خانه / خبر اول

میلیون‌ها افغانستانی در ایران بدون نظارت و رها هستند

دیوار تركیه و ایران را نیز مهاجران افغانستانی با حفاری و به سادگی خنثی كرده‌اند
میلیون‌ها افغانستانی در ایران بدون نظارت و رها هستند
عباس عبدی در روزنامه اعتماد در مطلبی با عنوان :مهاجران افغانستانی یك مساله مهم چنین نوشت: فضای عمومی در مخالفت با حضور مهاجران افغانستانی در ایران مدتی است كه ملتهب و حساس شده است. این فضا زمانی نگران‌كننده و حاد می‌شود كه می‌بینیم طی سالیان متمادی به ویژه در سال‌های اخیر در غیاب سیاستی روشن و جامع، باعث شده فضای عمومی تحت تاثیر عواطف و احساسات به موضوع مهمی مثل مهاجران افغانستانی قرار گیرد. این فضا به تمامی علیه مهاجران نیست، بلكه برخی در دفاع از مهاجران افغانستانی هستند ولی غالب صداها علیه حضور آنان است. حتی شایعاتی سیاسی به ویژه در دولت رییسی در موضوع افغانستانی‌ها و افزایش حضور آنان مطرح شد كه به لحاظ خبری معقول نبودند ولی اجمالا طرح و شاید پذیرفته می‌شدند. دفاع یا مخالفت مطلق با مهاجران افغانستانی نه واقع‌بینانه است و نه می‌تواند گره‌ای را باز كند و چه بسا خود گره‌ای بر گره‌های موجود بیفزاید. از سوی دیگر دفاع از وضع كنونی قطعا ناصواب است. نباید حمایت از حقوق انسانی مهاجران را با رها كردن سیاست‌گذاری درباره مهاجرت یكسان گرفت. مدافعان این نكته را نادیده گرفته و جنبه‌های امنیتی موضوع را دست‌كم می‌گیرند یا حتی انكار می‌كنند‌، به همین خاطر مخالفان حضور مهاجران و نیز سیاست‌گذاران احساس می‌كنند این‌ گروه مسوولانه برخورد نمی‌كنند. این جنبه از رفتار در حوزه‌های دیگر هم وجود دارد. مخالفان حضور مهاجران نیز ابعاد اقتصادی و نیز سختی اخراج و مسائل سیاست خارجی و ناممكن بودن مقابله مطلق با مهاجرت را نادیده می‌گیرند. معتقدم كه مسائل و مشكلات ایران دو ویژگی مهم پیدا كرده‌اند؛ از یك‌سو ابعاد آنها بزرگ شده و به سختی می‌توان آنها را حل كرد. از سوی دیگر با مشكلات گوناگون در هم تنیده است و شاید هیچ‌كدام به صورت بخشی و به تنهایی قابل حل نباشند. برای مثال همین مساله مهاجران افغانستانی، دارای ابعاد امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، بهداشتی و نیز سیاست و روابط خارجی است. این‌گونه نیست كه بتوان با یك دستورالعمل ساده مساله را حل كرد. مثلا گفت كه مهاجران غیرقانونی تا پایان سال باید از ایران بروند! وقتی دستورات حكومتی مبتنی بر واقعیت نباشد و در عمل محقق نشود، هم كل دستورات را بی‌اعتبار می‌كند و هم به سبب سرخوردگی باعث وادادگی دستگاه‌های اجرایی می‌شود.
حكومت هرگاه توانست جلوی ورود غیرقانونی را بگیرد، در مرحله بعد احتمال دارد كه بتواند غیرقانونی‌های موجود را اخراج كند. 
به علاوه هنوز هیچ آمار قطعی یا برآوردی معقول از ابعاد این پدیده داده نشده است. آمار و اطلاعات هم به شكل نامتعارف طرح و در فضای ملتهب افكار عمومی بازتاب پیدا می‌كنند. در روزهای گذشته خبری از قول مدیركل بیمه سلامت استان البرز منتشر شد كه ۵۰ درصد زایمان‌های استان البرز مربوط به اتباع بیگانه است. طبعا از نظر اغلب مردم منظور از اتباع، همان افغانستانی‌ها هستند. این خبر بازتاب زیادی داشت و در افكار عمومی هولناك تلقی شد. هر چند معلوم شد كه این خبر مخدوش است، زیرا آقای مدیركل گفته است كه «بالغ بر ۷۳درصد زایمان‌های استان با عمل سزارین اتفاق افتاده است»، سپس توضیح داده كه «در یكی از بیمارستان‌های البرز بالغ بر ۵۰درصد این زایمان‌ها توسط اتباع اتفاق افتاده است.» منظورشان بیمارستان دولتی كمالی است كه برابر هماهنگی‌های انجام شده در استان، اتباع خارجی جهت انجام زایمان به این بیمارستان ارجاع می‌شوند. در واقع آمار مدیركل فقط درباره سهم اتباع خارجی از زایمان‌های سزارینی سال ۱۴۰۲، در تنها بیمارستانی است كه در استان البرز برای این افراد درنظر گرفته شده است و نه تمام زایمان‌های استان البرز كه خیلی زیادتر از یك بیمارستان است. تا آنجا كه به یاد دارم دو سال پیش هم خبر مشابهی در یكی از شهرهای دیگر بازتاب یافت و معلوم شد فقط آمار زایمان در یك بیمارستان خاص اتباع در آن شهر بوده است. فارغ از نادرستی این اخبار علت تولید و انتشار و پذیرش آنها وجود همین حساسیت‌ها نسبت به تبعات حضور آنان در كشور است. برای نمونه اگر جرمی یا قتلی از سوی اتباع رخ بدهد فوری برجسته شده و بازتاب پیدا می‌كند و این تصور پیش می‌آید كه جرایم و قتل‌های آنان زیاد است. این موارد نشان می‌دهند كه در فضای بی‌سیاستی و آمیخته با احساسات - اعم از مثبت یا منفی- مواجهه با این نوع امور به صورت موردی، اغراق شده و پر از اطلاعات نادرست و گمراه‌كننده صورت می‌گیرد و درك كژ و واژگونه‌ای از یك واقعیت اجتماعی شكل می‌گیرد كه در كل به زیان كشور است. پرسش این است كه این افغانستانی‌های غیرمجاز در ایران چه می‌كنند؟ اغلب مشغول كار هستند. خوب! آیا تصوری از فقدان حضور چند میلیون نفر از آنان در بازار كار داریم؟ سود و زیان این حضور چیست؟ هزینه‌های زیرساختی آنان برای كشور چقدر است؟ نان، آب، برق، حمل و نقل، آموزش، بهداشت، تامین امنیت و... چه هزینه‌ای برای ما دارد؟ ملاحظه می‌شود كه هر بعدی از مساله را كه درنظر می‌گیریم با ابهامات زیادی مواجه هستیم و اگر فشار فضای عاطفی و احساسی تشدید شود و ناخواسته اتفاق ناگواری هم روی بدهد، ممكن است سیاستگذاران را به واكنش‌های فوری و نیندیشیده شده وادار كند. در همین زمینه اگر بخواهم به آقای رییس‌جمهور یك پیشنهاد مشخص ارائه كنم. اینكه ساختاری را ترجیحا در سطح معاونت تعریف كند كه وظیفه آن هماهنگی و پیگیری و حل چند موضوع كلان باشد، موضوعاتی كه حل آن نیازمند همكاری چند دستگاه اجرایی و حتی قوای مقننه و قضایی و سایر دستگاه‌های حكومتی است. موضوعاتی كلان كه نباید تعداد آنها زیاد باشد، ولی در هر صورت مهاجران افغانستانی و حضورشان در ایران حتما یكی از آنهاست. یكی دیگر از آنها جمعیت است كه با مساله مهاجرت هم مرتبط است. ادامه وضع كنونی و باری به هر جهت بودن امور پناهندگان یا مهاجران به زیان اقتصاد، امنیت و فرهنگ و حتی سیاست خارجی كشور است. نباید اجازه داد كه افكار عمومی خارج از گفت‌وگوهای سازنده و به صورت هیجانی و براساس نفرت و شیفتگی شكل بگیرد. اتفاقا بخش مهمی از مهاجران افغانستانی كه در ایران ساكن هستند نیز از این وضعیت بی‌سیاستی، زیان می‌بینند. این پذیرفتنی نیست كه شهروندان ایرانی با شیوه‌های گوناگون همچون آدرس پستی، اطلاعات شغلی و بیمه، تلفن همراه، حساب بانكی و... تحت نظارت و كنترل دولت باشند، ولی میلیون‌ها افغانستانی از این جهت بدون نظارت و رها هستند. اقتصاد كشور به ظاهر از وجود نیروی كار ارزان آنان سود می‌برد، ولی این واقعیت رویه‌های دیگر هم دارد؛ اول اینكه نیروی كار ارزان لزوما به سود اقتصاد نیست، زیرا مانع از نوآوری فن‌آورانه و... می‌شود و تولید، چسبندگی زیادی به نیروی كار ارزان پیدا می‌كند. به علاوه جامعه و اقتصاد ایران یارانه‌محور است، نان، آب، انرژی، آموزش، بهداشت، حمل و نقل و انواع و اقسام كالاها و خدمات دیگر به صورت یارانه‌ای عرضه می‌شوند كه استفاده میلیون‌ها نفر از این كالاها و خدمات، فشار مضاعفی را بر یارانه‌های پرداختی می‌آورد، سود این یارانه‌ها در حقیقت به جیب كارفرماها می‌رود. البته فشارهای اخیر كه علیه حضور افغانستانی‌ها دیده می‌شود، شاید ناشی از تمركز گسترده آنان در دو استان تهران و البرز باشد و باتوجه به كاهش سطح اقتصادی مردم و منتقل شدن بخشی از شهروندان به شهرك‌های اطراف تهران و كرج، فشار تقاضا برای مسكن در این نواحی تصاعدی شده و این موجب تشدید رویكردهای عمومی علیه افغانستانی‌ها شده است. به این نكته باید توجه داشت كه بیش از چهار دهه است كه ایران میزبان مهاجران افغانستانی است و در این فاصله، نسلی از آنان در ایران متولد و بزرگ شده‌اند، در نهادهای رسمی آموزش دیده‌اند و از نظر فرهنگی و اجتماعی بیشتر ایرانی محسوب می‌شوند تا افغانستانی. تعداد زیادی از این گروه حتی یك بار هم به افغانستان نرفته‌اند. غرض از بیان این نكته این است كه در مساله مهاجران افغانستانی باید لایه‌های متعدد این جمعیت را دید و همه آنها را ذیل یك مقوله كلی قرار نداد. یك نكته مهم را اصلا فراموش نكنیم. این تصور كه افغانستانی‌ها مربوط به كشور دیگری هستند و ربطی به ما ندارند، به كلی نادرست است. افغانستان فراتر از اشتراكات فرهنگی و نژادی، همسایه ماست. هر اتفاقی در آنجا رخ بدهد، عوارض آن گریبان همسایگان از جمله ایران را هم خواهد گرفت. با دیوار و سیم‌خاردار و... نمی‌توان جلوی هیچ مهاجری را گرفت. آب‌های خروشان دریای مدیترانه مانع از هجوم پناهندگان به اروپا نشده است. از دیوار چند لایه و الكترونیكی ترامپ به ارتفاع ۹ متر چه نتیجه‌ای حاصل شد؟ دیوار تركیه و ایران را نیز مهاجران افغانستانی با حفاری و به سادگی خنثی كرده‌اند. سیاست احداث دیوار در برابر مهاجران مثل سیاست ما در پذیرش دانشجو در دانشگاه است. می‌خواهیم ورود به آن را سخت بگیریم، ولی پس از ورود، حضور در آن و فارغ‌التحصیل شدن با دانش كم را ساده می‌گیریم. اگر حضور در داخل كشور مهار شده باشد دیگر كسی غیرقانونی وارد كشور نخواهد شد. مساله مهاجرت و پناهندگی یك مساله بین‌المللی است و به این راحتی كه گمان كنیم با كشیدن یك دیوار چند متری قابل حل است، درست نمی‌شود. هیچ چیز به اندازه ثبات و پیشرفت در كشورهای همسایه به این مساله كمك نخواهد كرد. زمانی بود كه تعداد پناهندگان كرد و عرب عراقی در ایران حتی بیش از افغانستانی‌ها بود، اكنون آنها به خانه خود برگشته‌اند و حتی ایرانیان قابل‌توجهی در مناطق آنان ساكن و فعال شده‌اند. فقط به این علت كه آنجاها در حال توسعه است. آنان كه از آمدن طالبان استقبال می‌كردند احتمالا به این بخش مهم مساله توجهی نداشتند. با تدوین قانون كه مثلا سالی ۱۰درصد كم شوند یا گفتن اینكه تا آخر سال غیرمجازها اخراج می‌شوند، مساله مهاجران حل نخواهد شد. بهترین راهكار وجود یك مرجع رسیدگی و هماهنگ‌كننده با همه نهادهای ذی‌ربط است و طی مدت زمان معینی از آن برنامه اجرایی بخواهید؛ برنامه كوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت. اقدامات اقتضایی و باری به هر جهت نه تنها مفید نیست كه زیان‌بار هم هست.

💬 دیدگاه‌ها (0)

نظر خود را بنویسید

لطفاً حاصل عبارت بالا را وارد کنید ⟳ تازه‌سازی کد امنیتی