در ۹ روزی که از آغاز جشنواره گذشت، حجم تصاویر، گزارشها و حاشیههای منتشرشده بهطرز محسوسی پایین بود و جز نشست خبری محمدحسین مهدویان و یکیدو نشست دیگر آن هم به دلایل خاص و نه صرفاً جذابیت سینمایی اتفاق خبرسازی رخ نداد. وضعیت فیلمها نیز چندان تعریفی نداشت و تا اینجای کار، ظاهراً فقط «اسکورت» ساخته ابراهیم حاتمیکیا توانست تا حدی مورد قبول منتقدان و مخاطبان محدود جشنواره قرار بگیرد.
اگر هدی و الناز نیامدند، سلاف را میآوریم!
در چنین فضایی، دعوت از یک بازیگر زن سوری به جشنواره فیلم فجر، آن هم با این سطح از توجه رسانهای و رسمی، بیش از آنکه یک اتفاق فرهنگی تلقی شود، به مسئلهای سیاسی و بحثبرانگیز تبدیل شد. سلاف فواخرجی، بازیگر شناختهشده سوری که در سالهای گذشته بهعنوان یکی از حامیان علنی بشار اسد شناخته میشد، مهمان جشنواره بود و حتی چهرههایی مانند علیرضا زاکانی در کنار او عکس گرفتند. همچنین در جریان نمایش فیلم «سرزمین فرشتهها» ساخته بابک خواجهپاشا، از او تقدیر شد؛ اتفاقی که واکنشهای زیادی را در فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی برانگیخت، آن هم در شرایطی که بسیاری از بازیگران زن ایرانی، از جمله چهرههایی مانند هدی زینالعابدین، دیگر در این جشنواره حضور نداشتند.
جانفدای بشار اسد تا ابد و یک روز
سلاف فواخرجی در سالهای گذشته بارها در مصاحبههای مختلف، مواضع صریحی در حمایت از بشار اسد اتخاذ کرده بود. او در یکی از این گفتوگوها، بحران سوریه را نه یک اعتراض مردمی بلکه پروژهای خارجی برای فروپاشی کشور توصیف کرده و تأکید داشت که حکومت اسد، بهرغم همه انتقادها، تنها نیرویی بوده که ساختار سوریه را حفظ کرده است. فواخرجی در این مصاحبهها بارها از ارتش سوریه تمجید کرده و آن را مدافع واقعی مردم دانسته و روایتهای مربوط به سرکوب گسترده غیرنظامیان را حاصل بزرگنمایی رسانههای غربی میدانست.حتی مردم سوریه هم خانم سلاف را دوست ندارند!
نگاه بخش قابلتوجهی از مردم سوریه به سلاف فواخرجی، نگاهی انتقادی و گاه خشمآلود بود. بسیاری از فعالان مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی سوری، او را نماد هنرمندانی میدانستند که در سالهای جنگ، آگاهانه چشم خود را بر رنج مردم بستند. منتقدانش معتقد بودند فواخرجی هیچگاه درباره کشتار غیرنظامیان، زندانها، مهاجرت میلیونی مردم و ویرانی شهرها موضعی همدلانه نگرفت و همواره روایت رسمی حکومت را بازتولید کرد.
با این حال، جایگاه سلاف فواخرجی در سینما و تلویزیون سوریه همواره متناقض بوده است. از یکسو، او سالها بهعنوان بازیگری حرفهای و چهرهای شناختهشده در سریالها و آثار پرمخاطب سوری حضور داشت و بخشی از اعتبار هنریاش را از همین کارنامه بهدست آورد. از سوی دیگر، پیوند آشکارش با قدرت سیاسی وقت باعث شد نگاه به او از یک هنرمند صرف فراتر برود و به چهرهای ایدئولوژیک تبدیل شود(در ایران هم از این نمونهها خیلی داریم).
همین دوگانگی باعث شد سلاف فواخرجی همزمان هم از حمایت ساختار رسمی برخوردار باشد و هم بخش بزرگی از سرمایه اجتماعی و محبوبیتش را در میان مردم و مخاطبان از دست بدهد؛ موقعیتی که امروز، با تغییر شرایط سیاسی سوریه، بیش از گذشته محل پرسش و بازخوانی است.منبع:برترینها


💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید