«برای خرید نان رفته بودم که دیدم مردم دستهدسته بهسمت جنگل میروند. این منطقه در دو کیلومتری محل زندگی ماست.» مرد با صدای گرفته از لحظهای میگوید که به کنار جادهٔ جنگلی رسیده، جایی که چندین درخت سرزنده بیجان شده بودند «ما غمگین و ناراحتیم. ما بچهٔ جنگلیم. مسئولان اول گفته بودند این اتفاق در منطقهٔ صعبالعبور رخ داده، اما اینطور نیست. فاصلهٔ محل زندگی ما تا آنجا فقط دو کیلومتر است، پاسگاه جنگلبانی هم نزدیک است؛ اما چطور کسی با آنها کاری نداشته؟» بهگفته او، قطع این تعداد درخت با ارههای موتور بنزینی بوده؛ چراکه ارهٔ موتور شارژی برای فراهم کردن بار یک اسب میتواند درخت قطع کند و قطع این تعداد درخت با آن ناممکن است. «شرکت {…}سالهاست که در منطقه حضور دارد. در گذشته این شرکت از چوب جنگل بهرهبرداری میکرد، اما بعد از طرح حفاظت از جنگل و جلوگیری از برداشت چوب، این شرکت وظیفهٔ حفاظت را برعهده گرفت. در این سالها صدای ارهبرقی، تعداد اسبهای باربر و قاچاقچیها چند برابر شدند. این چطور حفاظتی است؟»
او همچنین از پروندهٔ این شرکت در دادگاه میگوید. پروندهای که چندسال قبل برای گودبرداری در دل جنگل باز شد و نتیجهٔ آن هنوز مشخص نیست «صحبتهایی در جریان بود که برای برداشت عتیقه و … گودبرداری کردهاند. شکایت کردیم اما نتیجه نداد. همچنین در سال ۹۴-۹۵ این شرکت حدود چهار و نیم میلیارد سود را میان سهامدارانش توزیع نکرد و سهامداران با شکایت توانستند پولشان را بگیرند. چرا به شرکتی با این میزان تخلف دوباره کار سپرده میشود؟»
معاون امور جنگل سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور: صلاحیت نیروهایی که توسط این شرکت یا هر شرکت دیگر برای حفاظت از جنگل بهکار گرفته میشوند، باید توسط منابعطبیعی سنجیده شود. هرچند درنهایت سازمان ما این شرکت را میشناسد و مسئولیت اتفاق رخداده بر گردن آنهاست
یکی دیگر از اهالی که او هم نمیخواهد نامش در این گزارش بیاید، از تکرار این اتفاق در سالهای گذشته میگوید و با گله از اینکه چطور عامل بازدارندهای وجود ندارد، ادامه میدهد «شهر کوچک است و بسیاری از افراد همدیگر را میشناسند. ما در سنوات گذشته کسانی را داشتیم که خبر تخریب داده بودند و قاچاقچیان اسم این افراد را درآورده و تهدید و مزاحمت ایجاد کرده بودند.» او هم از دیدن تنههای بیجان درختان در روزهای گذشته غمگین است و تأکید میکند عامل بازدارندهای برای این افراد وجود ندارد و با جدیت با این افراد برخورد نمیشود «شرکت {…}افرادی را برای حفاظت گماشته، اما تعدادی از آنها اصلاً صلاحیت این کار را ندارند. چطور ادارهٔ منابعطبیعی بدون توجه به پیشینه و روابط افراد اجازهٔ حضورشان در جنگل را داده است؟ از طرفی چرا مشخص نمیشود این افراد چه کسانی هستند؟ اصلاً آیا با این شرکت مشکل دارند، یا انگیزههای دیگری در میان است؟ مشکل ما علاوهبر فضای ترس و غم حاکم در منطقه این است که چطور تسویهحساب شخصی جان این تعداد درخت را گرفته و مجازات بازدارندهای در میان نیست.»
تسویهحساب شخصی جان درختان جنگل را گرفت/ پاسگاه جنگلبانی هم نزدیک است/قطع بیش از ۷۰ درخت در بهشهر
معاون امور جنگل سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور: شرکت حافظ جنگل باید خسارت واردشده را جبران کند در چهار نقطه بهصورت همزمان شاهد این اتفاق بودیم که فاجعهٔ بزرگی است
پیام ما : صبح ۲۲ فروردین برای اهالی بهشهر با ترس شروع شد. تنههای قطور درختان ازجاکندهشده کنار جاده رها شده بودند و مردان و زنان ترسخورده برای دیدن فاجعه دستهدسته به جنگل خلیلشهر بهشهر میرفتند. آنها بعد از گذشت چندروز از این اتفاق و با وجود تکرار این اتفاقات در ماهها و سالهای اخیر، هنوز این غم برایشان بزرگ است. آنها میترسند از اینکه اسمشان را بگویند و مدام تأکید میکنند که صحبتهایشان بدون نام منتشر شود. بسیاری از آنها که خاطیان را میشناختند، در موارد گذشته بارها توسط قاچاقچیان چوب تهدید شدهاند و همین هم نگرانیشان را دوچندان کرده است. اغلب آنها از شرکتی نام میبرند که این محوطهٔ جنگلی تحتحفاظتش بوده، اما نتوانسته در سالهای گذشته حافظ جنگل باشد. این درحالیاست که «نقی شعبانیان»، معاون امور جنگل سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور، به «پیام ما» میگوید «تحقیقات ادامه دارد و باید ببینیم سهم این شرکت رد مشکل پیشآمده چقدر است، اما در هر صورت این شرکت باید خسارت واردشده به جنگل را بپردازد.» هرچند هیچ خسارتی جسم بیجان بیش از هفتاد درخت را زنده نمیکند.
«برای خرید نان رفته بودم که دیدم مردم دستهدسته بهسمت جنگل میروند. این منطقه در دو کیلومتری محل زندگی ماست.» مرد با صدای گرفته از لحظهای میگوید که به کنار جادهٔ جنگلی رسیده، جایی که چندین درخت سرزنده بیجان شده بودند «ما غمگین و ناراحتیم. ما بچهٔ جنگلیم. مسئولان اول گفته بودند این اتفاق در منطقهٔ صعبالعبور رخ داده، اما اینطور نیست. فاصلهٔ محل زندگی ما تا آنجا فقط دو کیلومتر است، پاسگاه جنگلبانی هم نزدیک است؛ اما چطور کسی با آنها کاری نداشته؟» بهگفته او، قطع این تعداد درخت با ارههای موتور بنزینی بوده؛ چراکه ارهٔ موتور شارژی برای فراهم کردن بار یک اسب میتواند درخت قطع کند و قطع این تعداد درخت با آن ناممکن است. «شرکت {…}سالهاست که در منطقه حضور دارد. در گذشته این شرکت از چوب جنگل بهرهبرداری میکرد، اما بعد از طرح حفاظت از جنگل و جلوگیری از برداشت چوب، این شرکت وظیفهٔ حفاظت را برعهده گرفت. در این سالها صدای ارهبرقی، تعداد اسبهای باربر و قاچاقچیها چند برابر شدند. این چطور حفاظتی است؟»
او همچنین از پروندهٔ این شرکت در دادگاه میگوید. پروندهای که چندسال قبل برای گودبرداری در دل جنگل باز شد و نتیجهٔ آن هنوز مشخص نیست «صحبتهایی در جریان بود که برای برداشت عتیقه و … گودبرداری کردهاند. شکایت کردیم اما نتیجه نداد. همچنین در سال ۹۴-۹۵ این شرکت حدود چهار و نیم میلیارد سود را میان سهامدارانش توزیع نکرد و سهامداران با شکایت توانستند پولشان را بگیرند. چرا به شرکتی با این میزان تخلف دوباره کار سپرده میشود؟»
معاون امور جنگل سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور: صلاحیت نیروهایی که توسط این شرکت یا هر شرکت دیگر برای حفاظت از جنگل بهکار گرفته میشوند، باید توسط منابعطبیعی سنجیده شود. هرچند درنهایت سازمان ما این شرکت را میشناسد و مسئولیت اتفاق رخداده بر گردن آنهاست
یکی دیگر از اهالی که او هم نمیخواهد نامش در این گزارش بیاید، از تکرار این اتفاق در سالهای گذشته میگوید و با گله از اینکه چطور عامل بازدارندهای وجود ندارد، ادامه میدهد «شهر کوچک است و بسیاری از افراد همدیگر را میشناسند. ما در سنوات گذشته کسانی را داشتیم که خبر تخریب داده بودند و قاچاقچیان اسم این افراد را درآورده و تهدید و مزاحمت ایجاد کرده بودند.» او هم از دیدن تنههای بیجان درختان در روزهای گذشته غمگین است و تأکید میکند عامل بازدارندهای برای این افراد وجود ندارد و با جدیت با این افراد برخورد نمیشود «شرکت {…}افرادی را برای حفاظت گماشته، اما تعدادی از آنها اصلاً صلاحیت این کار را ندارند. چطور ادارهٔ منابعطبیعی بدون توجه به پیشینه و روابط افراد اجازهٔ حضورشان در جنگل را داده است؟ از طرفی چرا مشخص نمیشود این افراد چه کسانی هستند؟ اصلاً آیا با این شرکت مشکل دارند، یا انگیزههای دیگری در میان است؟ مشکل ما علاوهبر فضای ترس و غم حاکم در منطقه این است که چطور تسویهحساب شخصی جان این تعداد درخت را گرفته و مجازات بازدارندهای در میان نیست.»
«برای خرید نان رفته بودم که دیدم مردم دستهدسته بهسمت جنگل میروند. این منطقه در دو کیلومتری محل زندگی ماست.» مرد با صدای گرفته از لحظهای میگوید که به کنار جادهٔ جنگلی رسیده، جایی که چندین درخت سرزنده بیجان شده بودند «ما غمگین و ناراحتیم. ما بچهٔ جنگلیم. مسئولان اول گفته بودند این اتفاق در منطقهٔ صعبالعبور رخ داده، اما اینطور نیست. فاصلهٔ محل زندگی ما تا آنجا فقط دو کیلومتر است، پاسگاه جنگلبانی هم نزدیک است؛ اما چطور کسی با آنها کاری نداشته؟» بهگفته او، قطع این تعداد درخت با ارههای موتور بنزینی بوده؛ چراکه ارهٔ موتور شارژی برای فراهم کردن بار یک اسب میتواند درخت قطع کند و قطع این تعداد درخت با آن ناممکن است. «شرکت {…}سالهاست که در منطقه حضور دارد. در گذشته این شرکت از چوب جنگل بهرهبرداری میکرد، اما بعد از طرح حفاظت از جنگل و جلوگیری از برداشت چوب، این شرکت وظیفهٔ حفاظت را برعهده گرفت. در این سالها صدای ارهبرقی، تعداد اسبهای باربر و قاچاقچیها چند برابر شدند. این چطور حفاظتی است؟»
او همچنین از پروندهٔ این شرکت در دادگاه میگوید. پروندهای که چندسال قبل برای گودبرداری در دل جنگل باز شد و نتیجهٔ آن هنوز مشخص نیست «صحبتهایی در جریان بود که برای برداشت عتیقه و … گودبرداری کردهاند. شکایت کردیم اما نتیجه نداد. همچنین در سال ۹۴-۹۵ این شرکت حدود چهار و نیم میلیارد سود را میان سهامدارانش توزیع نکرد و سهامداران با شکایت توانستند پولشان را بگیرند. چرا به شرکتی با این میزان تخلف دوباره کار سپرده میشود؟»
معاون امور جنگل سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور: صلاحیت نیروهایی که توسط این شرکت یا هر شرکت دیگر برای حفاظت از جنگل بهکار گرفته میشوند، باید توسط منابعطبیعی سنجیده شود. هرچند درنهایت سازمان ما این شرکت را میشناسد و مسئولیت اتفاق رخداده بر گردن آنهاست
یکی دیگر از اهالی که او هم نمیخواهد نامش در این گزارش بیاید، از تکرار این اتفاق در سالهای گذشته میگوید و با گله از اینکه چطور عامل بازدارندهای وجود ندارد، ادامه میدهد «شهر کوچک است و بسیاری از افراد همدیگر را میشناسند. ما در سنوات گذشته کسانی را داشتیم که خبر تخریب داده بودند و قاچاقچیان اسم این افراد را درآورده و تهدید و مزاحمت ایجاد کرده بودند.» او هم از دیدن تنههای بیجان درختان در روزهای گذشته غمگین است و تأکید میکند عامل بازدارندهای برای این افراد وجود ندارد و با جدیت با این افراد برخورد نمیشود «شرکت {…}افرادی را برای حفاظت گماشته، اما تعدادی از آنها اصلاً صلاحیت این کار را ندارند. چطور ادارهٔ منابعطبیعی بدون توجه به پیشینه و روابط افراد اجازهٔ حضورشان در جنگل را داده است؟ از طرفی چرا مشخص نمیشود این افراد چه کسانی هستند؟ اصلاً آیا با این شرکت مشکل دارند، یا انگیزههای دیگری در میان است؟ مشکل ما علاوهبر فضای ترس و غم حاکم در منطقه این است که چطور تسویهحساب شخصی جان این تعداد درخت را گرفته و مجازات بازدارندهای در میان نیست.»
🔗 لینک کوتاه:
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید