تحقیقات پلیس بینالملل برای شناسایی و دستگیری متهم اصلی که به کشور ترکیه گریخته است، همچنان ادامه دارد.
متهم از ترکیه با من تماس گرفت و گفت: دیدی چطور غافلگیرت کردم!
کامران، با صدایی لرزان از ماجرای شب حادثه تعریف کرد و گفت: آن شب من و همسرم، مشغول جمع کردن مغازه بودیم که چشممان به 3 نفر ناشناس افتاد.
با لباسهای تیره و مشکوک دور مغازه پرسه میزدند. ناگهان، قبل از اینکه بتوانیم واکنشی نشان دهیم، یکی از آنها با فریاد و کلمات ناسزا قمهای را از زیر لباسش بیرون کشیدند و به سمت من و برادرم حملهور شد.
سعید(برادر شاکی) که از این حرکت غافلگیر شده بود، سعی کرد خودش را عقب بکشد اما چاقو به بازوی او اصابت کرد. همزمان، نفر دیگری با یک تفنگ کوچک به سمت ما شلیک کرد. صدای گلوله در مغازه و خیابان پیچید !واقعا وحشت کرده بودم. مریم را به داخل مغازه هل دادم و خودم را به سمت سعید انداختم تا او را از دست آنها نجات دهم.
در همین لحظه، گلولهای به ساق پایم خورد و زمین خوردم. با شنیدن صدای شلیک، همسایهها از خانههایشان بیرون ریختند و هر 3 نفرشان که ترسیده بودند، سوار یک ماشین سفید با پلاک مخدوش شدند و با سرعت از محل دور شدند.ما هم سریع به اورژانس زنگ زدیم.
بعد از حادثه، مجبور شدم چندین بخیه در ناحیه پا بردارم تا گلولهای که به پایم شلیک شده بود را خارج کنند. حتی با اینکه گلوله از پایم بیرون آمده بود، باز هم به دلیل آسیب دیدگی، چند بخیه دیگر هم خوردم. دکترها به من گفته اند که اگر پایم عفونت کند، ممکن است مجبور شوم آن را قطع کنم. این موضوع برایم قابل حضم نیست.
او با عصبانیت و ترس در خصوص آشنایی خودش با متهمان گفت: این ارازل و اوباشی که به من و برادرم حمله کردند، از ۲۰ سال پیش همسایگان ما بودند. بعد از آن مدت، دیگر آنها را ندیده بودم و هیچ ارتباطی با آنها نداشتم. ادعاهایی که در مورد کری خواندن من برای آنها در فضای مجازی مطرح شده، کاملاً بی اساس است.
حمله مسلحانه به 2 برادر جگرکی توسط مردان ورزشکار/متهم اصلی به ترکیه فرار کرد
متهمان حادثه تیراندازی در محله طرشت، انگیزه خود را کریخوانی در فضای مجازی عنوان کردهاند.
حوادث اول فارس :2 ورزشکار که متهم به تیراندازی مسلحانه به مغازهدار جگرکی در خیابان طرشت هستند، دستگیر شدند. فرد اصلی که این جنایت را مرتکب شده به ترکیه گریخته است. این دو ورزشکار باید تاوان اعمال او را در زندان بکشند.
بر اساس گزارش پلیس، پس از شکایت یکی از ساکنان محله طرشت، پروندهای مبنی بر حمله مسلحانه و تلاش برای سو قصد تشکیل شده است.
شاکی در اظهارات خود عنوان کرده است که او و برادرش در داخل مغازه جگرکی خود مشغول به کار بودند که ناگهان 3 فرد ناشناس به آنها حملهور شدهاند. مهاجمان بدون هیچ دلیل مشخصی با استفاده از اسلحه و قمه به سمت آنها شلیک کرده و اقدام به ضرب و شتم نمودهاند.
در این حادثه، برادر شاکی از ناحیه پا هدف گلوله قرار گرفته و با ضربات قمه به سرش مجروح شده است. همچنین، یکی از گلولهها به پاشنه پای شاکی اصابت کرده و پزشکان احتمال میدهند که وی ممکن است دیگر قادر به راه رفتن نباشد.
متهمان حادثه تیراندازی در محله طرشت، انگیزه خود را کریخوانی در فضای مجازی عنوان کردهاند.
متهم اصلی که سلاح را در اختیار دو جوان قرار داده و آنها را به این کار تحریک کرده بود، پس از یک ماه فرار به یکی از شهرهای شمالی دستگیر شد.
تحقیقات پلیس بینالملل برای شناسایی و دستگیری متهم اصلی که به کشور ترکیه گریخته است، همچنان ادامه دارد.
متهم از ترکیه با من تماس گرفت و گفت: دیدی چطور غافلگیرت کردم!
کامران، با صدایی لرزان از ماجرای شب حادثه تعریف کرد و گفت: آن شب من و همسرم، مشغول جمع کردن مغازه بودیم که چشممان به 3 نفر ناشناس افتاد.
با لباسهای تیره و مشکوک دور مغازه پرسه میزدند. ناگهان، قبل از اینکه بتوانیم واکنشی نشان دهیم، یکی از آنها با فریاد و کلمات ناسزا قمهای را از زیر لباسش بیرون کشیدند و به سمت من و برادرم حملهور شد.
سعید(برادر شاکی) که از این حرکت غافلگیر شده بود، سعی کرد خودش را عقب بکشد اما چاقو به بازوی او اصابت کرد. همزمان، نفر دیگری با یک تفنگ کوچک به سمت ما شلیک کرد. صدای گلوله در مغازه و خیابان پیچید !واقعا وحشت کرده بودم. مریم را به داخل مغازه هل دادم و خودم را به سمت سعید انداختم تا او را از دست آنها نجات دهم.
در همین لحظه، گلولهای به ساق پایم خورد و زمین خوردم. با شنیدن صدای شلیک، همسایهها از خانههایشان بیرون ریختند و هر 3 نفرشان که ترسیده بودند، سوار یک ماشین سفید با پلاک مخدوش شدند و با سرعت از محل دور شدند.ما هم سریع به اورژانس زنگ زدیم.
بعد از حادثه، مجبور شدم چندین بخیه در ناحیه پا بردارم تا گلولهای که به پایم شلیک شده بود را خارج کنند. حتی با اینکه گلوله از پایم بیرون آمده بود، باز هم به دلیل آسیب دیدگی، چند بخیه دیگر هم خوردم. دکترها به من گفته اند که اگر پایم عفونت کند، ممکن است مجبور شوم آن را قطع کنم. این موضوع برایم قابل حضم نیست.
او با عصبانیت و ترس در خصوص آشنایی خودش با متهمان گفت: این ارازل و اوباشی که به من و برادرم حمله کردند، از ۲۰ سال پیش همسایگان ما بودند. بعد از آن مدت، دیگر آنها را ندیده بودم و هیچ ارتباطی با آنها نداشتم. ادعاهایی که در مورد کری خواندن من برای آنها در فضای مجازی مطرح شده، کاملاً بی اساس است.
تحقیقات پلیس بینالملل برای شناسایی و دستگیری متهم اصلی که به کشور ترکیه گریخته است، همچنان ادامه دارد.
متهم از ترکیه با من تماس گرفت و گفت: دیدی چطور غافلگیرت کردم!
کامران، با صدایی لرزان از ماجرای شب حادثه تعریف کرد و گفت: آن شب من و همسرم، مشغول جمع کردن مغازه بودیم که چشممان به 3 نفر ناشناس افتاد.
با لباسهای تیره و مشکوک دور مغازه پرسه میزدند. ناگهان، قبل از اینکه بتوانیم واکنشی نشان دهیم، یکی از آنها با فریاد و کلمات ناسزا قمهای را از زیر لباسش بیرون کشیدند و به سمت من و برادرم حملهور شد.
سعید(برادر شاکی) که از این حرکت غافلگیر شده بود، سعی کرد خودش را عقب بکشد اما چاقو به بازوی او اصابت کرد. همزمان، نفر دیگری با یک تفنگ کوچک به سمت ما شلیک کرد. صدای گلوله در مغازه و خیابان پیچید !واقعا وحشت کرده بودم. مریم را به داخل مغازه هل دادم و خودم را به سمت سعید انداختم تا او را از دست آنها نجات دهم.
در همین لحظه، گلولهای به ساق پایم خورد و زمین خوردم. با شنیدن صدای شلیک، همسایهها از خانههایشان بیرون ریختند و هر 3 نفرشان که ترسیده بودند، سوار یک ماشین سفید با پلاک مخدوش شدند و با سرعت از محل دور شدند.ما هم سریع به اورژانس زنگ زدیم.
بعد از حادثه، مجبور شدم چندین بخیه در ناحیه پا بردارم تا گلولهای که به پایم شلیک شده بود را خارج کنند. حتی با اینکه گلوله از پایم بیرون آمده بود، باز هم به دلیل آسیب دیدگی، چند بخیه دیگر هم خوردم. دکترها به من گفته اند که اگر پایم عفونت کند، ممکن است مجبور شوم آن را قطع کنم. این موضوع برایم قابل حضم نیست.
او با عصبانیت و ترس در خصوص آشنایی خودش با متهمان گفت: این ارازل و اوباشی که به من و برادرم حمله کردند، از ۲۰ سال پیش همسایگان ما بودند. بعد از آن مدت، دیگر آنها را ندیده بودم و هیچ ارتباطی با آنها نداشتم. ادعاهایی که در مورد کری خواندن من برای آنها در فضای مجازی مطرح شده، کاملاً بی اساس است.
🔗 لینک کوتاه:
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید