خانه / تاریخ

دلیل نامگذاری استان فارس به نام فارس

دلیل نامگذاری استان فارس به نام فارس

فارس در کتیبه‌های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته‌های یونانی به شکل پرسیس آمده و فارس و فارسی شکل عربی شده پارس و پارسی هستند.فارس منطقهٔ وسیعی است که قسمتی از نیمروز و نیمروز باختری کشور ایران را فراگرفته و تقریباً از یازده سده پیش از میلاد مسیح محل سکونت یکی از طایفه‌های آریایی به نام پارس بوده و به همین مناسبت به پارس موسوم گردیده‌است.

به گزارش اولفارس | avalfars: نام خلیج فارس برگرفته از نام همین منطقه‌است که در سال ۱۳۵۲ هجری شمسی در تقسیمات کشوری ارتباط استان فارس با خلیج فارس قطع شد و مناطق حاشیه خلیج فارس به استان بوشهر تبدیل گردید. مرکز استان فارس از آغاز حکومت‌های اسلامی یا به عبارتی دوران اسلامی، شیراز بوده‌است.با توجه به درخواست شما، گزارش جامع و کاملی دربارهٔ ریشه‌شناسی نام «فارس» و همچنین معرفی کامل شهرهای مهم تاریخی این منطقه در دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی، در ادامه تقدیم می‌شود. این گزارش، تمامی اطلاعات ارائه‌شده در گفتگوهای قبلی را به‌صورت منسجم و منظم گردآوری کرده است.

 ریشه‌شناسی نام و شهرهای کهن استان فارس مقدمه استان فارس، که امروز به عنوان مهد تمدن و خاستگاه قوم پارس شناخته می‌شود، نام خود را از فراز و نشیب‌های زبانی و تاریخی هزاران ساله به دوش کشیده است. این نام که امروز به صورت «فارس» تلفظ می‌شود، در واقع صورت دگرگون‌شده و عربی‌شدهٔ نام باستانی «پارس» است.

برای درک چرایی این نام‌گذاری، باید سفری به اعماق تاریخ داشت و ریشه‌های آن را در زبان‌های باستان و تحولات سیاسی و فرهنگی منطقه جستجو کرد. در ادامه، ابتدا به ریشه‌شناسی این نام در طول ادوار مختلف تاریخی پرداخته، سپس شهرهای شاخص و مهم منطقهٔ پارس را در سه دورهٔ هخامنشی، اشکانی و ساسانی معرفی خواهیم کرد. بخش اول: ریشه‌یابی و دلیل نام‌گذاری استان فارس ۱. ریشه‌های کهن در زبان پارسی باستان مبدأ این نام به دورهٔ هخامنشیان و بسیار فراتر از آن بازمی‌گردد.

در کتیبه‌های هخامنشی به خط میخی، واژهٔ (Pārsā) برای اشاره به سرزمین پارس و همچنین پایتخت آن، تخت جمشید (پرسپولیس)، به کار رفته است. پیش از ورود آریایی‌ها به فلات ایران، ریشه‌های این نام به دوره‌های باستانی‌تر می‌رسد. بر اساس شواهد تاریخی، نام این سرزمین در منابع آشوری متعلق به هزارهٔ سوم پیش از میلاد به صورت Parahše (سرزمین اسب‌ها) ثبت شده است. سپس در حدود سال ۸۴۳ پیش از میلاد، در زمان شلمنسر سوم، از اقوامی به نام Parsua (پارسوا) در حوالی دریاچه ارومیه یاد شده که بعدها به سمت جنوب شرقی کوچ کردند و نام خود را به منطقه‌ای که پیش از آن «انشان» خوانده می‌شد، منتقل نمودند.

 دگرگونی زبانی: از «پارس» به «فارس»

با ورود اعراب مسلمان به ایران در سدهٔ هفتم میلادی، تحولی اساسی در تلفظ این نام رخ داد. در زبان عربی، حرف «پ» وجود ندارد و اعراب مجبور بودند این صدا را با نزدیک‌ترین حرف موجود، یعنی «ف»، جایگزین کنند. به همین دلیل، «پارس» (Pārs) به «فارس» (Fārs) تبدیل شد. این تغییر صرفاً یک دگرگونی زبانی و واج‌شناختی بود و نامی جدید برای منطقه ابداع نشد، بلکه تلفظی عربی‌شده از همان نام باستانی بود.

از این رو، امروزه نیز فارسی‌زبانان بومی منطقه، زبان خود را «فارسی» می‌نامند، در حالی که ریشه آن به «پارسی» بازمی‌گردد. ۳. تعبیر یونانی و جهانی شدن نام در جهان غرب، این سرزمین با نامی دیگر شناخته شد.

یونانیان باستان این منطقه را «پرسیس» (Persis) می‌نامیدند که خود برگرفته از ریشهٔ Pārs بود. از آنجایی که خاستگاه و قلب امپراتوری هخامنشی در این منطقه قرار داشت، یونانیان و سپس رومیان، کل قلمرو وسیع ایران را با این نام (Persis) می‌شناختند. به همین دلیل، در دنیای غرب، کل ایران تحت عنوان «پرشیا» (Persia) شناخته شد. این یک سردرگمی همیشگی میان نام سرزمین مادری پارس‌ها (مفهومی محدود) و کل قلمرو تحت تأثیر فرهنگ و قدرت آن‌ها (مفهومی گسترده) بود که از دوران یونان باستان آغاز شد و تا قرن‌ها ادامه یافت.

در واقع، مفهوم جغرافیایی و سیاسی «پارس» در طول تاریخ فراز و نشیب‌های زیادی داشته است. در ابتدا، ساتراپی پارس در دوره داریوش بزرگ شامل سرزمین‌های وسیعی بود که حتی کرمان امروزی را نیز در بر می‌گرفت، اما پس از اصلاحات اداری، مرزهای آن محدودتر شد. در دورهٔ ساسانیان، استان فارس به بخش‌های کوچک‌تری به نام «کوره» تقسیم می‌شد و مرکز آن، شهر استخر (تخت جمشید)، بود. در دوران اسلامی نیز، اگرچه نام «فارس» تثبیت شد، گاه برخی مناطق مجاور مانند یزد نیز جزئی از آن به شمار می‌آمدند. به تدریج و با رشد بنادر جنوبی مانند بوشهر و بندرعباس، بخش‌های بزرگی از نوار ساحلی از فارس جدا شدند و استان‌های جداگانه‌ای را تشکیل دادند و حوزهٔ جغرافیایی امروزی فارس عمدتاً بر مناطق کوهستانی و سردسیر متمرکز شد.

به‌طور خلاصه، دلیل نام‌گذاری استان فارس به این نام، ریشه در هویت قومی و زبانی پارس‌های باستان دارد که از سدهٔ نهم پیش از میلاد در این سرزمین ساکن شدند. نام «فارس» امروزی، آخرین حلقه از یک زنجیرهٔ طولانی است که از «Parahše» آشوری، به «Pārsā» پارسی باستان، «Persis» یونانی و سپس «پارس» و در نهایت، «فارس» عربی‌شده، تکامل یافته است. این تغییرات، نه‌تنها نشان‌دهندهٔ تحولات زبانی و فرهنگی در منطقه است، بلکه آیینه‌ای از تاریخ پرتلاطم ایران و تعامل آن با تمدن‌های همسایه، از یونان باستان تا جهان اسلام، به شمار می‌رود.

 شهرهای مهم تاریخی منطقهٔ پارس (فارس)

۱. دوران هخامنشیان (۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد) در دورهٔ هخامنشی، منطقهٔ پارس قلب تپندهٔ امپراتوری بود و دو پایتخت بزرگ در آن ساخته شد: الف) پاسارگاد تاریخچه و بنیان‌گذار: پاسارگاد کهن‌ترین پایتخت هخامنشیان است که توسط کوروش بزرگ بنا شد. ویژگی‌ها و آثار: این مجموعه، اولین نمونه از معماری باشکوه هخامنشی را به نمایش می‌گذارد و در سال ۲۰۰۴ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است. آرامگاه کوروش بزرگ: مهم‌ترین بنای باقی‌مانده در پاسارگاد. این آرامگاه سنگی ساده و در عین حال باشکوه، نماد پادشاه بنیانگذار هخامنشی است. کاخ‌ها و باغ شاهی: شامل کاخ‌های اختصاصی و بارعام (محل پذیرایی از مهمانان رسمی) و یک باغ وسیع شاهی که نشان از هنر معماری و شهرسازی اولیه هخامنشی دارد. سنگ‌نگاره انسان بالدار: یکی از سالم‌ترین و مشهورترین آثار پاسارگاد که تلفیقی از هنر و فرهنگ ملل مختلف آن دوره را نشان می‌دهد. وجه تسمیه: نام پاسارگاد برگرفته از نام قبیلهٔ شاهان هخامنشی، یعنی قبیلهٔ «پاسارگاد» به معنای «آنان که گرز گران می‌کشند» است.

ب) تخت جمشید (پرسپولیس) تاریخچه و بنیان‌گذار: تخت جمشید توسط داریوش بزرگ بنا شد و پایتخت تشریفاتی و آیینی هخامنشیان بود. این شهر در دورهٔ داریوش، خشایارشا و اردشیر یکم ساخته و گسترش یافت و در سال ۱۹۷۹ به عنوان یکی از آثار ایران در یونسکو به ثبت رسید. ویژگی‌ها و آثار: کارکرد تشریفاتی: بیشتر برای برگزاری مراسم و پذیرایی از نمایندگان ساتراپی‌ها در آغاز سال نو ساخته شده بود، نه به عنوان یک مرکز سیاسی و اداری اصلی. کاخ‌ها و تالارها: شامل تالار آپادانا، کاخ تچر، کاخ هدیش و دروازهٔ همهٔ ملل است که همگی با ستون‌های سربه‌فلک‌کشیده و نقش‌برجسته‌های ظریف تزیین شده‌اند.

آرامگاه‌ها: در دامنهٔ کوه رحمت، آرامگاه‌های شاهنشاهانی مانند اردشیر دوم و اردشیر سوم قرار دارد. همچنین در نزدیکی آن (نقش رستم)، آرامگاه داریوش بزرگ و چند تن از دیگر پادشاهان هخامنشی واقع شده است. وجه تسمیه: این مکان در دوران باستان «پارسه» (شهر پارسیان) نام داشت. یونانیان آن را «پرسپولیس» (پارسه‌شهر) می‌نامیدند. نام «تخت جمشید» در دوره‌های اسلامی و بر اساس افسانه‌های باستانی، به جمشید، پادشاه اسطوره‌ای ایران، نسبت داده شده است.

۲. دوران اشکانیان (۲۴۷ پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی) در دوران اشکانی (پارت)، مرکز اصلی قدرت این سلسله در شمال شرق ایران بود و منطقهٔ پارس از استقلال نسبی برخوردار گشت. پایتخت اصلی شاهنشاهی اشکانی شهر تیسفون در بین‌النهرین (عراق امروزی) بود. شهر استخر تاریخچه و اهمیت: این شهر باستانی در نزدیکی تخت جمشید، در دورهٔ اشکانی به عنوان مرکز ایالت پارس (یا پرسید) اهمیت داشت. دوران اشکانی: پس از افول تخت جمشید، استخر به عنوان پایتخت فرمانروایان محلی پارس (فرترکه) شکوفا شد.

این شهر به دلیل موقعیت استراتژیک خود، مرکز مقاومت در برابر سلوکیان و سپس پایتخت شاهان دست‌نشاندهٔ اشکانی در پارس بود. وجه تسمیه: نام «استخر» در فارسی میانه به معنای «دژگاه» یا «سنگر» بوده و احتمالاً از عبارت پارسی باستان Parsa-staxra به معنای «دژگاه پارس» گرفته شده است که ارتباط نزدیک آن با تخت جمشید را نشان می‌دهد.

۳. دوران ساسانیان (۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی) ساسانیان که ریشه در خود منطقهٔ پارس داشتند، بار دیگر آن را به کانون قدرت تبدیل کردند و پایتخت‌های خود را در این ناحیه بنا نهادند.

الف) استخر (در دورهٔ ساسانی) اهمیت: استخر زادگاه خاندان ساسان بود و پس از پیروزی اردشیر بابکان، برای مدت کوتاهی به عنوان نخستین پایتخت ساسانیان انتخاب شد. سپس به عنوان شهر اصلی و مرکز مذهبی و سیاسی استان پارس درآمد. آثار: معبد آناهیتا در این شهر، یکی از مهم‌ترین نیایشگاه‌های زرتشتیان بود.

ب) کاخ اردشیر بابکان در فیروزآباد تاریخچه و بنیان‌گذار: این کاخ که در نزدیکی شهر باستانی «گور» (فیروزآباد امروزی) قرار دارد، در سال ۲۲۴ میلادی به دستور اردشیر بابکان ساخته شد و نخستین پایتخت ساسانیان محسوب می‌شود. کاربرد و معماری: این بنا که به «آتشکدهٔ اردشیر» نیز معروف است، بیشتر یک کاخ تشریفاتی برای نمایش قدرت شاهنشاهی بود. معماری آن شامل تالارهای گنبدی‌شکل با گچ‌بری‌های سالم است که نمونۀ اولیه از معماری گنبدی در ایران به شمار می‌رود.

 این کاخ به همراه چند اثر دیگر از دوران ساسانی در سال ۲۰۱۸ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. ج) بیشاپور تاریخچه و بنیان‌گذار: این شهر در سال ۲۶۶ میلادی به دستور شاپور یکم ساخته شد و یکی از پایتخت‌های مهم ساسانی بود. ویژگی معماری: بیشاپور به سبک شهرسازی یونانی (هیپوداموسی) و با کمک اسیران جنگی رومی ساخته شده است. این شهر دارای خیابان‌های عمود بر هم در مرکز و کاخ‌هایی با تزیینات و موزاییک‌های رومی بود.

این شهر زادگاه دو پادشاه ساسانی (هرمز یکم و بهرام یکم) و محل زندگی والرین، امپراتور اسیر روم، بوده است. شاپور یکم نیز در همین شهر درگذشت. بیشاپور امروز در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده است.

جمع‌بندی نهایی استان فارس، با نامی که ریشه در اعماق تاریخ ایران باستان دارد، همواره یکی از مهم‌ترین مراکز تمدن‌سازی در فلات ایران بوده است. نام «فارس» که صورت تحول‌یافتهٔ «پارس» باستانی است، نه‌تنها هویت قومی پارس‌ها را بازتاب می‌دهد، بلکه نشان‌دهندهٔ تعاملات فرهنگی و زبانی این سرزمین با تمدن‌های یونان، روم و جهان اسلام است.

شهرهای تاریخی این منطقه، از پاسارگاد و تخت جمشید در دوران هخامنشی گرفته تا استخر در دورهٔ اشکانی و کاخ اردشیر و بیشاپور در دوران ساسانی، هر یک گواهی بر شکوه و عظمت تمدن ایرانی در طول هزاران سال هستند. این شهرها نه‌تنها مراکز سیاسی و مذهبی، بلکه نمادهایی از هنر، معماری و قدرت شاهنشاهی ایران باستان به شمار می‌روند و امروز به عنوان میراثی گران‌بها برای بشریت، در فهرست یونسکو به ثبت رسیده‌اند.

💬 دیدگاه‌ها (0)

نظر خود را بنویسید

لطفاً حاصل عبارت بالا را وارد کنید ⟳ تازه‌سازی کد امنیتی