
به گزارش اول فارس، دختر نوجوان اهل فسا که در یک دعوای دسته جمعی در یکی از پارکهای این شهر دستگیر شده است در باره ماجرای درگیری و دستگیر شدنش گفت:
صبح روز بعد وقتی از خواب بیدار شدم به سراغ پدرم رفتم ولی هنوز خواب بود؛ خواستم دوباره با من همبازی شود ولی هرچه او را صدا کردم بیدار نشد.تک فرزند خانواده بودم و وابستگی شدید عاطفی به پدرم داشتم؛ 6 ساله بودم، یک شب که مادرم خانه نبود، پدرم تا دیر وقت با من بازی کرد و لذت و خوشی همبازی شدن پدر با دختربچه اش در آن شب، فقط تا صبح برای من دوام داشت و بعد از آن روز، خاطره و حسرتی ابدی شد.
صبح روز بعد وقتی از خواب بیدار شدم به سراغ پدرم رفتم ولی هنوز خواب بود؛ خواستم دوباره با من همبازی شود ولی هرچه او را صدا کردم بیدار نشد.
بعدها که بزرگتر شدم خواب همیشگی پدرم را ایست قلبی ناشی از بیماری قلبی اش برایم تفسیر کردند. سنم کم بود اما خوب به یاد دارم که بعد از آن صبح تلخ، روزهای خیلی سختی سپری کردیم، مادرم کار می کرد و اغلب اوقات بسیارعصبی بود و این اخلاقش فرصت اینکه با او صحبت کنم را نمی داد و نمی توانستم خیلی از حرف هایم را بزنم حتی سر موضوعات کوچک با هم دعوا داشتیم احساس میکردم مرا نمیفهمد؛ خانواده پدر هم که بعد از فوت او دیگر ما را نپذیرفتند.
تنها سرگرمی من گوشی موبایلم بود که البته تا 12 سالگی فقط از بازی های گوشی استفاده می کردم. مادرم به علت مشکلات جسمانی که برایش پیش آمد نتوانست کار کند از شهرستان خودمان به جايي ديگر مهاجرت نموديم . دوست و هم بازی نداشتم، برای فرار از تنهایی با پسری آشنا شدم.
با اینکه می دانستم مادرم اجازه رابطه و ازدواج با او را نمی دهد اما بالاخره موضوع را با مادرم در میان گذاشتم، او به شدت مخالفت کرد وعصبانی شد، اصلا مرا درک نمی کرد، مدتی سر این موضوع بحث داشتیم.
وقتی که سرسختی و مخالفت مادرم را دیدم قضیه را ظاهرا خاتمه دادم اما رفتار مادرم که مرا درک نمی کرد برایم قابل قبول نبود. مدتی بعد در محله با دختری هم سن و سال خودم به اسم سارا آشنا شدم و برای پر شدن اوقاتم با او ارتباط گرفتم. کم کم با هم صمیمی شدیم. سارا قید و بندی به خانواده نداشت؛ به نظرم رفتار و برخوردش با دیگران نشان از اعتماد به نفس زیادش داشت. تنهایی ام پر شده بود و می خواستم مثل سارا باشم. یک روز با سارا و چند نفر از دوستانم که در پارک نشسته بودیم و صحبت می کردیم، سارا لفظی با دختری بحث کرد و دعوا شدت گرفت و منجر به درگیری دسته جمعی شد.حالا به جرم درگیری بازداشت شده ایم.
بر اساس این گزارش، "فاطمه شاهین" ، مشاور و مددکار اجتماعی كلانتري 11 شهرستان "فسا" می گوید:
سهل انگاری مادر در اوایل فوت پدر که فرزند نیاز به مشاوره و برگشت به روند عادی و طبیعی زندگی را داشته است، در این موضوع به وضوح دیده می شود که باید نسبت به پیشگیری از عوامل روانشناختی محقق نشده نظیر (اضطراب شدید ، پرخاشگری و وابستگی شدید به افراد دیگر) اقدام می کرده است.
استفاده از فضای مجازی درسنین پایین که دامنگیر نوجوانان شده ،عدم مدیریت صحیح و کنجکاوی افراطی که می تواند هنگام استفاده نوجوان از فضای مجازی به او آسیب وارد کند و همچنین عدم تخلیه صحیح هیجانات در سنین نوجوانی ، ناکامی فرد و پایین بودن آستانه تحمل و کاهش میزان بردباری و تاب آوری فرد از دیگر عواملی است که مرتبط با درجه فشارهای اقتصادی ، خانوادگی ، اجتماعی و فرهنگی جوامع می باشد .
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید