ایلنا: اگر قرار باشد همه حاشیههای عزل مصطفی سالاری کنار گذاشته شود، یک پرسش باید در مرکز بحث بماند: تأمین اجتماعی متعلق به کیست؟
اگر این سازمان متعلق به بیمهشدگان و شرکای اجتماعی است، نخستین پرسش ساده است: مصوبه هیأت امنا برای عزل مدیرعامل کجاست؟
وزیر اختیار مستقل برای عزل مدیرعامل ندارد و مسیر حقوقی از پیشنهاد هیأت امنا میگذرد. اگر چنین مصوبهای وجود دارد، باید منتشر شود؛ اگر وجود ندارد، مسئله فقط اختلاف مدیریتی نیست، مسئله نادیده گرفتن یکی از ارکان قانونی سازمان است.
پرسش دوم به سهجانبهگرایی برمیگردد. اگر سهجانبهگرایی راهبرد اعلامشده وزارت رفاه است، نمایندگان کارگران و کارفرمایان در مهمترین تصمیم مدیریتی سازمان کجا بودند؟ نامه مشترک نمایندگان تشکلهای عالی کارگری و کارفرمایی نشان میدهد که آنان نهتنها در این تصمیم مشارکت نداشتهاند، بلکه به نحوه عزل نیز معترضاند. هیأت امنایی که در چنین تصمیمی اثر ندارد، بهتدریج از رکن حکمرانی به ساختاری صوری تبدیل میشود.
و پرسش سوم، سیاسی است: اگر تأمین اجتماعی نباید به باشگاه سیاسی تبدیل شود، انتصاب یک عضو شورای مرکزی حزب به قائممقامی سازمان، بلافاصله پس از تغییر مدیریت، چه پیامی به افکار عمومی میدهد؟ این انتصاب دستکم این شائبه را تقویت میکند که در تصمیمگیری جدید، وزن یک حلقه سیاسی از وزن شرکای اجتماعی بیشتر شده است.
برای دولتی که نام «وفاق» را بر خود گذاشته، این تناقض کماهمیتی نیست. وزیر رفاهی که از توانمندسازی، گفتوگو و مشارکت سخن گفته، اکنون با وضعیتی روبهروست که هم نمایندگان کارگران و کارفرمایان معترضاند، هم جایگاه هیأت امنا محل پرسش است و هم انتصابات جدید، رنگ و بوی سیاسی به خود گرفته است.
بنابراین مسئله فقط رفتن سالاری نیست. مسئله این است که آیا تأمین اجتماعی همچنان نهادی متعلق به بیمهشدگان و مبتنی بر سهجانبهگرایی است یا قرار است به نهادی دولتی و سیاسی با هیأت امنایی تشریفاتی تبدیل شود؟ پاسخ به این پرسش، از انتشار همان یک سند آغاز میشود، بازهم تکرار میکنیم: مصوبه هیأت امنا برای عزل سالاری کجاست؟


💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید