مهدی آماده، سردبیرروزنامه تماشا در یادداشتی در شماره امروز این روزنامه که در شیراز منتشر میشود نوشته است:
شاید شما هم در یک شوخی کلامی بین دو دوست یا یک محاوره ساده در اتوبوس یا صف نانوایی و شاید هم در یک درگیری لفظی بین دو نفر که با یکدیگر تصادف کرده باشند، این صفت را شنیده باشید که یک طرف جریان طرف مقابل را «دهاتی» بخواند! استفاده از این صفت بارها و بارها در هر شبانه روز رخ می دهد و دلیل آن هم مهاجرت های بی رویه از روستاها و شهرستان های کوچک به شهرهای بزرگ تر و بخصوص کلانشهرها می باشد. در واقع دلیل اصلی این مهاجرت ها نبود فرصت های شغلی مناسب در روستاها و شهرستان های کوچک می باشد و دلیل دیگر موج وسیع مهاجرت امکانات بیشتر در کلانشهرها و شهرهای بزرگ کشور است. اما موضوعی که سبب شد بار دیگر به مقوله شهروندی و حقوق شهروندی اشاره ای داشته باشیم و در این خصوص مطلبی را به رشته تحریر درآوریم، اتفاق رخ داده در آخرین جلسه علنی شورای شهر شیراز است. در آخرین جلسه شورا که چهارشنبه هفته قبل برگزار شد، وقتی یکی از اعضای شورا به رئیس شورا اعتراض می کند و او را برای ریاست نالایق می خواند، رئیس در پاسخ مطالب تندی را بیان می کند که در بخشی از این جواب به موضوع شهروندی می پردازد و می گوید، «هر فردی که وارد شهر شد شهروند محسوب نمی شود و ... خدا پدر جهادسازندگی را بیامرزد که پل ها را ساخت تا برخی وارد شهر شوند و ...» عضو شورا نیز رئیس را فاشیست و نژادپرست می خواند و این درگیری لفظی با قهر رئیس و ترک جلسه خاتمه می یابد! در این مطلب نگارنده قصد حمایت یا محکوم کردن رفتار و گرفتار رئیس و عضو شورا را ندارد، بلکه می خواهیم از یک زاویه خاص به صفت های شهری و دهاتی نگاه کنیم و چند خطی پیرامون حقوق شهروندی بنویسیم. شاید برخی افراد وقتی صفت شهری یا دهاتی را در مورد اشخاصی به کار می برند این ذهنیت را دارند که فرد شهری یعنی شخصی که در شهر به دنیا آمده و بزرگ شده است و پدر، پدربزرگ او نیز همانند خودش در شهر به دنیا آمده و بزرگ شده اند و به همین دلیل او فردی محترم است و دارای امتیازهای شخصیتی خاص می باشد!!! اما فرد دهاتی شخصی است که خودش یا پدر یا مادرش در روستا یا شهرستانی کوچک به دنیا آمده اند یا بزرگ شده اند و از نظر شخصیتی شرایط خوبی ندارد و به نوعی شهروند درجه دوم محسوب می گردند! اما نگارنده نظری متفاوت دارد و معتقد است شهروند درجه یک و درجه دو نداریم و تنها شهروند واقعی و شهروند کاذب داریم اما این درجه بندی ارتباطی با محل به دنیا آمدن شخص، پدر یا مادرش و بزرگ شدنشان ندارد. در واقع مهم نیست فردی در روستا یا شهر به دنیا آمده و بزرگ شده باشد و جغرافیای زاده شدن پدر و مادر فرد یا محل زندگی آنها سبب نمی گردد او را شهروند درجه یک یا شهروند درجه دو نام نهاد! در واقع کسی را می توان لایق داشتن حقوق کامل شهروندی دانست یا به عبارت بهتر یک شهروند واقعی قلمداد کرد که دارای فرهنگ شهرنشینی باشد و یاد گرفته باشد در شهر بایستی یکسری قوانین را فراتر از قوانین روستا یا یک شهرستان کوچک رعایت کند به عنوان مثال نحوه رانندگی در یک روستا با رانندگی در یک کلانشهر کاملاً متفاوت است یا خیلی از خانواده ها در یک روستا در گوشه ای از حیاط بزرگ خود چند مرغ و خروس دارند و از تخم مرغ آنها یا گوشت مرغ ها استفاده می کنند اما در یک کلانشهر شما نمی توانید تعدادی مرغ و خروس را در گوشه حیاط نگه دارید و اگر این اقدام را انجام دهید، صددرصد با اعتراض همسایه ها روبرو خواهید شد. این ها مثال های بارز و روشنی از تفاوت نوع عملکرد و نحوه زندگی در روستا یا یک شهرستان کوچک با یک شهر بزرگ یا کلانشهر می باشد و این مثال ها به صدها مورد می رسد که عدم رعایت آنها در محیط یک کلانشهر سبب می گردد تا فرد انگشت نما گردد و حتی با اعتراض دیگر شهروندان نیز مواجه شود. در چنین حالتی است که باید فرهنگ شهروندی را مد نظر قرار داد و هم آن را آموخت و هم اینکه اجرا نمود. البته برخی مواقع افرادی که در شهر بزرگ شده اند و پدر، پدربزرگ آنها نیز شهرنشین بوده است از خود رفتاری به نمایش می گذارند که با فرهنگ شهرنشینی و شهروندی مغایر است. مثلاً به جای توقف اتومبیل قبل از خط عبور عابر پیاده، روی خط توقف می کنند یا در محلی که تابلو توقف ممنوع وجود دارد اقدام به پارک اتومبیل می کنند و هنگام عبور از عرض خیابان به صورت پیاده هیچ توجهی به چراغ راهنمایی ندارند! چنین افرادی شاید خود را شهری بدانند اما فاقد فرهنگ شهرنشینی هستند و به اعتقاد نگارنده تا زمانی که فرهنگ شهروندی را به درستی نیاموزند و اجرا نکنند، حکایت همان شهروند درجه دوم از لحاظ فرهنگی را دارند! اما در نقطه مقابل فردی ممکن است در روستا به دنیا آمده باشد و در محیط یک کلانشهر با آشنایی مطلوب با فرهنگ شهروندی، این نوع رفتار را به نمایش بگذارد و خود را با قوانین شهری تطبیق دهد و در چنین حالتی وی یک شهروند درجه یک است. پس در پایان بار دیگر این مهم را مورد تأکید قرار می دهیم که جغرافیای چشم به جهان گشودن و بزرگ شدن فرد، پدر او یا جدش دلیلی بر برتری یا پایین تر بودن از دیگر شهروندان را ندارد، بلکه این میزان آشنایی شخص با فرهنگ شهرنشینی و الزام به اجرای این قوانین است که ارزش و جایگاه یک شهروند را مشخص می کند.
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید