عکس تزئینی و مربوط به انفجار انبار نیترات در بیروت است[/caption]
زارع در این مصاحبه میگوید كه تمام زمینلرزههای ناشی از انفجار در جریان حملات 12 روزه اسراییل و امریكا، در نگاشتهای ایستگاههای لرزهنگاری ایران و كشورهای منطقه ثبت شده است.
به گفته زارع، شدیدترین زمینلرزه ناشی از انفجار طی این 12 روز، به دنبال حمله امریكا به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان و انفجار بمبهای سنگرشكن بوده كه به زلزلههایی با بزرگای 2 منجر شده است.
زارع میگوید كه این انفجارها اگر روی صفحه گسل در حال برش رخ میداد، میتوانست به زلزلههای بسیار ویرانگرتر منجر شود ولی حالا تهدید جدی ناشی از وقوع 1500 زمینلرزه در طول 12 روز، ریزش ناگهانی و تخریب سطح زمین در شهرهایی همچون تهران است كه پیش از این هم با خطر فروچالهها مواجه بودهاند.
در طول جنگ 12 روزه ایران و اسراییل، شهرهایی در 24 استان كشور هدف حمله پهپادی و موشكی قرار گرفتند و طبق تصاویری كه در فضای مجازی منتشر میشد، در هر نقطه از اصابت موشك یا پهپاد هم، انفجارهایی مهیب و منجر به تخریب رخ میداد. باتوجه به هشدارهایی كه در طول سالهای اخیر درباره زلزلهخیزی و وجود گسلها و فرونشستها در سراسر كشور مطرح كردید، انفجارهای این 12 روز و وزن زیادی كه بر اثر موج انفجار به زمین وارد میشده تا چه اندازه میتواند در بروز زلزله تاثیر داشته باشد؟
همین انفجارها، باعث بروز زلزلهها هستند چون انرژی آزاد شده در محل وقوع انفجار، یك زلزله مصنوعی و ناشی از انفجار ایجاد میكند كه این زلزله، به صورت موجهای فشاری است و امواج فشاری این زلزله در اطراف محل انفجار، باعث تخریب گسترده و زیاد میشود. البته انفجارهای متعارف و غیرهستهای، باعث ایجاد زلزلههای كوچك میشوند. موشكی كه حامل حدود 140 كیلو ماده منفجره باشد، در زمان اصابت و انفجار، باعث ایجاد زلزلهای با بزرگای 1.5 خواهد شد و انفجار بر اثر اصابت هزار كیلو ماده منفجره، زلزلهای با بزرگای حدود 2 ایجاد میكند. انفجارهای در سطح زمین، آثار سطحی زیادی هم دارند ولی در صورت انفجار در هوا، شدت زمین لرزهها و شدت تكانهایی كه ثبت میشود، كمتر خواهد بود. بزرگترین زلزله مصنوعی تاریخ، مهر ماه 1340 و توسط اتحاد جماهیر شوروی و به دنبال انفجار بمب تزار كه یك بمب هیدروژنی بود، رخ داده است. این بمب هیدروژنی، معادل 160 مگاتن ماده منفجره بود و اگر این انفجار، در سطح زمین رخ میداد، زلزلهای با بزرگای 7.5 ایجاد میكرد ولی این بمب در هوا منفجر شد و زلزلهای با بزرگای حدود 5.5 ایجاد كرد. انفجار بمب تزار، به دلیل حجم ماده منفجره، بزرگترین انفجار دستساز انسان محسوب میشود.
یعنی حتی انفجار در هوا هم میتواند بر لایههای زمین تاثیر لغزشی و لرزهای بگذارد؟
بله و اگر انفجار بزرگی باشد، زلزله بزرگی هم ایجاد خواهد كرد. البته اغلب انفجارهای بزرگ انسانساز، قبل از امضای پیمانهای سالت در سال 1974 رخ داده و از سال 1974 و به دنبال پذیرش محدودیت كاربرد جنگافزارها توسط امریكا و اتحاد جماهیر شوروی، این انفجارها هم بهشدت كاهش یافت. بعد از اجرای پیمان سالت و تا امروز، صرفا چند انفجار هستهای توسط هند و پاكستان در عملیات متقابل در دهه 1990 میلادی رخ داده است. سپتامبر 2017 هم كرهشمالی در ششمین آزمایش هستهای خود، یك بمب هیدروژنی منفجر كرد و درحالی كه برآورد میشد این بمب، حاوی 140 كیلو ماده منفجره بوده، به دنبال این انفجار، زلزلهای با بزرگای 6.3 رخ داد. این زلزله به دلیل عمق صفر كیلومتر در لایههای زمین و الگوهای ناسازگار با زلزلههای زمینساختی، به عنوان یك زلزله ناشی از انفجار تایید شد. البته به دنبال وقوع هر زلزله ناشی از انفجار، این زمینلرزه علاوه بر اینكه بلافاصله در دستگاههای لرزهنگاری دنیا، ثبت و گزارش میشود، غیرطبیعی بودن زمینلرزه و وقوع لرزه به دلیل انفجار هم اعلام میشود. یكی از دلایل مهم توسعه علم زلزلهشناسی بعد از جنگ جهانی دوم، پایش انفجارها بود. بعد از سال 1945 امریكا و شوروی با سرمایهگذاری در كشورهای همكار و همسو با خود، دانش لرزهنگاری و زلزلهشناسی را با هدف پایش منشا زلزلهها توسعه دادند تا از این طریق از تحركات یكدیگر مطلع شوند. به همین دلیل، بعد از جنگ جهانی دوم، امریكاییها در كشورهایی مثل ایران و تركیه و پاكستان و افغانستان برای توسعه علم لرزهنگاری و زلزلهشناسی سرمایهگذاری كردند درحالی كه سرمایهگذاری اتحاد جماهیر شوروی در این زمینه، در كشورهای كمونیستی و اروپای شرقی صورت گرفت و البته فایده این توسعه در كشورهای مقصد هم، یك كاركرد همگانی برای ثبت زلزلهها بود، چنانكه زلزله بویینزهرا (10 شهریور 1341) با كمك همین شبكههای لرزهنگاری، ثبت و گزارش شد.
با توضیحات شما، با توجه به اینكه ایران از حدود 30 سال قبل به فعالیت و تحقیق در حوزه دانش و تولید ادوات هستهای مشغول بوده، این شبهه پررنگ میشود كه آیا تمام زلزلههایی كه در 30 سال اخیر در ایران رخ داده، پدیده طبیعی تحرك لایههای مختلف زمین بوده یا در این مدت، مواردی هم از زلزلههای مصنوعی و انسانساز اتفاق افتاده است؟
جواب سوال شما بسیار شفاف و واضح است. در طول 30 سال اخیر، دانش زلزلهشناسی در ایران و جهان، توسعه قابلتوجهی داشته است. طی این سه دهه، تعداد شبكههای لرزهنگاری در كشور، از حدود 15 یا 20 ایستگاه، به بیش از هزار ایستگاه شتابنگاری و بیش از حدود 160 ایستگاه لرزهنگاری رسیده كه البته باید بسیار بیشتر از اینها هم میبود. امروز، نسلی از متخصصان در حوزه زلزلهشناسی دستگاهی و بررسی دلیل و منشا وقوع زلزله كار میكنند و طی بررسیهای خود متوجه میشوند كه آیا رخداد زلزله، طبیعی و ناشی از گسلش یا ناشی از انفجار بوده است. موضوع تز دكترا و فوق لیسانس 4 نفر از دانشجویان من در سالهای اخیر هم، بررسی زلزلههای ناشی از انفجارات در اطراف تهران بوده است. علاوه بر این، اتفاقا به دلیل افزایش حساسیتها بر فعالیتهای مرتبط با توسعه صنایع هستهای ایران، پایش و رصد برونمرزی بر زمینلرزههای ایران، حتی بسیار بیشتر از فعالیت پایگاههای داخل كشور است چنانكه طی 30 سال اخیر، تعداد ایستگاههای لرزهنگاری كه در كشورهای اطراف ایران نصب شده، بهشدت افزایش داشته و امروز، كشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس، عراق، تركیه، كشورهای حوزه قفقاز، آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، تركمنستان، عمان، عربستان، قطر، كویت، افغانستان و پاكستان به سیستمهای نوین و پیشرفته لرزهنگاری مجهز شدهاند كه البته یكی از فواید این تجهیز، توسعه دانش لرزهنگاری این كشورها بوده چنانكه دولت پاكستان، بعد از زلزله 7.6 ریشتری سال 2005 در منطقه كشمیر، با سرمایهگذاری ژنرال پرویز مشرف (نخستوزیر وقت پاكستان) برای نوسازی سیستم لرزهنگاری خود اقدام كرد اما نكته مهم این است كه میزان سرمایهگذاری امریكا برای نوسازی و تجهیز سیستمهای لرزهنگاری در اغلب كشورهای اطراف ایران، بسیار قابل توجه بوده است، بنابراین دستگاههای لرزهنگاری فعال در كشورهای اطراف ایران، به تمام زمین لرزههایی كه در ایران رخ میدهد و حتی به كوچكترین لرزهها هم حساس است و منشا و دلیل لرزه و ارتباط زمینلرزه با انفجار یا فعالیت گسل، توسط این دستگاههای لرزهنگاری ثبت و بررسی میشود. در تكمیل جواب سوال شما میگویم كه با اطمینان بسیار بسیار بالا میتوان گفت كه در این 30 سال، هیچ انفجار غیرمتعارفی در ایران اتفاق نیفتاده است. انفجار غیرمتعارف به معنای انفجار حدود یك كیلو تن ماده منفجره و ایجاد زلزلهای با بزرگای 4 به دنبال این انفجار است. اگر در این 30 سال انفجار غیرمتعارف در ایران داشتیم، حتی با فرض اینكه در زمان انفجار و وقوع زمینلرزه ناشی از آن، سیستمهای لرزهنگاری داخل كشور خاموش بوده باشد، دستگاههای لرزهنگاری نصب شده در كشورهای اطراف ایران، حتما این زمینلرزه و منشا آن را با دقت و كیفیت بالا گزارش میكرد.
زمینلرزه ناشی از انفجار و زلزله ناشی از رخداد طبیعی زمین، متفاوت و قابل تشخیص است؟
كاملا قابل تشخیص است و تعدادی از زلزلهشناسان، متخصص تشخیص منشا و تفاوت لرزههای ناشی از انفجار یا گسلش هستند علاوه بر اینكه در سالهای اخیر، با الگوریتمهای هوش مصنوعی، كیفیت و دقت و سرعت این تشخیص هم بسیار بسیار بیشتر شده است. شبكههای لرزهنگاری با تجزیه و تحلیل تفاوتهای كلیدی در سیگنالهای لرزهای، بین زلزلههای زمینساختی طبیعی و رویدادهای انفجاری مصنوعی (مانند آزمایشهای هستهای یا انفجارهای بزرگ معادن) تمایز قائل میشوند. یكی از تفاوتهای مورد بررسی، اندازهگیری عمق زلزله است. زلزلههای طبیعی با بزرگای بیش از ۴ معمولا در عمق بیش از 5 كیلومتر و زلزلههای با بزرگای ۴ در عمق كمتر از 5 كیلومتر رخ میدهد درحالی كه زلزله ناشی از انفجار، همیشه در عمق صفر تا 2 كیلومتر اتفاق میافتد. بررسی شكل موج، یكی دیگر از ملاكهای تشخیص زلزله ناشی از انفجار یا تحركات گسل است. انفجار، انرژی را به طور مساوی در تمام جهات لایههای زمین منتشر میكند درحالی كه در زلزلههای طبیعی ناشی از برش در گسلها، انرژی در جهات خاص منتشر میشود. انرژی فركانس زلزله ناشی از انفجار، از همان لحظه اول، بالاتر و تیزتر است و به كاهشی سریع میرسد ولی انرژی فركانس زلزلههای طبیعی، به صورت تدریجی و در مدت زمان طولانیتر افزایش مییابد. زلزلههای ناشی از انفجار، معمولا در حوالی معادن و اماكن نظامی یا محل اصابت پرتابهها اتفاق میافتد و برخلاف زلزلههای طبیعی، پسلرزه ندارد.
میگویید كه در این 30 سال، زلزله با بزرگای بیش از 4 و ناشی از انفجار غیرمتعارف نداشتیم. آیا ممكن بوده كه انفجارهای متعارف، زلزلههایی با بزرگای كمتر از 4 ایجاد كرده باشد؟
انفجار حدود یك كیلو تا چند تن ماده منفجره، باعث بروز زلزله میشود و زلزلههای ناشی از انفجار متعارف، معمولا در محدوده بزرگای نیم تا 3 است. زلزلههای ناشی از انفجار با بزرگای نیم، یك، 1.2 و تا سقف 3، در اطراف شهرهای ایران و حتی اطراف تهران و تمام مناطق معدنی، به كرات و به صورت روزانه اتفاق میافتد. اگر بزرگای زلزله ناشی از انفجار، بین 3 و 4 باشد و حتی در بعضی ایستگاههای لرزهنگاری دورتر از محل زلزله ثبت نشود، حتما در ایستگاههای نزدیكتر ثبت خواهد شد. تاكید میكنم كه نه تنها زمینلرزه با بزرگای بین 3 و 4 ناشی از انفجار، یك اتفاق غیرمتعارف نیست، حتی در صورت انفجار دهها یا صدها تن ماده منفجره و بروز زلزله ناشی از این انفجار، با توجه به تعداد زیاد ایستگاههای لرزهنگاری در كشورهای اطراف ایران، حتما در این ایستگاهها ثبت و گزارش خواهد شد.
و تا امروز چنین زمینلرزههای ناشی از انفجار غیرمتعارف یا با بزرگای بین 3 و 4 در ایران نداشتیم؟
اگر چنین اتفاقی افتاده بود، بدون تردید این زلزلهها مورد شك قرار میگرفت و حتما در گزارشهای بینالمللی قید میشد كه منشا این زمینلرزه و بروز آن به دلیل گسلش یا انفجار، مورد شك است چون تمام زمینلرزههای با بزرگای بیش از 4 و ناشی از انفجار بیش از یك كیلو تن ماده منفجره و موسوم به انفجار غیرمتعارف، به صورت سیستماتیك در تمام دستگاههای لرزهنگاری جهانی ثبت میشود و البته این دستگاهها هم نیازی به تایید یا تكذیب واقعیت ازسوی كشور مبدا و محل انفجار و زمینلرزه ندارند.
بنابراین، اینطور كه شما براساس مستندات علمی میگویید، در 30 سال اخیر چنین مواردی نداشتیم و زلزلههای ایران در این بازه 30 ساله، به دلیل انفجار حین كاوشهای معدنی یا فعالیت گسل بوده است؟
بله. من به نكتهای اشاره میكنم كه در سوال شما هم نبود. در این بازه 30 ساله، در ایران تستهای نظامی و تستهای موشكی انجام شده كه به دنبال این تستها هم، انفجار و زلزله رخ داده ولی تمام انفجارهای ناشی از تستهای نظامی و موشكی، در حد انفجارهای متعارف بوده و البته این تستها، روال معمول تمام گروههای نظامی است و اقدام غیرمتعارفی تلقی نمیشود. بنابراین، در طول 30 سال اخیر، زلزلههای ایران، یا ناشی از انفجار كاوشهای معدنی یا تستهای نظامی یا فعالیت گسلها بوده و هیچ كدام از انفجارهای منجر به زلزله هم، انفجار غیرمتعارف نبوده چون اگر غیرمتعارف بود یا حتی نسبت به غیر متعارف بودن انفجار و زلزله ناشی از انفجار، شكی ایجاد میشد، تردید نكنید كه حتما در گزارشهای بینالمللی مطرح و بررسی میشد.
گفتید كه هر انفجاری به یك زمینلرزه منجر میشود اما بسته به حجم ماده منفجره، بزرگای زلزله متفاوت خواهد بود. پس در طول جنگ 12 روزه، در تمام شهرهایی كه هدف حمله اسراییل قرار گرفتند، زمینلرزه اتفاق افتاده؟ آیا این لرزهها توسط دستگاههای لرزهنگاری ثبت شده است؟
در این 12 روز، در تمام محلهایی كه پرتابه اصابت كرده، به تعداد انفجارها، زلزله ناشی از انفجار و با بزرگای حدود نیم تا 2 رخ داده و بزرگترین زلزله هم، ناشی از حمله امریكا به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان با بمبهای سنگر شكن و در تاریخ 22 ژوئن امسال بوده كه با انفجار این بمبها، زمینلرزهای با بزرگای 2 رخ داد. طبق آنچه از بزرگای لرزههای ایجاد شده میشناسیم، هر بمب سنگرشكن كه توسط امریكا به سمت تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان پرتاب شد، معادل یك تن ماده منفجره بود و هر انفجار به وقوع یك زلزله منجر شد. انفجار ناشی از پرتابههای اسراییل هم به وقوع زلزله منجر شد و هر انفجار، یك زمینلرزه به دنبال داشت كه بزرگای زمینلرزهها حدود نیم، یكدهم، دو دهم، 7 دهم، 8 دهم تا حداكثر 2 بود. در منابع خارجی اعلام شد كه طی 12 روز بیش از 3400 پرتابه توسط اسراییل به سمت ایران شلیك شده و حدود 1500 انفجار ناشی از اصابت پرتابهها در خاك ایران اتفاق افتاده كه در این صورت میتوان گفت كه به تعداد انفجارها، زلزلههای ناشی از انفجار رخ داده است.
آیا تمام زمینلرزههای ناشی از انفجار هم توسط دستگاههای لرزهنگاری كشور ثبت شده است؟
تمام این موارد در ایستگاههای لرزهنگاری پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و موسسه ژئوفیزیك دانشگاه تهران و مركز تحقیقات مسكن و شهرسازی ثبت شده ولی گزارش این موارد، تابع پروتكلهای مشخص است و یكی از قوانین این است كه یك زمینلرزه در صورتی ثبت میشود كه در 3 یا 5 ایستگاه ثبت شده باشد و در صورتی كه بزرگای زمینلرزه، كم و در محدوده یكدهم باشد، این مورد فقط برای محققان ثبت خواهد شد چون پوشش لرزهنگاری در كشورمان، هنوز در این حد نیست كه هر زمینلرزه ناشی از اصابت پرتابهها، توسط سه یا چهار ایستگاه لرزهنگاری ثبت شده باشد. من و همكارانم، به زودی، نگاشت لرزهها را برمبنای زمان اصابت پرتابهها بررسی خواهیم كرد. البته تمام مراكز لرزهنگاری، چه در ایران و چه حتی در امریكا و اسراییل، موظفند گزارش تمام زلزلههای ناشی از انفجار یا اصابت پرتابه را برای وزارت دفاع بفرستند و البته این گزارش هم عمومی نخواهد شد.
آیا اصابت هر پرتابه یك زمینلرزه ایجاد میكند یا اگر مقدار مواد منفجره زیاد باشد، ممكن است به وقوع چند زمینلرزه منجر شود؟
هر اصابت به یك یا چند انفجار منجر میشود و هر انفجار، یك زمینلرزه ایجاد میكند. بعضی از موشكهای ایران كه در روزهای آخر جنگ به سمت اسراییل شلیك شد، در هر پرتاب به چند انفجار منجر میشد.
اگر در طول 12 روز 1500 انفجار در نقاط محل اصابت پرتابههای اسراییل رخ داده باشد یعنی در طول 12 روز 1500 زمینلرزه در این نقاط اتفاق افتاده است. آیا 1500 زمینلرزه در طول 12 روز از نظر علم زلزلهشناسی و زمینشناسی، یك خطر محسوب میشود؟
خطر از بابت تحریك گسل؟
یا حتی خطر برای مناطق دچار فرونشست؟
بزرگترین خطر این انفجارها و زمینلرزهها، جانباختن بیش از 600 نفر از هموطنان ما و تخریب خانهها و شكستن شیشهها بر اثر موج انفجار بود چون انفجار باعث زمینلرزه میشود و لرزه هم، آسیب ایجاد میكند. اما اگر منظور شما از خطر این است كه این انفجارها و زمینلرزههای متعاقب آن و مثلا، اصابت پرتابه به مخزن نفت شهران، باعث تحریك گسل شمال تهران شده باشد، جواب سوال شما منفی است چون تحریك گسل، مشروط به این است كه حجم ماده منفجره، معادل چند ده تن یا چند مگا تن باشد و این حجم از ماده منفجره هم، دقیقا روی صفحه گسل منفجر شود و این گسل هم دقیقا در مرحله تحریك و بریدن باشد.
باتوجه به اینكه تمام كشور دچار فرونشست است، آیا این انفجارها در مناطق دچار فرونشست خطری ایجاد نمیكند؟
برای دشتهای دچار فرونشست خطری ندارد چون دشتها بر اثر تخریب منابع آب زیرزمینی، دچار تراكم خاك و نشست شدهاند. برآورد من این است كه این انفجارها در شهرهای دچار فروچالهها مشكلاتی ایجاد خواهد كرد. فروچالهها، همین گودالهایی هستند كه به صورت ناگهانی در بعضی خیابانها باز میشوند. فرض كنید كه در نقطهای از شهر، فروچاله ایجاد شده و به مرحله ریزش و تخریب رسیده باشد و حالا اطراف این نقطه هم چند پرتابه و موشك اصابت كرده و انفجار و زمینلرزهای اتفاق افتاده باشد. این نقطه از شهر، حالا یك نقطه تضعیف شده است كه در یك سیلاب یا بارندگی شدید یا عملیات حفاری زیرزمینی، ریزش خواهد كرد. حملات اسراييل به ايران حدود 1500 زلزله ناشي از انفجار ايجاد كرد
مهدی زارع؛ استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی در گفتوگو با روزنامه «اعتماد» خبر داد كه در طول حملات 12 روزه اسراییل به ایران و همچنین به دنبال حمله امریكا به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان در همین مدت، حدود 1500 انفجار ناشی از اصابت بیش از 3400 پرتابه در شهرهای محل حملات اتفاق افتاده كه به تعداد انفجارها، حداقل 1500 زمینلرزه در محل انفجار رخ داده است.
[caption id="attachment_176788" align="alignnone" width="600"]
عکس تزئینی و مربوط به انفجار انبار نیترات در بیروت است[/caption]
زارع در این مصاحبه میگوید كه تمام زمینلرزههای ناشی از انفجار در جریان حملات 12 روزه اسراییل و امریكا، در نگاشتهای ایستگاههای لرزهنگاری ایران و كشورهای منطقه ثبت شده است.
به گفته زارع، شدیدترین زمینلرزه ناشی از انفجار طی این 12 روز، به دنبال حمله امریكا به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان و انفجار بمبهای سنگرشكن بوده كه به زلزلههایی با بزرگای 2 منجر شده است.
زارع میگوید كه این انفجارها اگر روی صفحه گسل در حال برش رخ میداد، میتوانست به زلزلههای بسیار ویرانگرتر منجر شود ولی حالا تهدید جدی ناشی از وقوع 1500 زمینلرزه در طول 12 روز، ریزش ناگهانی و تخریب سطح زمین در شهرهایی همچون تهران است كه پیش از این هم با خطر فروچالهها مواجه بودهاند.
در طول جنگ 12 روزه ایران و اسراییل، شهرهایی در 24 استان كشور هدف حمله پهپادی و موشكی قرار گرفتند و طبق تصاویری كه در فضای مجازی منتشر میشد، در هر نقطه از اصابت موشك یا پهپاد هم، انفجارهایی مهیب و منجر به تخریب رخ میداد. باتوجه به هشدارهایی كه در طول سالهای اخیر درباره زلزلهخیزی و وجود گسلها و فرونشستها در سراسر كشور مطرح كردید، انفجارهای این 12 روز و وزن زیادی كه بر اثر موج انفجار به زمین وارد میشده تا چه اندازه میتواند در بروز زلزله تاثیر داشته باشد؟
همین انفجارها، باعث بروز زلزلهها هستند چون انرژی آزاد شده در محل وقوع انفجار، یك زلزله مصنوعی و ناشی از انفجار ایجاد میكند كه این زلزله، به صورت موجهای فشاری است و امواج فشاری این زلزله در اطراف محل انفجار، باعث تخریب گسترده و زیاد میشود. البته انفجارهای متعارف و غیرهستهای، باعث ایجاد زلزلههای كوچك میشوند. موشكی كه حامل حدود 140 كیلو ماده منفجره باشد، در زمان اصابت و انفجار، باعث ایجاد زلزلهای با بزرگای 1.5 خواهد شد و انفجار بر اثر اصابت هزار كیلو ماده منفجره، زلزلهای با بزرگای حدود 2 ایجاد میكند. انفجارهای در سطح زمین، آثار سطحی زیادی هم دارند ولی در صورت انفجار در هوا، شدت زمین لرزهها و شدت تكانهایی كه ثبت میشود، كمتر خواهد بود. بزرگترین زلزله مصنوعی تاریخ، مهر ماه 1340 و توسط اتحاد جماهیر شوروی و به دنبال انفجار بمب تزار كه یك بمب هیدروژنی بود، رخ داده است. این بمب هیدروژنی، معادل 160 مگاتن ماده منفجره بود و اگر این انفجار، در سطح زمین رخ میداد، زلزلهای با بزرگای 7.5 ایجاد میكرد ولی این بمب در هوا منفجر شد و زلزلهای با بزرگای حدود 5.5 ایجاد كرد. انفجار بمب تزار، به دلیل حجم ماده منفجره، بزرگترین انفجار دستساز انسان محسوب میشود.
یعنی حتی انفجار در هوا هم میتواند بر لایههای زمین تاثیر لغزشی و لرزهای بگذارد؟
بله و اگر انفجار بزرگی باشد، زلزله بزرگی هم ایجاد خواهد كرد. البته اغلب انفجارهای بزرگ انسانساز، قبل از امضای پیمانهای سالت در سال 1974 رخ داده و از سال 1974 و به دنبال پذیرش محدودیت كاربرد جنگافزارها توسط امریكا و اتحاد جماهیر شوروی، این انفجارها هم بهشدت كاهش یافت. بعد از اجرای پیمان سالت و تا امروز، صرفا چند انفجار هستهای توسط هند و پاكستان در عملیات متقابل در دهه 1990 میلادی رخ داده است. سپتامبر 2017 هم كرهشمالی در ششمین آزمایش هستهای خود، یك بمب هیدروژنی منفجر كرد و درحالی كه برآورد میشد این بمب، حاوی 140 كیلو ماده منفجره بوده، به دنبال این انفجار، زلزلهای با بزرگای 6.3 رخ داد. این زلزله به دلیل عمق صفر كیلومتر در لایههای زمین و الگوهای ناسازگار با زلزلههای زمینساختی، به عنوان یك زلزله ناشی از انفجار تایید شد. البته به دنبال وقوع هر زلزله ناشی از انفجار، این زمینلرزه علاوه بر اینكه بلافاصله در دستگاههای لرزهنگاری دنیا، ثبت و گزارش میشود، غیرطبیعی بودن زمینلرزه و وقوع لرزه به دلیل انفجار هم اعلام میشود. یكی از دلایل مهم توسعه علم زلزلهشناسی بعد از جنگ جهانی دوم، پایش انفجارها بود. بعد از سال 1945 امریكا و شوروی با سرمایهگذاری در كشورهای همكار و همسو با خود، دانش لرزهنگاری و زلزلهشناسی را با هدف پایش منشا زلزلهها توسعه دادند تا از این طریق از تحركات یكدیگر مطلع شوند. به همین دلیل، بعد از جنگ جهانی دوم، امریكاییها در كشورهایی مثل ایران و تركیه و پاكستان و افغانستان برای توسعه علم لرزهنگاری و زلزلهشناسی سرمایهگذاری كردند درحالی كه سرمایهگذاری اتحاد جماهیر شوروی در این زمینه، در كشورهای كمونیستی و اروپای شرقی صورت گرفت و البته فایده این توسعه در كشورهای مقصد هم، یك كاركرد همگانی برای ثبت زلزلهها بود، چنانكه زلزله بویینزهرا (10 شهریور 1341) با كمك همین شبكههای لرزهنگاری، ثبت و گزارش شد.
با توضیحات شما، با توجه به اینكه ایران از حدود 30 سال قبل به فعالیت و تحقیق در حوزه دانش و تولید ادوات هستهای مشغول بوده، این شبهه پررنگ میشود كه آیا تمام زلزلههایی كه در 30 سال اخیر در ایران رخ داده، پدیده طبیعی تحرك لایههای مختلف زمین بوده یا در این مدت، مواردی هم از زلزلههای مصنوعی و انسانساز اتفاق افتاده است؟
جواب سوال شما بسیار شفاف و واضح است. در طول 30 سال اخیر، دانش زلزلهشناسی در ایران و جهان، توسعه قابلتوجهی داشته است. طی این سه دهه، تعداد شبكههای لرزهنگاری در كشور، از حدود 15 یا 20 ایستگاه، به بیش از هزار ایستگاه شتابنگاری و بیش از حدود 160 ایستگاه لرزهنگاری رسیده كه البته باید بسیار بیشتر از اینها هم میبود. امروز، نسلی از متخصصان در حوزه زلزلهشناسی دستگاهی و بررسی دلیل و منشا وقوع زلزله كار میكنند و طی بررسیهای خود متوجه میشوند كه آیا رخداد زلزله، طبیعی و ناشی از گسلش یا ناشی از انفجار بوده است. موضوع تز دكترا و فوق لیسانس 4 نفر از دانشجویان من در سالهای اخیر هم، بررسی زلزلههای ناشی از انفجارات در اطراف تهران بوده است. علاوه بر این، اتفاقا به دلیل افزایش حساسیتها بر فعالیتهای مرتبط با توسعه صنایع هستهای ایران، پایش و رصد برونمرزی بر زمینلرزههای ایران، حتی بسیار بیشتر از فعالیت پایگاههای داخل كشور است چنانكه طی 30 سال اخیر، تعداد ایستگاههای لرزهنگاری كه در كشورهای اطراف ایران نصب شده، بهشدت افزایش داشته و امروز، كشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس، عراق، تركیه، كشورهای حوزه قفقاز، آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، تركمنستان، عمان، عربستان، قطر، كویت، افغانستان و پاكستان به سیستمهای نوین و پیشرفته لرزهنگاری مجهز شدهاند كه البته یكی از فواید این تجهیز، توسعه دانش لرزهنگاری این كشورها بوده چنانكه دولت پاكستان، بعد از زلزله 7.6 ریشتری سال 2005 در منطقه كشمیر، با سرمایهگذاری ژنرال پرویز مشرف (نخستوزیر وقت پاكستان) برای نوسازی سیستم لرزهنگاری خود اقدام كرد اما نكته مهم این است كه میزان سرمایهگذاری امریكا برای نوسازی و تجهیز سیستمهای لرزهنگاری در اغلب كشورهای اطراف ایران، بسیار قابل توجه بوده است، بنابراین دستگاههای لرزهنگاری فعال در كشورهای اطراف ایران، به تمام زمین لرزههایی كه در ایران رخ میدهد و حتی به كوچكترین لرزهها هم حساس است و منشا و دلیل لرزه و ارتباط زمینلرزه با انفجار یا فعالیت گسل، توسط این دستگاههای لرزهنگاری ثبت و بررسی میشود. در تكمیل جواب سوال شما میگویم كه با اطمینان بسیار بسیار بالا میتوان گفت كه در این 30 سال، هیچ انفجار غیرمتعارفی در ایران اتفاق نیفتاده است. انفجار غیرمتعارف به معنای انفجار حدود یك كیلو تن ماده منفجره و ایجاد زلزلهای با بزرگای 4 به دنبال این انفجار است. اگر در این 30 سال انفجار غیرمتعارف در ایران داشتیم، حتی با فرض اینكه در زمان انفجار و وقوع زمینلرزه ناشی از آن، سیستمهای لرزهنگاری داخل كشور خاموش بوده باشد، دستگاههای لرزهنگاری نصب شده در كشورهای اطراف ایران، حتما این زمینلرزه و منشا آن را با دقت و كیفیت بالا گزارش میكرد.
زمینلرزه ناشی از انفجار و زلزله ناشی از رخداد طبیعی زمین، متفاوت و قابل تشخیص است؟
كاملا قابل تشخیص است و تعدادی از زلزلهشناسان، متخصص تشخیص منشا و تفاوت لرزههای ناشی از انفجار یا گسلش هستند علاوه بر اینكه در سالهای اخیر، با الگوریتمهای هوش مصنوعی، كیفیت و دقت و سرعت این تشخیص هم بسیار بسیار بیشتر شده است. شبكههای لرزهنگاری با تجزیه و تحلیل تفاوتهای كلیدی در سیگنالهای لرزهای، بین زلزلههای زمینساختی طبیعی و رویدادهای انفجاری مصنوعی (مانند آزمایشهای هستهای یا انفجارهای بزرگ معادن) تمایز قائل میشوند. یكی از تفاوتهای مورد بررسی، اندازهگیری عمق زلزله است. زلزلههای طبیعی با بزرگای بیش از ۴ معمولا در عمق بیش از 5 كیلومتر و زلزلههای با بزرگای ۴ در عمق كمتر از 5 كیلومتر رخ میدهد درحالی كه زلزله ناشی از انفجار، همیشه در عمق صفر تا 2 كیلومتر اتفاق میافتد. بررسی شكل موج، یكی دیگر از ملاكهای تشخیص زلزله ناشی از انفجار یا تحركات گسل است. انفجار، انرژی را به طور مساوی در تمام جهات لایههای زمین منتشر میكند درحالی كه در زلزلههای طبیعی ناشی از برش در گسلها، انرژی در جهات خاص منتشر میشود. انرژی فركانس زلزله ناشی از انفجار، از همان لحظه اول، بالاتر و تیزتر است و به كاهشی سریع میرسد ولی انرژی فركانس زلزلههای طبیعی، به صورت تدریجی و در مدت زمان طولانیتر افزایش مییابد. زلزلههای ناشی از انفجار، معمولا در حوالی معادن و اماكن نظامی یا محل اصابت پرتابهها اتفاق میافتد و برخلاف زلزلههای طبیعی، پسلرزه ندارد.
میگویید كه در این 30 سال، زلزله با بزرگای بیش از 4 و ناشی از انفجار غیرمتعارف نداشتیم. آیا ممكن بوده كه انفجارهای متعارف، زلزلههایی با بزرگای كمتر از 4 ایجاد كرده باشد؟
انفجار حدود یك كیلو تا چند تن ماده منفجره، باعث بروز زلزله میشود و زلزلههای ناشی از انفجار متعارف، معمولا در محدوده بزرگای نیم تا 3 است. زلزلههای ناشی از انفجار با بزرگای نیم، یك، 1.2 و تا سقف 3، در اطراف شهرهای ایران و حتی اطراف تهران و تمام مناطق معدنی، به كرات و به صورت روزانه اتفاق میافتد. اگر بزرگای زلزله ناشی از انفجار، بین 3 و 4 باشد و حتی در بعضی ایستگاههای لرزهنگاری دورتر از محل زلزله ثبت نشود، حتما در ایستگاههای نزدیكتر ثبت خواهد شد. تاكید میكنم كه نه تنها زمینلرزه با بزرگای بین 3 و 4 ناشی از انفجار، یك اتفاق غیرمتعارف نیست، حتی در صورت انفجار دهها یا صدها تن ماده منفجره و بروز زلزله ناشی از این انفجار، با توجه به تعداد زیاد ایستگاههای لرزهنگاری در كشورهای اطراف ایران، حتما در این ایستگاهها ثبت و گزارش خواهد شد.
و تا امروز چنین زمینلرزههای ناشی از انفجار غیرمتعارف یا با بزرگای بین 3 و 4 در ایران نداشتیم؟
اگر چنین اتفاقی افتاده بود، بدون تردید این زلزلهها مورد شك قرار میگرفت و حتما در گزارشهای بینالمللی قید میشد كه منشا این زمینلرزه و بروز آن به دلیل گسلش یا انفجار، مورد شك است چون تمام زمینلرزههای با بزرگای بیش از 4 و ناشی از انفجار بیش از یك كیلو تن ماده منفجره و موسوم به انفجار غیرمتعارف، به صورت سیستماتیك در تمام دستگاههای لرزهنگاری جهانی ثبت میشود و البته این دستگاهها هم نیازی به تایید یا تكذیب واقعیت ازسوی كشور مبدا و محل انفجار و زمینلرزه ندارند.
بنابراین، اینطور كه شما براساس مستندات علمی میگویید، در 30 سال اخیر چنین مواردی نداشتیم و زلزلههای ایران در این بازه 30 ساله، به دلیل انفجار حین كاوشهای معدنی یا فعالیت گسل بوده است؟
بله. من به نكتهای اشاره میكنم كه در سوال شما هم نبود. در این بازه 30 ساله، در ایران تستهای نظامی و تستهای موشكی انجام شده كه به دنبال این تستها هم، انفجار و زلزله رخ داده ولی تمام انفجارهای ناشی از تستهای نظامی و موشكی، در حد انفجارهای متعارف بوده و البته این تستها، روال معمول تمام گروههای نظامی است و اقدام غیرمتعارفی تلقی نمیشود. بنابراین، در طول 30 سال اخیر، زلزلههای ایران، یا ناشی از انفجار كاوشهای معدنی یا تستهای نظامی یا فعالیت گسلها بوده و هیچ كدام از انفجارهای منجر به زلزله هم، انفجار غیرمتعارف نبوده چون اگر غیرمتعارف بود یا حتی نسبت به غیر متعارف بودن انفجار و زلزله ناشی از انفجار، شكی ایجاد میشد، تردید نكنید كه حتما در گزارشهای بینالمللی مطرح و بررسی میشد.
گفتید كه هر انفجاری به یك زمینلرزه منجر میشود اما بسته به حجم ماده منفجره، بزرگای زلزله متفاوت خواهد بود. پس در طول جنگ 12 روزه، در تمام شهرهایی كه هدف حمله اسراییل قرار گرفتند، زمینلرزه اتفاق افتاده؟ آیا این لرزهها توسط دستگاههای لرزهنگاری ثبت شده است؟
در این 12 روز، در تمام محلهایی كه پرتابه اصابت كرده، به تعداد انفجارها، زلزله ناشی از انفجار و با بزرگای حدود نیم تا 2 رخ داده و بزرگترین زلزله هم، ناشی از حمله امریكا به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان با بمبهای سنگر شكن و در تاریخ 22 ژوئن امسال بوده كه با انفجار این بمبها، زمینلرزهای با بزرگای 2 رخ داد. طبق آنچه از بزرگای لرزههای ایجاد شده میشناسیم، هر بمب سنگرشكن كه توسط امریكا به سمت تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان پرتاب شد، معادل یك تن ماده منفجره بود و هر انفجار به وقوع یك زلزله منجر شد. انفجار ناشی از پرتابههای اسراییل هم به وقوع زلزله منجر شد و هر انفجار، یك زمینلرزه به دنبال داشت كه بزرگای زمینلرزهها حدود نیم، یكدهم، دو دهم، 7 دهم، 8 دهم تا حداكثر 2 بود. در منابع خارجی اعلام شد كه طی 12 روز بیش از 3400 پرتابه توسط اسراییل به سمت ایران شلیك شده و حدود 1500 انفجار ناشی از اصابت پرتابهها در خاك ایران اتفاق افتاده كه در این صورت میتوان گفت كه به تعداد انفجارها، زلزلههای ناشی از انفجار رخ داده است.
آیا تمام زمینلرزههای ناشی از انفجار هم توسط دستگاههای لرزهنگاری كشور ثبت شده است؟
تمام این موارد در ایستگاههای لرزهنگاری پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و موسسه ژئوفیزیك دانشگاه تهران و مركز تحقیقات مسكن و شهرسازی ثبت شده ولی گزارش این موارد، تابع پروتكلهای مشخص است و یكی از قوانین این است كه یك زمینلرزه در صورتی ثبت میشود كه در 3 یا 5 ایستگاه ثبت شده باشد و در صورتی كه بزرگای زمینلرزه، كم و در محدوده یكدهم باشد، این مورد فقط برای محققان ثبت خواهد شد چون پوشش لرزهنگاری در كشورمان، هنوز در این حد نیست كه هر زمینلرزه ناشی از اصابت پرتابهها، توسط سه یا چهار ایستگاه لرزهنگاری ثبت شده باشد. من و همكارانم، به زودی، نگاشت لرزهها را برمبنای زمان اصابت پرتابهها بررسی خواهیم كرد. البته تمام مراكز لرزهنگاری، چه در ایران و چه حتی در امریكا و اسراییل، موظفند گزارش تمام زلزلههای ناشی از انفجار یا اصابت پرتابه را برای وزارت دفاع بفرستند و البته این گزارش هم عمومی نخواهد شد.
آیا اصابت هر پرتابه یك زمینلرزه ایجاد میكند یا اگر مقدار مواد منفجره زیاد باشد، ممكن است به وقوع چند زمینلرزه منجر شود؟
هر اصابت به یك یا چند انفجار منجر میشود و هر انفجار، یك زمینلرزه ایجاد میكند. بعضی از موشكهای ایران كه در روزهای آخر جنگ به سمت اسراییل شلیك شد، در هر پرتاب به چند انفجار منجر میشد.
اگر در طول 12 روز 1500 انفجار در نقاط محل اصابت پرتابههای اسراییل رخ داده باشد یعنی در طول 12 روز 1500 زمینلرزه در این نقاط اتفاق افتاده است. آیا 1500 زمینلرزه در طول 12 روز از نظر علم زلزلهشناسی و زمینشناسی، یك خطر محسوب میشود؟
خطر از بابت تحریك گسل؟
یا حتی خطر برای مناطق دچار فرونشست؟
بزرگترین خطر این انفجارها و زمینلرزهها، جانباختن بیش از 600 نفر از هموطنان ما و تخریب خانهها و شكستن شیشهها بر اثر موج انفجار بود چون انفجار باعث زمینلرزه میشود و لرزه هم، آسیب ایجاد میكند. اما اگر منظور شما از خطر این است كه این انفجارها و زمینلرزههای متعاقب آن و مثلا، اصابت پرتابه به مخزن نفت شهران، باعث تحریك گسل شمال تهران شده باشد، جواب سوال شما منفی است چون تحریك گسل، مشروط به این است كه حجم ماده منفجره، معادل چند ده تن یا چند مگا تن باشد و این حجم از ماده منفجره هم، دقیقا روی صفحه گسل منفجر شود و این گسل هم دقیقا در مرحله تحریك و بریدن باشد.
باتوجه به اینكه تمام كشور دچار فرونشست است، آیا این انفجارها در مناطق دچار فرونشست خطری ایجاد نمیكند؟
برای دشتهای دچار فرونشست خطری ندارد چون دشتها بر اثر تخریب منابع آب زیرزمینی، دچار تراكم خاك و نشست شدهاند. برآورد من این است كه این انفجارها در شهرهای دچار فروچالهها مشكلاتی ایجاد خواهد كرد. فروچالهها، همین گودالهایی هستند كه به صورت ناگهانی در بعضی خیابانها باز میشوند. فرض كنید كه در نقطهای از شهر، فروچاله ایجاد شده و به مرحله ریزش و تخریب رسیده باشد و حالا اطراف این نقطه هم چند پرتابه و موشك اصابت كرده و انفجار و زمینلرزهای اتفاق افتاده باشد. این نقطه از شهر، حالا یك نقطه تضعیف شده است كه در یك سیلاب یا بارندگی شدید یا عملیات حفاری زیرزمینی، ریزش خواهد كرد.
عکس تزئینی و مربوط به انفجار انبار نیترات در بیروت است[/caption]
زارع در این مصاحبه میگوید كه تمام زمینلرزههای ناشی از انفجار در جریان حملات 12 روزه اسراییل و امریكا، در نگاشتهای ایستگاههای لرزهنگاری ایران و كشورهای منطقه ثبت شده است.
به گفته زارع، شدیدترین زمینلرزه ناشی از انفجار طی این 12 روز، به دنبال حمله امریكا به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان و انفجار بمبهای سنگرشكن بوده كه به زلزلههایی با بزرگای 2 منجر شده است.
زارع میگوید كه این انفجارها اگر روی صفحه گسل در حال برش رخ میداد، میتوانست به زلزلههای بسیار ویرانگرتر منجر شود ولی حالا تهدید جدی ناشی از وقوع 1500 زمینلرزه در طول 12 روز، ریزش ناگهانی و تخریب سطح زمین در شهرهایی همچون تهران است كه پیش از این هم با خطر فروچالهها مواجه بودهاند.
در طول جنگ 12 روزه ایران و اسراییل، شهرهایی در 24 استان كشور هدف حمله پهپادی و موشكی قرار گرفتند و طبق تصاویری كه در فضای مجازی منتشر میشد، در هر نقطه از اصابت موشك یا پهپاد هم، انفجارهایی مهیب و منجر به تخریب رخ میداد. باتوجه به هشدارهایی كه در طول سالهای اخیر درباره زلزلهخیزی و وجود گسلها و فرونشستها در سراسر كشور مطرح كردید، انفجارهای این 12 روز و وزن زیادی كه بر اثر موج انفجار به زمین وارد میشده تا چه اندازه میتواند در بروز زلزله تاثیر داشته باشد؟
همین انفجارها، باعث بروز زلزلهها هستند چون انرژی آزاد شده در محل وقوع انفجار، یك زلزله مصنوعی و ناشی از انفجار ایجاد میكند كه این زلزله، به صورت موجهای فشاری است و امواج فشاری این زلزله در اطراف محل انفجار، باعث تخریب گسترده و زیاد میشود. البته انفجارهای متعارف و غیرهستهای، باعث ایجاد زلزلههای كوچك میشوند. موشكی كه حامل حدود 140 كیلو ماده منفجره باشد، در زمان اصابت و انفجار، باعث ایجاد زلزلهای با بزرگای 1.5 خواهد شد و انفجار بر اثر اصابت هزار كیلو ماده منفجره، زلزلهای با بزرگای حدود 2 ایجاد میكند. انفجارهای در سطح زمین، آثار سطحی زیادی هم دارند ولی در صورت انفجار در هوا، شدت زمین لرزهها و شدت تكانهایی كه ثبت میشود، كمتر خواهد بود. بزرگترین زلزله مصنوعی تاریخ، مهر ماه 1340 و توسط اتحاد جماهیر شوروی و به دنبال انفجار بمب تزار كه یك بمب هیدروژنی بود، رخ داده است. این بمب هیدروژنی، معادل 160 مگاتن ماده منفجره بود و اگر این انفجار، در سطح زمین رخ میداد، زلزلهای با بزرگای 7.5 ایجاد میكرد ولی این بمب در هوا منفجر شد و زلزلهای با بزرگای حدود 5.5 ایجاد كرد. انفجار بمب تزار، به دلیل حجم ماده منفجره، بزرگترین انفجار دستساز انسان محسوب میشود.
یعنی حتی انفجار در هوا هم میتواند بر لایههای زمین تاثیر لغزشی و لرزهای بگذارد؟
بله و اگر انفجار بزرگی باشد، زلزله بزرگی هم ایجاد خواهد كرد. البته اغلب انفجارهای بزرگ انسانساز، قبل از امضای پیمانهای سالت در سال 1974 رخ داده و از سال 1974 و به دنبال پذیرش محدودیت كاربرد جنگافزارها توسط امریكا و اتحاد جماهیر شوروی، این انفجارها هم بهشدت كاهش یافت. بعد از اجرای پیمان سالت و تا امروز، صرفا چند انفجار هستهای توسط هند و پاكستان در عملیات متقابل در دهه 1990 میلادی رخ داده است. سپتامبر 2017 هم كرهشمالی در ششمین آزمایش هستهای خود، یك بمب هیدروژنی منفجر كرد و درحالی كه برآورد میشد این بمب، حاوی 140 كیلو ماده منفجره بوده، به دنبال این انفجار، زلزلهای با بزرگای 6.3 رخ داد. این زلزله به دلیل عمق صفر كیلومتر در لایههای زمین و الگوهای ناسازگار با زلزلههای زمینساختی، به عنوان یك زلزله ناشی از انفجار تایید شد. البته به دنبال وقوع هر زلزله ناشی از انفجار، این زمینلرزه علاوه بر اینكه بلافاصله در دستگاههای لرزهنگاری دنیا، ثبت و گزارش میشود، غیرطبیعی بودن زمینلرزه و وقوع لرزه به دلیل انفجار هم اعلام میشود. یكی از دلایل مهم توسعه علم زلزلهشناسی بعد از جنگ جهانی دوم، پایش انفجارها بود. بعد از سال 1945 امریكا و شوروی با سرمایهگذاری در كشورهای همكار و همسو با خود، دانش لرزهنگاری و زلزلهشناسی را با هدف پایش منشا زلزلهها توسعه دادند تا از این طریق از تحركات یكدیگر مطلع شوند. به همین دلیل، بعد از جنگ جهانی دوم، امریكاییها در كشورهایی مثل ایران و تركیه و پاكستان و افغانستان برای توسعه علم لرزهنگاری و زلزلهشناسی سرمایهگذاری كردند درحالی كه سرمایهگذاری اتحاد جماهیر شوروی در این زمینه، در كشورهای كمونیستی و اروپای شرقی صورت گرفت و البته فایده این توسعه در كشورهای مقصد هم، یك كاركرد همگانی برای ثبت زلزلهها بود، چنانكه زلزله بویینزهرا (10 شهریور 1341) با كمك همین شبكههای لرزهنگاری، ثبت و گزارش شد.
با توضیحات شما، با توجه به اینكه ایران از حدود 30 سال قبل به فعالیت و تحقیق در حوزه دانش و تولید ادوات هستهای مشغول بوده، این شبهه پررنگ میشود كه آیا تمام زلزلههایی كه در 30 سال اخیر در ایران رخ داده، پدیده طبیعی تحرك لایههای مختلف زمین بوده یا در این مدت، مواردی هم از زلزلههای مصنوعی و انسانساز اتفاق افتاده است؟
جواب سوال شما بسیار شفاف و واضح است. در طول 30 سال اخیر، دانش زلزلهشناسی در ایران و جهان، توسعه قابلتوجهی داشته است. طی این سه دهه، تعداد شبكههای لرزهنگاری در كشور، از حدود 15 یا 20 ایستگاه، به بیش از هزار ایستگاه شتابنگاری و بیش از حدود 160 ایستگاه لرزهنگاری رسیده كه البته باید بسیار بیشتر از اینها هم میبود. امروز، نسلی از متخصصان در حوزه زلزلهشناسی دستگاهی و بررسی دلیل و منشا وقوع زلزله كار میكنند و طی بررسیهای خود متوجه میشوند كه آیا رخداد زلزله، طبیعی و ناشی از گسلش یا ناشی از انفجار بوده است. موضوع تز دكترا و فوق لیسانس 4 نفر از دانشجویان من در سالهای اخیر هم، بررسی زلزلههای ناشی از انفجارات در اطراف تهران بوده است. علاوه بر این، اتفاقا به دلیل افزایش حساسیتها بر فعالیتهای مرتبط با توسعه صنایع هستهای ایران، پایش و رصد برونمرزی بر زمینلرزههای ایران، حتی بسیار بیشتر از فعالیت پایگاههای داخل كشور است چنانكه طی 30 سال اخیر، تعداد ایستگاههای لرزهنگاری كه در كشورهای اطراف ایران نصب شده، بهشدت افزایش داشته و امروز، كشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس، عراق، تركیه، كشورهای حوزه قفقاز، آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، تركمنستان، عمان، عربستان، قطر، كویت، افغانستان و پاكستان به سیستمهای نوین و پیشرفته لرزهنگاری مجهز شدهاند كه البته یكی از فواید این تجهیز، توسعه دانش لرزهنگاری این كشورها بوده چنانكه دولت پاكستان، بعد از زلزله 7.6 ریشتری سال 2005 در منطقه كشمیر، با سرمایهگذاری ژنرال پرویز مشرف (نخستوزیر وقت پاكستان) برای نوسازی سیستم لرزهنگاری خود اقدام كرد اما نكته مهم این است كه میزان سرمایهگذاری امریكا برای نوسازی و تجهیز سیستمهای لرزهنگاری در اغلب كشورهای اطراف ایران، بسیار قابل توجه بوده است، بنابراین دستگاههای لرزهنگاری فعال در كشورهای اطراف ایران، به تمام زمین لرزههایی كه در ایران رخ میدهد و حتی به كوچكترین لرزهها هم حساس است و منشا و دلیل لرزه و ارتباط زمینلرزه با انفجار یا فعالیت گسل، توسط این دستگاههای لرزهنگاری ثبت و بررسی میشود. در تكمیل جواب سوال شما میگویم كه با اطمینان بسیار بسیار بالا میتوان گفت كه در این 30 سال، هیچ انفجار غیرمتعارفی در ایران اتفاق نیفتاده است. انفجار غیرمتعارف به معنای انفجار حدود یك كیلو تن ماده منفجره و ایجاد زلزلهای با بزرگای 4 به دنبال این انفجار است. اگر در این 30 سال انفجار غیرمتعارف در ایران داشتیم، حتی با فرض اینكه در زمان انفجار و وقوع زمینلرزه ناشی از آن، سیستمهای لرزهنگاری داخل كشور خاموش بوده باشد، دستگاههای لرزهنگاری نصب شده در كشورهای اطراف ایران، حتما این زمینلرزه و منشا آن را با دقت و كیفیت بالا گزارش میكرد.
زمینلرزه ناشی از انفجار و زلزله ناشی از رخداد طبیعی زمین، متفاوت و قابل تشخیص است؟
كاملا قابل تشخیص است و تعدادی از زلزلهشناسان، متخصص تشخیص منشا و تفاوت لرزههای ناشی از انفجار یا گسلش هستند علاوه بر اینكه در سالهای اخیر، با الگوریتمهای هوش مصنوعی، كیفیت و دقت و سرعت این تشخیص هم بسیار بسیار بیشتر شده است. شبكههای لرزهنگاری با تجزیه و تحلیل تفاوتهای كلیدی در سیگنالهای لرزهای، بین زلزلههای زمینساختی طبیعی و رویدادهای انفجاری مصنوعی (مانند آزمایشهای هستهای یا انفجارهای بزرگ معادن) تمایز قائل میشوند. یكی از تفاوتهای مورد بررسی، اندازهگیری عمق زلزله است. زلزلههای طبیعی با بزرگای بیش از ۴ معمولا در عمق بیش از 5 كیلومتر و زلزلههای با بزرگای ۴ در عمق كمتر از 5 كیلومتر رخ میدهد درحالی كه زلزله ناشی از انفجار، همیشه در عمق صفر تا 2 كیلومتر اتفاق میافتد. بررسی شكل موج، یكی دیگر از ملاكهای تشخیص زلزله ناشی از انفجار یا تحركات گسل است. انفجار، انرژی را به طور مساوی در تمام جهات لایههای زمین منتشر میكند درحالی كه در زلزلههای طبیعی ناشی از برش در گسلها، انرژی در جهات خاص منتشر میشود. انرژی فركانس زلزله ناشی از انفجار، از همان لحظه اول، بالاتر و تیزتر است و به كاهشی سریع میرسد ولی انرژی فركانس زلزلههای طبیعی، به صورت تدریجی و در مدت زمان طولانیتر افزایش مییابد. زلزلههای ناشی از انفجار، معمولا در حوالی معادن و اماكن نظامی یا محل اصابت پرتابهها اتفاق میافتد و برخلاف زلزلههای طبیعی، پسلرزه ندارد.
میگویید كه در این 30 سال، زلزله با بزرگای بیش از 4 و ناشی از انفجار غیرمتعارف نداشتیم. آیا ممكن بوده كه انفجارهای متعارف، زلزلههایی با بزرگای كمتر از 4 ایجاد كرده باشد؟
انفجار حدود یك كیلو تا چند تن ماده منفجره، باعث بروز زلزله میشود و زلزلههای ناشی از انفجار متعارف، معمولا در محدوده بزرگای نیم تا 3 است. زلزلههای ناشی از انفجار با بزرگای نیم، یك، 1.2 و تا سقف 3، در اطراف شهرهای ایران و حتی اطراف تهران و تمام مناطق معدنی، به كرات و به صورت روزانه اتفاق میافتد. اگر بزرگای زلزله ناشی از انفجار، بین 3 و 4 باشد و حتی در بعضی ایستگاههای لرزهنگاری دورتر از محل زلزله ثبت نشود، حتما در ایستگاههای نزدیكتر ثبت خواهد شد. تاكید میكنم كه نه تنها زمینلرزه با بزرگای بین 3 و 4 ناشی از انفجار، یك اتفاق غیرمتعارف نیست، حتی در صورت انفجار دهها یا صدها تن ماده منفجره و بروز زلزله ناشی از این انفجار، با توجه به تعداد زیاد ایستگاههای لرزهنگاری در كشورهای اطراف ایران، حتما در این ایستگاهها ثبت و گزارش خواهد شد.
و تا امروز چنین زمینلرزههای ناشی از انفجار غیرمتعارف یا با بزرگای بین 3 و 4 در ایران نداشتیم؟
اگر چنین اتفاقی افتاده بود، بدون تردید این زلزلهها مورد شك قرار میگرفت و حتما در گزارشهای بینالمللی قید میشد كه منشا این زمینلرزه و بروز آن به دلیل گسلش یا انفجار، مورد شك است چون تمام زمینلرزههای با بزرگای بیش از 4 و ناشی از انفجار بیش از یك كیلو تن ماده منفجره و موسوم به انفجار غیرمتعارف، به صورت سیستماتیك در تمام دستگاههای لرزهنگاری جهانی ثبت میشود و البته این دستگاهها هم نیازی به تایید یا تكذیب واقعیت ازسوی كشور مبدا و محل انفجار و زمینلرزه ندارند.
بنابراین، اینطور كه شما براساس مستندات علمی میگویید، در 30 سال اخیر چنین مواردی نداشتیم و زلزلههای ایران در این بازه 30 ساله، به دلیل انفجار حین كاوشهای معدنی یا فعالیت گسل بوده است؟
بله. من به نكتهای اشاره میكنم كه در سوال شما هم نبود. در این بازه 30 ساله، در ایران تستهای نظامی و تستهای موشكی انجام شده كه به دنبال این تستها هم، انفجار و زلزله رخ داده ولی تمام انفجارهای ناشی از تستهای نظامی و موشكی، در حد انفجارهای متعارف بوده و البته این تستها، روال معمول تمام گروههای نظامی است و اقدام غیرمتعارفی تلقی نمیشود. بنابراین، در طول 30 سال اخیر، زلزلههای ایران، یا ناشی از انفجار كاوشهای معدنی یا تستهای نظامی یا فعالیت گسلها بوده و هیچ كدام از انفجارهای منجر به زلزله هم، انفجار غیرمتعارف نبوده چون اگر غیرمتعارف بود یا حتی نسبت به غیر متعارف بودن انفجار و زلزله ناشی از انفجار، شكی ایجاد میشد، تردید نكنید كه حتما در گزارشهای بینالمللی مطرح و بررسی میشد.
گفتید كه هر انفجاری به یك زمینلرزه منجر میشود اما بسته به حجم ماده منفجره، بزرگای زلزله متفاوت خواهد بود. پس در طول جنگ 12 روزه، در تمام شهرهایی كه هدف حمله اسراییل قرار گرفتند، زمینلرزه اتفاق افتاده؟ آیا این لرزهها توسط دستگاههای لرزهنگاری ثبت شده است؟
در این 12 روز، در تمام محلهایی كه پرتابه اصابت كرده، به تعداد انفجارها، زلزله ناشی از انفجار و با بزرگای حدود نیم تا 2 رخ داده و بزرگترین زلزله هم، ناشی از حمله امریكا به تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان با بمبهای سنگر شكن و در تاریخ 22 ژوئن امسال بوده كه با انفجار این بمبها، زمینلرزهای با بزرگای 2 رخ داد. طبق آنچه از بزرگای لرزههای ایجاد شده میشناسیم، هر بمب سنگرشكن كه توسط امریكا به سمت تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان پرتاب شد، معادل یك تن ماده منفجره بود و هر انفجار به وقوع یك زلزله منجر شد. انفجار ناشی از پرتابههای اسراییل هم به وقوع زلزله منجر شد و هر انفجار، یك زمینلرزه به دنبال داشت كه بزرگای زمینلرزهها حدود نیم، یكدهم، دو دهم، 7 دهم، 8 دهم تا حداكثر 2 بود. در منابع خارجی اعلام شد كه طی 12 روز بیش از 3400 پرتابه توسط اسراییل به سمت ایران شلیك شده و حدود 1500 انفجار ناشی از اصابت پرتابهها در خاك ایران اتفاق افتاده كه در این صورت میتوان گفت كه به تعداد انفجارها، زلزلههای ناشی از انفجار رخ داده است.
آیا تمام زمینلرزههای ناشی از انفجار هم توسط دستگاههای لرزهنگاری كشور ثبت شده است؟
تمام این موارد در ایستگاههای لرزهنگاری پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و موسسه ژئوفیزیك دانشگاه تهران و مركز تحقیقات مسكن و شهرسازی ثبت شده ولی گزارش این موارد، تابع پروتكلهای مشخص است و یكی از قوانین این است كه یك زمینلرزه در صورتی ثبت میشود كه در 3 یا 5 ایستگاه ثبت شده باشد و در صورتی كه بزرگای زمینلرزه، كم و در محدوده یكدهم باشد، این مورد فقط برای محققان ثبت خواهد شد چون پوشش لرزهنگاری در كشورمان، هنوز در این حد نیست كه هر زمینلرزه ناشی از اصابت پرتابهها، توسط سه یا چهار ایستگاه لرزهنگاری ثبت شده باشد. من و همكارانم، به زودی، نگاشت لرزهها را برمبنای زمان اصابت پرتابهها بررسی خواهیم كرد. البته تمام مراكز لرزهنگاری، چه در ایران و چه حتی در امریكا و اسراییل، موظفند گزارش تمام زلزلههای ناشی از انفجار یا اصابت پرتابه را برای وزارت دفاع بفرستند و البته این گزارش هم عمومی نخواهد شد.
آیا اصابت هر پرتابه یك زمینلرزه ایجاد میكند یا اگر مقدار مواد منفجره زیاد باشد، ممكن است به وقوع چند زمینلرزه منجر شود؟
هر اصابت به یك یا چند انفجار منجر میشود و هر انفجار، یك زمینلرزه ایجاد میكند. بعضی از موشكهای ایران كه در روزهای آخر جنگ به سمت اسراییل شلیك شد، در هر پرتاب به چند انفجار منجر میشد.
اگر در طول 12 روز 1500 انفجار در نقاط محل اصابت پرتابههای اسراییل رخ داده باشد یعنی در طول 12 روز 1500 زمینلرزه در این نقاط اتفاق افتاده است. آیا 1500 زمینلرزه در طول 12 روز از نظر علم زلزلهشناسی و زمینشناسی، یك خطر محسوب میشود؟
خطر از بابت تحریك گسل؟
یا حتی خطر برای مناطق دچار فرونشست؟
بزرگترین خطر این انفجارها و زمینلرزهها، جانباختن بیش از 600 نفر از هموطنان ما و تخریب خانهها و شكستن شیشهها بر اثر موج انفجار بود چون انفجار باعث زمینلرزه میشود و لرزه هم، آسیب ایجاد میكند. اما اگر منظور شما از خطر این است كه این انفجارها و زمینلرزههای متعاقب آن و مثلا، اصابت پرتابه به مخزن نفت شهران، باعث تحریك گسل شمال تهران شده باشد، جواب سوال شما منفی است چون تحریك گسل، مشروط به این است كه حجم ماده منفجره، معادل چند ده تن یا چند مگا تن باشد و این حجم از ماده منفجره هم، دقیقا روی صفحه گسل منفجر شود و این گسل هم دقیقا در مرحله تحریك و بریدن باشد.
باتوجه به اینكه تمام كشور دچار فرونشست است، آیا این انفجارها در مناطق دچار فرونشست خطری ایجاد نمیكند؟
برای دشتهای دچار فرونشست خطری ندارد چون دشتها بر اثر تخریب منابع آب زیرزمینی، دچار تراكم خاك و نشست شدهاند. برآورد من این است كه این انفجارها در شهرهای دچار فروچالهها مشكلاتی ایجاد خواهد كرد. فروچالهها، همین گودالهایی هستند كه به صورت ناگهانی در بعضی خیابانها باز میشوند. فرض كنید كه در نقطهای از شهر، فروچاله ایجاد شده و به مرحله ریزش و تخریب رسیده باشد و حالا اطراف این نقطه هم چند پرتابه و موشك اصابت كرده و انفجار و زمینلرزهای اتفاق افتاده باشد. این نقطه از شهر، حالا یك نقطه تضعیف شده است كه در یك سیلاب یا بارندگی شدید یا عملیات حفاری زیرزمینی، ریزش خواهد كرد.
🔗 لینک کوتاه:
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید