روزنامه «شهروند» در گزارشی به ماجرای مرگ مشکوک یک زن جوان هنگام عمل زیبایی در یک کلینیک پرداخته است.

هنوز هم شوکهایم
حسنزاده، شوهر این زن نیز در حالیکه بهشدت شوکه است، جزئیات این ماجرا را روایت میکند و به خبرنگار «َشهروند» میگوید: «هنوز هم باورم نمیشود که همسرم را از دست دادهام. همسرم خودش این کلینیک و دکتر را پیدا کرد. حالا نمیدانم از فضای مجازی آنجا را پیدا کرد یا از طریق آشنا به آنجا رفت.
آن روز ساعت 8 صبح برای عمل رفت. من و خواهر و دختر 4 سالهام آنجا بودیم. ساعت 10 و نیم، 11 بود که به ما اطلاع دادند همسرم حالش خوب نیست. مرتب میرفتند و میآمدند ولی کسی به ما اطلاعات دقیق نمیداد. مرتب میگفتند فقط حالش خوب نیست، اما کسی نگفت که دچار ایست قلبی شده است. ما هم کلافه و نگران بودیم. تااینکه گفتند، باید به بیمارستان منتقل شود. خیلی شوکه شدیم. وقتی همسرم را دیدم و ملافه را کنار زدم، دستش کبود بود. رنگش پریده بود. هشیاری هم نداشت.»
کلینیک، تجهیزات نداشت
او ادامه میدهد: «آنها مرتب سعی میکردند که به ما امید بدهند. ولی دست و پایشان را گم کرده بودند. به دنبال تختی در قسمت آیسییو در بیمارستانها میگشتند. خودم همسرم را به بیمارستان منتقل کردم، اما گویا او دچار ایست قلبی و تنفسی شده و بعد از آن خونرسانی به مغزش دچار آسیب میشود. او شاید اگر زودتر به بیمارستان منتقل میشد، الان زنده بود. کاملا مشخص است که این موضوع به اهمالکاری مسئولان، پزشکان و پرستاران مربوط است. من عاشق همسرم بودم. 9 سال و 3 ماه بود که با هم زندگی کردیم. هر ثانیهاش برای من خاطره است. تا عمر دارم او را فراموش نمیکنم. او فداکار و خیر و مهربان بود. الان انگار در قفسم. خانهدار بود. لیسانس مهندسی تکنولوژی معماری داشت. رتبهاش زیر 70 بود. باورم نمیشود.
داغ خیلی سنگینی است. خدا فقط باید به بچه من صبر بدهد. او بدون مادرش نمیتواند بماند. خیلی وابسته بود. همسرم 32 میلیون تومان برای این جراحی پول داد. امیدواریم هرچه زودتر آنجا را پلمپ کنند تا با هیچ فرد دیگری اینطور رفتار نشود. من تا آخرش پیگیر این ماجرا هستم. آن کلینیک چند پرستار درست و حسابی نداشت. ما از همه آنها شکایت داریم. الان اگر این بچه آسیب ببیند چه کسی مقصر است.
حق ما نباید ضایع شود. آنها مرتب تقصیر را گردن پرستار و سوپروایزر میاندازند. تا این کلینیک پلمپ نشود. در صورتیکه آنجا اصلا تجهیزات درستوحسابی نداشت. آنها میگویند که همسرم بعد از عمل به هوش آمده و بعد از آن حالش بد شده است. در صورتیکه ما فکر میکنیم او حین عمل دچار آسیب شده است. به آنها میگوییم حداقل فیلم دوربینها را به ما نشان بدهید. ولی میگویند کلینیک هیچ دوربینی نداشته است. شاید همسرم اگر پنج دقیقه زودتر به بیمارستان میرفت الان زنده بود.»
پیگیر شکایتمان هستیم
این مرد داغدیده در ادامه صحبتهایش میگوید: «همسرم دو نفر همراه داشت، اما هیچ حرفی به ما نزدند. مرتب دروغ گفتند. بحث قصور پزشکی یک طرف و بحث دروغ گفتن و لاپوشانی کردن یک طرف. آنجا بیشتر شبیه درمانگاه محلی بود تا کلینیک زیبایی. 9-8عدد تختخواب داشت همراه با دو پرستار. ما از همه شکایت داریم. در خصوص بحث اهدای عضو هم فقط همین مسأله است که ما را آرام میکند و به ما تسکین میبخشد. چون محبوبه خیلی مهربان بود. خودش کارت اهدای عضو داشت. میدانیم که این کار را دوست داشت. برای همین، ما هم از این بابت خیلی خوشحالیم. امیدوارم به پرونده ما رسیدگی شود تا فرد دیگری مثل همسرم بیگناه جانش را از دست ندهد.»
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید