آموزش و پرورش منطقه خودشان مراجعه كردهاند، اما نتيجهاي نگرفتهاند.
به نظر ميآيد اين موضوع را اداره آموزش و پرورش هر منطقه و وزارتخانه هم ميدانند، اما به دليل كسري بودجه كاري از دستشان برنميآيد. رحيمي معلم كلاس اول ابتدايي در اين خصوص ميگويد: «هر سال مدير از ما ميخواهد شهريه را تحت عنوان كمك به مدرسه در طول سال از دانشآموزان دريافت كنيم، زيرا مدرسه براي خرجهاي اوليهاش هم دچار كمبود است. حتي چند باري بازرس از اداره منطقه به مدرسه ما آمد و گفت كه والدين بابت هزينهها شاكي هستند، اما به دليل اينكه ما هم بودجهاي نداريم كه به مدرسه بدهيم، شما هزينهها را از اوليا بگيريد ما هم به اوليا ميگوييم پيگيري ميكنيم. هر سال سختترين كار براي من دريافت كمك به مدرسه از دانشآموزان است، هر سال تعداد زيادي پدر و مادر دانشآموزان ميآيند و از مشكلات خانوادگي و ماليشان ميگويند، اما از طرفي مدير هم به ما فشار ميآورد كه از دانشآموزان هزينه كمك به مدرسه بگيريم تا جايي كه مدير، كلاسها را بابت هزينههايي كه از دانشآموزان ميگيريم، مقايسه ميكند. خيلي از همكارها به دليل فشارهايي كه از سمت مدير ميآيد، دانشآموزان را مجبور ميكنند از والدينشان پول بگيرند، اما فشار اصلي را اداره وارد ميكند.»
در همين مورد شهريور امسال بود كه سخنگوي وزارت آموزش و پرورش اعلام كرد: «گويا اعلام ميكنيم شهريه گرفتن در مدارس دولتي قانوني نيست؛ اگر بحث كمك داوطلبانه باشد ايرادي ندارد، اما هر نوع اجبار در اين خصوص ممنوع است و اوليا ميتوانند به آموزش و پرورش اطلاع دهند.» به نظر ميآيد دولت نيز ميداند كه اين چالش حل نميشود و با همين برخوردهاي پينگپنگي بايد با آن كنار آمد. سخنگوي آموزش و پرورش گفته بود كه ما سرانه مدارس را در طول ماه و سالانه پرداخت ميكنيم، اما اين سرانهها كفاف هزينههاي مدرسه را نميدهد و فقط براي نيازهاي اوليه مثل تعميرات جزيي، خريد اقلام اوليه و هزينه انرژي مدارس است؛ او گفته بود كه اگر بخواهيم كيفيتبخشي براي مدارس داشته باشيم بايد سرانه را افزايش دهيم.
اما به نظر نميآيد هزينهاي كه از سمت اداره منطقه به مدارس داده ميشود، كفاف خرجهاي مدارس را بدهد. مدير يكي از مدارس دولتي جنوب تهران درباره چالش كمبود بودجه در مدارس دولتي ميگويد: «ما هيچ وقت دانشآموزان را مجبور به پرداخت شهريه نميكنيم، يك قيمتي را ميگوييم هر كسي توانست پرداخت ميكند. اما مشكل اينجاست كه وقتي آموزش و پرورش ميگويد از بچهها پول نگيريد ما هزينههاي مدرسه را چگونه پرداخت كنيم؟ بودجه مدرسه به قدري ناچيز است كه براي خريد ابتداييترين اقلام دچار مشكل هستيم. بودجه اداره حتي كفاف سرويس كردن موتورخانه و بقيه موارد را هم نميدهد. در اين شرايط ما مجبوريم از والدين پول بگيريم كه وضعيت فرزندان خودشان راحتتر باشد. اين پولها براي ما نيست همه اينها براي مدرسه هزينه ميشود، اما والدين اين كمبود مالي را درك نميكنند و اداره هم بودجه چشمگيري به ما نميدهد. ما اگر ببينيم دانشآموزي در فشار مالي شديد است هزينهاي دريافت نميكنيم، اما به صورت كلي بدون كمك والدين امور مدرسه پيش نميرود.»
از جيب والدين به كام دولت /مدارس دولتي يا مدارس طبقاتی؟
اول مهر گفتند كه شهريه از ما نميگيرند، اما آخر سال موقع دريافت كارنامه، اگر هزينهاي تحت عنوان شهريه يا حتي كمك به مدرسه نميداديم، كارنامه فرزندمان را نميدادند.
روزنامه اعتماد نوشت:
«دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم سازد و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودكفايي كشور بهطور رايگان گسترش دهد.» بند مكتوب، اصل ۳۰ قانون اساسي است، طبق اين بند دولت موظف است هزينه تحصيل دانشآموزان را رايگان كند. اينكه اين قانون در زمين واقعيت چگونه بازي ميكند معادله را براي شهروندان به هم ميريزد.
سالهاست كه اين قانون وجود دارد و سالهاست كه با اين قانون طوري بازي ميشود كه انگار بند 30 در قانون اساسي وجود ندارد. سه ضلع اين مساله آموزش و پرورش، مدرسه و دانشآموزان هستند. مديران مدرسه به اين نتيجه رسيدهاند كه بدون دريافت شهريه امور مدرسه پيش نميرود، آموزش و پرورش هم از طرفي ميگويد شهريه غيرقانوني است و از طرفي ميگويد چارهاي نيست، چون بودجه نداريم؛ اما والدين دانشآموزان هستند كه معمولا با اين بيقانوني كنار نميآيند، زيرا بايد هزينه كنند آن هم در مدرسهاي كه به اسم دولت است.
شايد در وهله اول به نظر برسد كه دو سر اين اختلاف، دانشآموزان و مديران هستند، اما اين صرفا پوسته مساله است؛ زيرا هر دوي اين گروهها درگير يك چالش مشترك هستند؛ نداشتن پول و هر دو چارهاي براي تصميم خود ندارند. امير دانشآموز پايه چهارم ابتدايي يك مدرسه دولتي در جنوب تهران است. به گفته مادر او، آنها سالهاست به دليل چالش شهريه با مدرسه بحث دارند، اما در نهايت مجبور به پرداخت شهريه ميشوند. او در اين باره ميگويد: مدرسهاي كه امير در آن درس ميخواند، دولتي است. اول مهر گفتند كه شهريه از ما نميگيرند، اما آخر سال موقع دريافت كارنامه، اگر هزينهاي تحت عنوان شهريه يا حتي كمك به مدرسه نميداديم، كارنامه فرزندمان را نميدادند. پارسال 800 هزار تومان از ما پول گرفتند اين در شرايطي است كه اگر ما پول داشتيم بچهمان را مدرسه دولتي ثبتنام نميكرديم.
او ميگويد كه فرزندش از سال اول ابتدايي در مدرسه دولتي تحصيل كرده است و هيچ سالي بدون پرداخت شهريه نتوانسته كارنامه را تحويل بگيرد. طبق گفته او و والدين ساير دانشآموزان چندباري به اداره آموزش و پرورش منطقه خودشان مراجعه كردهاند، اما نتيجهاي نگرفتهاند.
به نظر ميآيد اين موضوع را اداره آموزش و پرورش هر منطقه و وزارتخانه هم ميدانند، اما به دليل كسري بودجه كاري از دستشان برنميآيد. رحيمي معلم كلاس اول ابتدايي در اين خصوص ميگويد: «هر سال مدير از ما ميخواهد شهريه را تحت عنوان كمك به مدرسه در طول سال از دانشآموزان دريافت كنيم، زيرا مدرسه براي خرجهاي اوليهاش هم دچار كمبود است. حتي چند باري بازرس از اداره منطقه به مدرسه ما آمد و گفت كه والدين بابت هزينهها شاكي هستند، اما به دليل اينكه ما هم بودجهاي نداريم كه به مدرسه بدهيم، شما هزينهها را از اوليا بگيريد ما هم به اوليا ميگوييم پيگيري ميكنيم. هر سال سختترين كار براي من دريافت كمك به مدرسه از دانشآموزان است، هر سال تعداد زيادي پدر و مادر دانشآموزان ميآيند و از مشكلات خانوادگي و ماليشان ميگويند، اما از طرفي مدير هم به ما فشار ميآورد كه از دانشآموزان هزينه كمك به مدرسه بگيريم تا جايي كه مدير، كلاسها را بابت هزينههايي كه از دانشآموزان ميگيريم، مقايسه ميكند. خيلي از همكارها به دليل فشارهايي كه از سمت مدير ميآيد، دانشآموزان را مجبور ميكنند از والدينشان پول بگيرند، اما فشار اصلي را اداره وارد ميكند.»
در همين مورد شهريور امسال بود كه سخنگوي وزارت آموزش و پرورش اعلام كرد: «گويا اعلام ميكنيم شهريه گرفتن در مدارس دولتي قانوني نيست؛ اگر بحث كمك داوطلبانه باشد ايرادي ندارد، اما هر نوع اجبار در اين خصوص ممنوع است و اوليا ميتوانند به آموزش و پرورش اطلاع دهند.» به نظر ميآيد دولت نيز ميداند كه اين چالش حل نميشود و با همين برخوردهاي پينگپنگي بايد با آن كنار آمد. سخنگوي آموزش و پرورش گفته بود كه ما سرانه مدارس را در طول ماه و سالانه پرداخت ميكنيم، اما اين سرانهها كفاف هزينههاي مدرسه را نميدهد و فقط براي نيازهاي اوليه مثل تعميرات جزيي، خريد اقلام اوليه و هزينه انرژي مدارس است؛ او گفته بود كه اگر بخواهيم كيفيتبخشي براي مدارس داشته باشيم بايد سرانه را افزايش دهيم.
اما به نظر نميآيد هزينهاي كه از سمت اداره منطقه به مدارس داده ميشود، كفاف خرجهاي مدارس را بدهد. مدير يكي از مدارس دولتي جنوب تهران درباره چالش كمبود بودجه در مدارس دولتي ميگويد: «ما هيچ وقت دانشآموزان را مجبور به پرداخت شهريه نميكنيم، يك قيمتي را ميگوييم هر كسي توانست پرداخت ميكند. اما مشكل اينجاست كه وقتي آموزش و پرورش ميگويد از بچهها پول نگيريد ما هزينههاي مدرسه را چگونه پرداخت كنيم؟ بودجه مدرسه به قدري ناچيز است كه براي خريد ابتداييترين اقلام دچار مشكل هستيم. بودجه اداره حتي كفاف سرويس كردن موتورخانه و بقيه موارد را هم نميدهد. در اين شرايط ما مجبوريم از والدين پول بگيريم كه وضعيت فرزندان خودشان راحتتر باشد. اين پولها براي ما نيست همه اينها براي مدرسه هزينه ميشود، اما والدين اين كمبود مالي را درك نميكنند و اداره هم بودجه چشمگيري به ما نميدهد. ما اگر ببينيم دانشآموزي در فشار مالي شديد است هزينهاي دريافت نميكنيم، اما به صورت كلي بدون كمك والدين امور مدرسه پيش نميرود.»
🔗 لینک کوتاه:
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید