بودجه نهادهای مذهبی،مردم و حرفهای آقای پزشکیان
عباس عبدی در یادداشتی انتقادی، افزایش چشمگیر بودجه نهادهای مذهبی از اواسط دهه ۸۰ را «قاتل جان» استقلال و اثرگذاری این نهادها دانست. او معتقد است در دوران کاهش درآمدهای نفتی، تداوم تخصیص مبالغ هنگفت به این مراکز نه تنها موجب اعتراض مردمی شده که آن را ناعادلانه میبینند، بلکه با تبدیل دین به یک ساختار اداری و وابسته به قدرت، جایگاه اجتماعی آن را تضعیف کرده است. عبدی با هشدار نسبت به «کفگیر به ته دیگ خوردهی دولت»، تنها راه نجات را اصلاح سیاستهای تبلیغی و کاهش تدریجی وابستگی مالی این نهادها به بودجه عمومی برای جلوگیری از تخریب بیشتر نهاد دین پیشنهاد میکند.
عباس عبدی در مطلبی با عنوان بودجه نهادهای مذهبی در اعتماد نوشت:
از سالهای ۱۳۸۴ به بعد به مرور و با سرعت بالا بودجه نهادهای مذهبی یا فعالیتهای قرارگاهی به نام انقلاب و دین افزایش چشمگیری یافت. در آن سالها مشكل خاصی نبود، زیرا درآمدهای نفتی سر به فلك میساییدند، و سالانه با حدود صد میلیارد دلار درآمد نفتی (5/2 برابر بودجه كنونی) هر چه خواستند بریدند و دوختند و بردند و روند رشد این نهادها و نیز نهادهای دولتی مرتبط با سیاستهای محدودكننده مشاركت مردم نیز افزایشی بود و در عوض این بودجه آموزش و پرورش بود كه تكان نمیخورد؛ كمتر میشد كه بیشتر نمیشد (به قیمت ثابت) . در نهایت این واقعیت در زمان تحریمها و كاهش درآمدهای نفتی به صورت بومرنگ عمل كرده و بازگشته و به پرتابكننده میخورد. چرا؟ به این علت كه كفگیر درآمدهای نفتی و رانتی به ته دیگ خورده است، در نقطه مقابل هزینههای حكومت با سرعت رو به افزایش است. هم در بخش یارانهها، و هم در بخش بازنشستگی و هم در بخش افزایش نیرو و حقوق و دستمزد و بالاخره هم در بخش دفاع. در این مرحله صدای مردم در آمده است. به این علت روشن كه با ساختار فاصله گرفتهاند و آن را از خود نمیدانند، و هیچ توجیه منطقی برای پرداخت مالیات نمیبینند. اگرچهمجموعه سهم این نهادها و تبصرههای عجیب و غریب، حداكثر ۱ تا ۲ درصد كل بودجه است و تأثیر تعیینكنندهای در بودجه ندارد ولی ارقام واقعی آنها بسیار بالاست، هنگامی كه كل آنها ممكن است تا ۴۰ هزار میلیارد تومان و بیشتر برسد، هر كس گمان میكند اگر اینها حذف شوند، حقوق آنان كه خیلی خیلی كمتر است افزایش مییابد.
در واقع مردم منطقا هم درست فكر میكنند و شاید به همین علت است كه اكثریت مردم این حرف آقای پزشكیان را قبول ندارند كه دولت پول ندارد، میگویند اگر ندارید اینها چیست كه میپردازید؟ واقعیت این است كه هیچ كدام از این نهادها هم در برابر بودجهای كه میگیرند پاسخگو نیستند. البته ریشه اعتراضات به بودجه آنها جای دیگری هم هست. مساله این است كه جایگاه نهاد دین و تبلیغات دینی به دلیل حكومتی شدن بهشدت تضعیف شده است. در واقع همین بودجهها نهادهای دینی را دولتی و بزرگ و حجیم كرد، ولی همزمان استقلال آنها را گرفت و به یك زایده حكومتی و قدرت تبدیل كرد.
تبلیغ دین كه باید از داوطلبانه و با ادبیاتی صمیمانه و دوستانه انجام شود، تبدیل شد به یك فعالیت اداری همراه با حقوق و مزایا و بازنشستگی و از این مهمتر تبعیت از یك رییس كه خودت انتخاب نكردهای و باید تابع فرامین او باشی. ادبیات این نهاد مبتنی بر قدرت و اقتدار سیاسی و به كلی با نهادهای دینی كه پیش از انقلاب بود متفاوت شد. این نهادها به میزانی كه در بیرون بزرگ و به ظاهر قدرتمند و پرطمطراق مینمودند، از داخل تهی و كمارزش میشدند. بودجهای كه قرار بود قاتق تبلیغ دین شود، قاتل جان آن شد، و مخالفت با این بودجهها بازتابی است از واقعیتهای جامعه.
آیا این نهادها میتوانند مسیر دیگری را بروند؟ قطعاً خیر. یكی از دلایلی كه برخی مراجع چون آقای سیستانی نسبت به منابع مالی دولتی حساس هستند، همین اثرات است. نهادهایی كه وابسته به این منابع مالی شدهاند، در كوتاهمدت قادر به جدا شدن از آن نیستند، ضمن اینكه آنان هزینههای حفظ این بودجه را از طریق تعامل با مجلس و نمایندگان میپردازند، و هزینه افراد و امكانات آنها از این طریق تأمین میشود، پس راهی برای جبران ندارند، به ویژه كه ورودی منابع مالی مردمی به نهاد دین نیز كاهش چشمگیری یافته و وابستگی آنها را به بودجههای دولتی بیشتر كرده است. بنابراین امكان جدا شدن آنان از این منبع وجود ندارد ولی چون این منبع با گذشت زمان كوچكتر شده و دیگر به شیر نفت وصل نیست به علاوه نیازهای این نهادها نیز روزافزون شده، لذا مردم حساسیت پیدا كردهاند و همین امر موجب تضعیف بیشتر نهاد دین گردیده است.
تا دیر نشده باید سیاست تبلیغ و آموزش دین را به نحوی اصلاح كنند كه در كوتاهمدت جلوی روند افزایشی آن گرفته شود سپس فرآیند كاهش این وابستگی از طریق كاهش هزینهها و پیدا كردن منابع جدید كلید خورده شود، در غیر این صورت اوضاع تبلیغ و آموزش دین از اینكه هست بدتر و بدتر خواهد شد.
🔗 لینک کوتاه:
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید