جعفر گلابی - روزنامهنگار:[/caption]
در برابر كوهی از مشكلات و بحرانها كه اداره كشور با روشها و اهداف متعصبانه ایجاد كرده و بعضا رو به تزایدند همواره این سوال وجود دارد كه چه باید كرد؟ صاحبنظران دلسوز و غیروابسته و دانا پاسخهای متعددی برای این سوال دارند و همواره در یافتن جوابهای عملی و علمی كوشش میكنند ولی هستند كسانی كه چوب جادوی تغییرات یك شبه را در دست گرفته با پاسخی بیبنیان خیال زیر و رو كردن را در سر میپرورانند. آنها خوب میدانند كه خیالشان شانه به شانه نابودی میزند ولی برای فرار از نتیجه منطقی اضمحلال دوری از خشونت را تجویز میفرمایند، گویی در صورت برهم خوردن نظم كسی به نسخه پیچی قلم به دستان گوش میدهد. این اصل مسلم كه اگر قدرت دولت مركزی هر كشوری به عدم كنترل سراسری بینجامد، نیروهای گریز از مركز در ابعادی وحشتناك فعال میشوند، چیزی نیست كه كسی بتواند با اطاله كلام و كلیگویی از آن درگذرد، اضافه كنید بیگانگان قدرتمندی كه در اطراف به كمین نشسته در انتظار لحظهای پلك بر پلك نهادن جامعه ما هستند. آری میتوان از روی درهای از حادثههای محتوم پرید و آن سوی دره را كه احیانا سرسبز و خرم است، نشان داد. میتوان از اوج امنیت و آزادی و عدالت و تسلط مردم بر سرنوشت خود سخن گفت ولی چگونگیاش را به عوالم غیب سپرد. چگونه میتوان به مجلس موسسان رسید؟ كدام حكومت خودش را داوطلبانه در معرض بودن یا رفتن قرار میدهد و امنیت این تغییر بزرگ را برقرار میكند؟
فرض كنیم جمهوری اسلامی در یك اقدام بیسابقه تاریخی خودش را به رفراندوم بگذارد در این صورت اتفاقا هر انسان عاقل و آزادهای باید چنین نظامی را كه درجه مردمسالاری را تا این حد بالا میبرد، حفظ كند. اگر عصبانیتها و تعجیلها و منفعتها و خیالها بگذارد با همه عیبها و نقصها و فسادهای موجود واقعا ما هیچ راه معقول زمینی جز اصلاحات نداریم و حتی اگر روزی توان ساختار كوبی داشتیم باید به تجربیات عظیم تاریخی خود رجوع كرده و باز هم اصلاحات را انتخاب كنیم. اصلاحات یك گزینه در میان انواع گزینههای مطلوب و شدنی نیست، اصلاحات یك اجبار تاریخی است كه همه حزبها و گروهها و خصوصا حاكمیت ناچار به آنند. سخنان اخیر سید محمد خاتمی با وجود اهمیت و عمق و راهگشایی متاسفانه آنچنان كه باید مورد توجه گسترده قرار نگرفت.
به نظر میرسد انواع مشكلات و انعطافناپذیریهای موجود كه سطح نارضایتیها را تا عصبانیت پیش برده است از طرفی و ضدیت اصولی مخالفان ایران در یك جنگ روانی عظیم سخنان دلسوزان و دانایان متعهد را به كنج بیاعتنایی میكشد. هرچه منطق و نفوذ و خیراندیشی و دانش و آیندهنگری افراد بیشتر باشد دشمنان ایران غضب بیشتری به او روا میدارند و نمیخواهند راه عبور كمهزینه و درست كشور از معضلات كنونی شناخته شود. با این معیار شخصیتی بزرگ و تاثیرگذار كه بهواسطه سوابق و دانش و تعهد و تاثیر خود در صدر سرمایههای كشور قرار دارد بیشتر مورد سانسور قرار میگیرد.
صدا و سیما هم در اوج كاهلی و موقع نشناسی در سانسور نسخههای شفابخش كشور همچنان بر خسارتسازی خود اصرار دارد. با وجود كثرت مشكلات و تلاش شبانهروزی شبكههای بیگانه و عبور نامسوولانه برخی سیاسیون از اصلاحات كه مورد استقبال براندازان و تجزیهطلبان و استبدادخواهان قرار گرفت و همگی در یك نقطه یعنی نا امید كردن مردم نسبت به عبور كمهزینه از نابسامانیها اشتراك دارند، جناب آقای خاتمی همچنان بر اصلاحات تاكید میكند و راه نجات كشور از تجزیه و دخالت بیگانگان در امور داخلی را در رفع نقایص و رفع بحرانها میدانند.
او به صراحت میگوید: اگر این نظام با همه كاستیها و عیبهایش كنار برود، سرنوشت ایران به مراتب تلختر از این خواهد شد كه هست. تجزیهطلبی، دخالت خارجی، نفوذها و... ایران را ازبین خواهد برد و تنها راه اصلاح اساسی، كاری كمهزینهتر و با فایدهتر از هر راهكار دیگر است.» شاید برخی تصور کنند که اسب نارضایتی ها آماده است تا کسی سوارش شود و به تاخت براند! اما اگر چنین اسب چموشی آماده سواری دادن باشد و همه جا را لگدکوب خود نکند حریصان سوار شدن بر آن بسیارند و ازجمله قدرتها و رسانههای جهانی اسبسواران مطیع بسیار دارند و نوبت به اغیار نخواهند داد.
اکنون اساسیترین و مهمترین و حیاتیترین اولویت حفظ ایران است و بر دموکراسی و ارزشها و آرمانهای دیگر رجحان دارد. ایران باید باشد و بماند تا مردمسالاری امکان ظهور و استیلا داشته باشد و البته بهترین راه حفظ ایران هم محوریت دادن به اراده مردم است.منبع:روزنامه اعتماد عبور از اصلاحات خطر براي ايران؛ اصلاحات یك اجبار تاریخی است
جعفر گلابی با نقد رویکردهای براندازانه و خیالی، «اصلاحات» را نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی تاریخی برای جلوگیری از اضمحلال، تجزیه و دخالت بیگانگان میداند. وی ضمن بازخوانی هشدارهای سید محمد خاتمی، تأکید میکند که حفظ ایران اولویتی حیاتی است که تنها از طریق اصلاح ساختارها و تکیه بر اراده مردم میسر میشود.
[caption id="attachment_188976" align="alignnone" width="222"]
جعفر گلابی - روزنامهنگار:[/caption]
در برابر كوهی از مشكلات و بحرانها كه اداره كشور با روشها و اهداف متعصبانه ایجاد كرده و بعضا رو به تزایدند همواره این سوال وجود دارد كه چه باید كرد؟ صاحبنظران دلسوز و غیروابسته و دانا پاسخهای متعددی برای این سوال دارند و همواره در یافتن جوابهای عملی و علمی كوشش میكنند ولی هستند كسانی كه چوب جادوی تغییرات یك شبه را در دست گرفته با پاسخی بیبنیان خیال زیر و رو كردن را در سر میپرورانند. آنها خوب میدانند كه خیالشان شانه به شانه نابودی میزند ولی برای فرار از نتیجه منطقی اضمحلال دوری از خشونت را تجویز میفرمایند، گویی در صورت برهم خوردن نظم كسی به نسخه پیچی قلم به دستان گوش میدهد. این اصل مسلم كه اگر قدرت دولت مركزی هر كشوری به عدم كنترل سراسری بینجامد، نیروهای گریز از مركز در ابعادی وحشتناك فعال میشوند، چیزی نیست كه كسی بتواند با اطاله كلام و كلیگویی از آن درگذرد، اضافه كنید بیگانگان قدرتمندی كه در اطراف به كمین نشسته در انتظار لحظهای پلك بر پلك نهادن جامعه ما هستند. آری میتوان از روی درهای از حادثههای محتوم پرید و آن سوی دره را كه احیانا سرسبز و خرم است، نشان داد. میتوان از اوج امنیت و آزادی و عدالت و تسلط مردم بر سرنوشت خود سخن گفت ولی چگونگیاش را به عوالم غیب سپرد. چگونه میتوان به مجلس موسسان رسید؟ كدام حكومت خودش را داوطلبانه در معرض بودن یا رفتن قرار میدهد و امنیت این تغییر بزرگ را برقرار میكند؟
فرض كنیم جمهوری اسلامی در یك اقدام بیسابقه تاریخی خودش را به رفراندوم بگذارد در این صورت اتفاقا هر انسان عاقل و آزادهای باید چنین نظامی را كه درجه مردمسالاری را تا این حد بالا میبرد، حفظ كند. اگر عصبانیتها و تعجیلها و منفعتها و خیالها بگذارد با همه عیبها و نقصها و فسادهای موجود واقعا ما هیچ راه معقول زمینی جز اصلاحات نداریم و حتی اگر روزی توان ساختار كوبی داشتیم باید به تجربیات عظیم تاریخی خود رجوع كرده و باز هم اصلاحات را انتخاب كنیم. اصلاحات یك گزینه در میان انواع گزینههای مطلوب و شدنی نیست، اصلاحات یك اجبار تاریخی است كه همه حزبها و گروهها و خصوصا حاكمیت ناچار به آنند. سخنان اخیر سید محمد خاتمی با وجود اهمیت و عمق و راهگشایی متاسفانه آنچنان كه باید مورد توجه گسترده قرار نگرفت.
به نظر میرسد انواع مشكلات و انعطافناپذیریهای موجود كه سطح نارضایتیها را تا عصبانیت پیش برده است از طرفی و ضدیت اصولی مخالفان ایران در یك جنگ روانی عظیم سخنان دلسوزان و دانایان متعهد را به كنج بیاعتنایی میكشد. هرچه منطق و نفوذ و خیراندیشی و دانش و آیندهنگری افراد بیشتر باشد دشمنان ایران غضب بیشتری به او روا میدارند و نمیخواهند راه عبور كمهزینه و درست كشور از معضلات كنونی شناخته شود. با این معیار شخصیتی بزرگ و تاثیرگذار كه بهواسطه سوابق و دانش و تعهد و تاثیر خود در صدر سرمایههای كشور قرار دارد بیشتر مورد سانسور قرار میگیرد.
صدا و سیما هم در اوج كاهلی و موقع نشناسی در سانسور نسخههای شفابخش كشور همچنان بر خسارتسازی خود اصرار دارد. با وجود كثرت مشكلات و تلاش شبانهروزی شبكههای بیگانه و عبور نامسوولانه برخی سیاسیون از اصلاحات كه مورد استقبال براندازان و تجزیهطلبان و استبدادخواهان قرار گرفت و همگی در یك نقطه یعنی نا امید كردن مردم نسبت به عبور كمهزینه از نابسامانیها اشتراك دارند، جناب آقای خاتمی همچنان بر اصلاحات تاكید میكند و راه نجات كشور از تجزیه و دخالت بیگانگان در امور داخلی را در رفع نقایص و رفع بحرانها میدانند.
او به صراحت میگوید: اگر این نظام با همه كاستیها و عیبهایش كنار برود، سرنوشت ایران به مراتب تلختر از این خواهد شد كه هست. تجزیهطلبی، دخالت خارجی، نفوذها و... ایران را ازبین خواهد برد و تنها راه اصلاح اساسی، كاری كمهزینهتر و با فایدهتر از هر راهكار دیگر است.» شاید برخی تصور کنند که اسب نارضایتی ها آماده است تا کسی سوارش شود و به تاخت براند! اما اگر چنین اسب چموشی آماده سواری دادن باشد و همه جا را لگدکوب خود نکند حریصان سوار شدن بر آن بسیارند و ازجمله قدرتها و رسانههای جهانی اسبسواران مطیع بسیار دارند و نوبت به اغیار نخواهند داد.
اکنون اساسیترین و مهمترین و حیاتیترین اولویت حفظ ایران است و بر دموکراسی و ارزشها و آرمانهای دیگر رجحان دارد. ایران باید باشد و بماند تا مردمسالاری امکان ظهور و استیلا داشته باشد و البته بهترین راه حفظ ایران هم محوریت دادن به اراده مردم است.منبع:روزنامه اعتماد
جعفر گلابی - روزنامهنگار:[/caption]
در برابر كوهی از مشكلات و بحرانها كه اداره كشور با روشها و اهداف متعصبانه ایجاد كرده و بعضا رو به تزایدند همواره این سوال وجود دارد كه چه باید كرد؟ صاحبنظران دلسوز و غیروابسته و دانا پاسخهای متعددی برای این سوال دارند و همواره در یافتن جوابهای عملی و علمی كوشش میكنند ولی هستند كسانی كه چوب جادوی تغییرات یك شبه را در دست گرفته با پاسخی بیبنیان خیال زیر و رو كردن را در سر میپرورانند. آنها خوب میدانند كه خیالشان شانه به شانه نابودی میزند ولی برای فرار از نتیجه منطقی اضمحلال دوری از خشونت را تجویز میفرمایند، گویی در صورت برهم خوردن نظم كسی به نسخه پیچی قلم به دستان گوش میدهد. این اصل مسلم كه اگر قدرت دولت مركزی هر كشوری به عدم كنترل سراسری بینجامد، نیروهای گریز از مركز در ابعادی وحشتناك فعال میشوند، چیزی نیست كه كسی بتواند با اطاله كلام و كلیگویی از آن درگذرد، اضافه كنید بیگانگان قدرتمندی كه در اطراف به كمین نشسته در انتظار لحظهای پلك بر پلك نهادن جامعه ما هستند. آری میتوان از روی درهای از حادثههای محتوم پرید و آن سوی دره را كه احیانا سرسبز و خرم است، نشان داد. میتوان از اوج امنیت و آزادی و عدالت و تسلط مردم بر سرنوشت خود سخن گفت ولی چگونگیاش را به عوالم غیب سپرد. چگونه میتوان به مجلس موسسان رسید؟ كدام حكومت خودش را داوطلبانه در معرض بودن یا رفتن قرار میدهد و امنیت این تغییر بزرگ را برقرار میكند؟
فرض كنیم جمهوری اسلامی در یك اقدام بیسابقه تاریخی خودش را به رفراندوم بگذارد در این صورت اتفاقا هر انسان عاقل و آزادهای باید چنین نظامی را كه درجه مردمسالاری را تا این حد بالا میبرد، حفظ كند. اگر عصبانیتها و تعجیلها و منفعتها و خیالها بگذارد با همه عیبها و نقصها و فسادهای موجود واقعا ما هیچ راه معقول زمینی جز اصلاحات نداریم و حتی اگر روزی توان ساختار كوبی داشتیم باید به تجربیات عظیم تاریخی خود رجوع كرده و باز هم اصلاحات را انتخاب كنیم. اصلاحات یك گزینه در میان انواع گزینههای مطلوب و شدنی نیست، اصلاحات یك اجبار تاریخی است كه همه حزبها و گروهها و خصوصا حاكمیت ناچار به آنند. سخنان اخیر سید محمد خاتمی با وجود اهمیت و عمق و راهگشایی متاسفانه آنچنان كه باید مورد توجه گسترده قرار نگرفت.
به نظر میرسد انواع مشكلات و انعطافناپذیریهای موجود كه سطح نارضایتیها را تا عصبانیت پیش برده است از طرفی و ضدیت اصولی مخالفان ایران در یك جنگ روانی عظیم سخنان دلسوزان و دانایان متعهد را به كنج بیاعتنایی میكشد. هرچه منطق و نفوذ و خیراندیشی و دانش و آیندهنگری افراد بیشتر باشد دشمنان ایران غضب بیشتری به او روا میدارند و نمیخواهند راه عبور كمهزینه و درست كشور از معضلات كنونی شناخته شود. با این معیار شخصیتی بزرگ و تاثیرگذار كه بهواسطه سوابق و دانش و تعهد و تاثیر خود در صدر سرمایههای كشور قرار دارد بیشتر مورد سانسور قرار میگیرد.
صدا و سیما هم در اوج كاهلی و موقع نشناسی در سانسور نسخههای شفابخش كشور همچنان بر خسارتسازی خود اصرار دارد. با وجود كثرت مشكلات و تلاش شبانهروزی شبكههای بیگانه و عبور نامسوولانه برخی سیاسیون از اصلاحات كه مورد استقبال براندازان و تجزیهطلبان و استبدادخواهان قرار گرفت و همگی در یك نقطه یعنی نا امید كردن مردم نسبت به عبور كمهزینه از نابسامانیها اشتراك دارند، جناب آقای خاتمی همچنان بر اصلاحات تاكید میكند و راه نجات كشور از تجزیه و دخالت بیگانگان در امور داخلی را در رفع نقایص و رفع بحرانها میدانند.
او به صراحت میگوید: اگر این نظام با همه كاستیها و عیبهایش كنار برود، سرنوشت ایران به مراتب تلختر از این خواهد شد كه هست. تجزیهطلبی، دخالت خارجی، نفوذها و... ایران را ازبین خواهد برد و تنها راه اصلاح اساسی، كاری كمهزینهتر و با فایدهتر از هر راهكار دیگر است.» شاید برخی تصور کنند که اسب نارضایتی ها آماده است تا کسی سوارش شود و به تاخت براند! اما اگر چنین اسب چموشی آماده سواری دادن باشد و همه جا را لگدکوب خود نکند حریصان سوار شدن بر آن بسیارند و ازجمله قدرتها و رسانههای جهانی اسبسواران مطیع بسیار دارند و نوبت به اغیار نخواهند داد.
اکنون اساسیترین و مهمترین و حیاتیترین اولویت حفظ ایران است و بر دموکراسی و ارزشها و آرمانهای دیگر رجحان دارد. ایران باید باشد و بماند تا مردمسالاری امکان ظهور و استیلا داشته باشد و البته بهترین راه حفظ ایران هم محوریت دادن به اراده مردم است.منبع:روزنامه اعتماد
🔗 لینک کوتاه:
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید