معیدفر یادآور شد: از سال ۱۳۹۸ پیشبینی میکردم که ما دیر یا زود با اعتراضات جامعهای از نیازمندان، بیکاران و محزونان مواجه خواهیم شد که در صورت وقوع اینچنین اتفاقی، جامعه ما از یک جامعه جنبشی به یک جامعه شورشی بدل میشود.او در ادامه به اعتراضات اخیر اشاره کرد و افزود: در این دوره، بهویژه اوایل دی ماه، بهدلیل نوسانات شدید ارز و طلا، محافظهکارترین بخش جامعه—بازاریان—متوجه شدند که شرایط زندگی دیگر قابل تحمل نیست. تلاشهای آنان برای حفظ وضعیت موجود بهتدریج از بین میرود و در پی این امر، اقدامات اعتراضی آغاز میشود. با توجه به بسترهای فراگیر فقر که در سراسر کشور، به ویژه در حاشیه شهرهای بزرگ و جنوب تهران، به شدت مشهود است، پیشبینی میشد که این جرقه اعتراضات بهسرعت به آتشی بزرگ تبدیل شود؛ بهطوریکه دیگر هیچ نیروی کنترلکنندهای نخواهد یافت.علاوه بر این، بهنظر میرسید که این خیزش بهصورت گستردهای در سراسر کشور رخ میدهد؛ از مناطق محروم ایلام تا نقاطی که بیکاری بسیار هست و قطع برق بهطور مداوم در آنها مانند کرمانشاه رخ میدهد، جرقهها به تدریج شعلهور میشوند. اعتراضات از کنترل خارج شد به گفته وی در اوایل برخی اعتراضات خشونتبار رخ داد و متأسفانه وضعیت از کنترل خارج شد. در واقع، هنگامی که «گروهی بهکنار رفته» که بهصورت کنایهای «پهلوی» نامیده میشود، به میانه صحنه آمد و با وجود اینکه این خاندان جز تخریب در تاریخ ایران کاری نکردهاند، نقش پیشروِ یک خیزش مردمی را بر عهده گرفت! در ادامه حاکمیت نیز به دلیل اعمال قهری و عدم وجود راهحلهای جایگزین، دیگر توان گفتوگو با مردم را نداشت. این امر منجر به وضعیتی شد که ما اکنون با تودههای عظیم و ناتوان در جستجوی تغییر، اما در شرایطی درماندگی مواجه هستیم. طبقه متوسط نیز که آرمانهایش بهتدریج تضعیف شده و درگیر روزمرگی شده است، اگرچه هنوز علاقهمند به تحول است، اما صدای او شنیده نمیشود.
شرایط موجود برای مردم قابل تحمل نیست
جامعهشناس و استاد بازنشسته دانشگاه تهران گفت: شرایط کشور منجر به وضعیتی شده که اکنون با تودههای عظیم و ناتوانِ در جستجوی تغییر، اما در شرایطی درماندگی مواجه هستیم.
ایلنا: «سعید معیدفر» جامعهشناس و استاد بازنشسته دانشگاه تهران در تحلیل خود از اعتراضات اخیر مردم گفت: ما مسیر دشواری را پشت سر گذاشتیم. کشور که پیش از این در دوره اصلاحات وضعیت نسبتاً قابل قبولی داشت، بهتدریج به سوی تجمع بحرانها در تمامی حوزهها پیش رفت. شرایطی که در اواخر دوره اصلاحات، به ویژه در دولت هشتم، کشور را به سمت تکامل و پیشرفت میکشاند؛ بهطوریکه اگر همان روند ادامه مییافت، امروز میتوانستیم جزو بیست اقتصاد برتر جهان باشیم، ما را به حل مشکلات در سطح بینالمللی و تشویق به رشد و توسعه داخلی سوق داد. در این مسیر، جوانان نیز امید خود را به دست میآوردند. اما در نهایت آن مسیر حفظ نشد و از دوره احمدینژاد فقر، بدبختی، بنبست و بحران تجربه کردیم و مسیر پیشرو بهجای بازی برد‑برد، به بازی باخت‑باخت تبدیل شد.
آرمانهای طبقه متوسط بهتدریج ذوب شد
وی ادامه داد: در این شرایط پیشبینی میشد که طبقه متوسط، که پیشگام توسعه و تغییرات اجتماعی از دوره قبل بود، بهتدریج نقش خود را از دست بدهد. میتوان گفت که در سال ۱۳۸۸، حتی برای به دست آوردن آراء خود، راهپیماییهای بزرگی در چند شهر کلان، از جمله تهران، برگزار شد، اما بهنتیجه نرسید. در سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۶ نیز تلاشهایی صورت گرفت تا وضعیت موجود بهبود یابد، اما این امکان فراهم نشد و عملاً طبقه متوسط از کارایی خارج شد؛ در واقع آرمانهای آنها بهتدریج ذوب شد. علاوه بر این، شرایط اقتصادی باعث تضعیف روزافزون این طبقه شد.
🔗 لینک کوتاه:
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید