به گزارش اول فارس به نقل از ایرنا، هابرماس از مهمترین فیلسوفان آلمان پس از جنگ جهانی دوم به شمار میرفت و در بسیاری از مناقشات فکری و سیاسی این کشور اثرگذار بود. یورگن هابرماس (Jürgen Habermas) زاده ۱۸ ژوئن ۱۹۲۹ در دوسلدورف آلمان، از فیلسوفان و نظریهپردازان اجتماعی معاصر و وارث مکتب فرانکفورت است که در چارچوب سنت نظریه انتقادی و پراگماتیسم آمریکایی فعالیت میکرد.
این فیلسوف آلمانی در اردیبهشت ۱۳۸۱ نیز به ایران سفر کرد و حدود یک هفته در ایران بود، در دانشگاه تهران سخنرانی کرد، به شیراز نیز رفت و در دانشگاه شیراز حضور یافت و در انجمن حکمت و فلسفه ایران سخنرانی کرد. سفر او به ایران در آن زمان بازتاب گستردهای در محافل دانشگاهی و روشنفکری داشت و خود او نیز پس از بازگشت به آلمان، در گفتوگویی با روزنامه «فرانکفورتر آلگماینه» درباره این سفر و نتایج آن توضیح داد.
هابرماس در دانشگاههای گوتینگن، زوریخ و بن در آلمان، فلسفه، روانشناسی، ادبیات آلمانی و اقتصاد خواند. فعالیت حرفهای او در دهه ۱۹۵۰ در مؤسسه پژوهش اجتماعی فرانکفورت، زیر نظر تئودور آدورنو، آغاز و به یکی از چهرههای اصلی مکتب فرانکفورت بدل شد.
شهرت جهانی هابرماس بیش از همه با آثاری چون «دگرگونی ساختاری حوزه عمومی» در سال ۱۹۶۲ و «نظریه کنش ارتباطی» در سال ۱۹۸۱ پیوند خورده است. او در این آثار و نوشتههای دیگرش به مفهوم «فضای عمومی»، کیفیت گفتوگو در جوامع دموکراتیک، نسبت میان عقلانیت و قدرت، و بحران مشروعیت در نظامهای سیاسی پرداخت.
تمرکز پژوهشهای او بر روی شناختشناسی، مدرنیته و تجزیه و تحلیل تحولات اجتماعی جوامع پیشرفته صنعتی سرمایهداری و سیاست روز آلمان به ویژه با توجه به نقش رسانههای همگانی بود. شهرت او بیشتر به ابداع اصطلاح و تز «گستره همگانی» یا «فضای عمومی» است که فضایی فکری و اجتماعی را مدنظر دارد که در آن، فعالیتهای آگاهیبخش رسانهای به ایجاد زمینه برای بحثهای اجتماعی و انتقادی و ظهور چیزی که او آن را برای دموکراسی بنیادی میداند، میانجامد.
به نظر هابرماس اطلاعات (اکسیژن دموکراسی) در این گستره فرآوری میشود و هرچه فرایندها و روندهای این تولید، آزادتر و خردورزانهتر و با مشارکت حداکثری همه نیروهای اجتماعی باشد، مزایای دموکراسی واقعیتر و تأثیرگذارتر میشود. «گستره همگانی»، فضایی اجتماعی است که در آن مردم آزادانه شرایط اجتماعی خود را نقد کرده و مشکلات را برشمرده و بر جریان تصمیمگیری سیاسی تأثیر میگذارند. به نظر هابرماس «گستره همگانی»، خاستگاه افکار عمومی است.
هابرماس در سال ۱۹۶۴ جانشین ماکس هورکهایمر در کرسی فلسفه و جامعهشناسی دانشگاه فرانکفورت شد. او در دهه ۱۹۶۰ از اعتراضات دانشجویی در آلمان غربی حمایت میکرد، اما بعدتر با آنچه رادیکال شدن این جنبش میدانست مرزبندی کرد و درباره خطرات «فاشیسم چپگرا» هشدار داد. او در سال ۱۹۸۹ نیز از شیوه اتحاد دوباره آلمان انتقاد کرد و معتقد بود این روند بیش از حد تابع منطق بازار بوده و «مارک آلمان» (واحد پول این کشور) را به معیار اصلی تبدیل کرده است.
او اروپای متحد را تنها راه مقابله با اوجگیری در تقابل با ملیگرایی میدانست و در سالهای پایانی عمرش نیز از ایده یک پروژه فدرال اروپایی دفاع میکرد. آثار هابرماس در ایران نیز خوانندگان فراوانی داشته و شماری از مهمترین کتابهای او به فارسی ترجمه شدهاند.
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید