در آن زمان بود كه با شنيدن اين صحبت دنیا روی سرم خراب شد، فقط در ذهنم حرفهای روشنفکرانه او مي گذشت و با خود مي گفتم پس اين همه وعده هايي كه به من داده چه مي شود.
در اتاق مشاوره نشسته بودم ، صدای گريه هاي بي امان یک دختر كه در سالن كلانتري منتظر دريافت مشاوره بود، مرا وادار كرد كه به سالن مراجعه كنم و وی را زودتر به اتاق مشاوره هدايت كنم. او مشكلات خود را چنين مطرح كرد :
ما دو خواهر و دو برادریم. من 18 سال دارم و فرزند آخر خانوده هستم. وقتی من 10 ساله بودم، پدرم سکته کرد و فوت شد بعد از آن مادرم و برادرانم مجبور بودند کار کنند تا خرج زندگیمان را بدهند.
خواهرم از من ده سال بزرگتر است او هم در مغازه ای مشغول به کار شد. من هم تنها از صبح تا شب در خانه بودم، خودم باید به مدرسه می رفتم، به تنهایی غذا خوردم و بازی می کردم.
کم کم با چند نفر از دختران ساكن در محل زندگيمان دوست شدم و از تنهایی در آمدم. تمام اوقات فراغتم را با دوستانم می گذراندم. شیطنت های دخترانه خودمان را هم داشتیم. در محیط مجتمع با پسرها هم صحبت می شدیم و بازی می کردیم . در حالي كه به لحاظ سني و جسمي بزرگ شده بودم، كاملا از محیط خانواده فاصله گرفته بودم. خواهرم هم که ازدواج کرده بود و بقیه هم که طبق معمول مشغول کار و زندگی خودشان بودند .
مادرم هیچ وقت از من نمی پرسید در طول روز به چه كاري مشغول مي باشم و چگونه اوقات فراغت خود را مي گذرانم. صبح می رفت و شب بر می گشت. اگر هم وقت آزادی داشت با دوستانش به مهمانی های دوره ای می رفت گاهي هم مرا هم با خود می برد.اوایل از مهمانی هایی که می رفتيم خوشم نمی آمد اما کم کم جذابيتش نمايان شد. كم كم بدون مادرم به مهماني مي رفتم و او كاري با من نداشت.
در یکی از این مهمانی ها با پسری که 16 سال از خودم بزرگتر بود آشنا شدم. او وقتی متوجه شد که با وجود خانواده، خیلی تنها و آزاد هستم، به من نزدیک شد و رابطه دوستي برقرار كرد. محبت و توجه وصف نشدني از او مي ديدم. احساس تنهایی نمی کردم، فکر می کردم بالاخره یکی پیدا شده که مرا ببیند و به بودنم اهمیت بدهد.
اصلاً برايم مهم نبود كه چقدر ازمن بزرگتر است و هدفش چیست. همین که کنارم بود برايم کافی بود. با هم زياد به مهماني مي رفتيم. در مهماني، دوستان او نيز به من نزدیک می شدند و وي هیچگونه واکنشی نشان نمی داد. فقط می گفت آمده ايم خوش بگذرانیم پس خوش باش و تحت تاثیر حرفهاي او قرار گرفتم.
دل را به دریا زدم و جز خوشگذراني و لذت بردن هيچ چيز برايم مهم نبود. تا اینکه يك شب به من گفت دیگر از مهماني رفتن خسته شده ام، بهتر هست كه تنها باشیم. من هم از خدا خواسته قبول کردم و با هم به باغ رفتیم .حدود يك ماه از ماجرا گذشت و متوجه شدم كه باردار هستم. نمی دانستم چکار باید کنم..... به او گفتم بیا با هم ازدواج کنیم ولي او در جوابم عنوان كرد ؛ من با دختری که با تمام دوستانم رابطه داشته است، ازدواج نمی کنم.
در آن زمان بود كه با شنيدن اين صحبت دنیا روی سرم خراب شد. فقط در ذهنم حرفهای روشنفکرانه او مي گذشت و با خود مي گفتم پس اين همه وعده هايي كه به من داده چه مي شود.
او براي هميشه مرا رها كرد و اكنون از همه چيز نااميد شده ام. نمی دانم باید چه كار كنم. دوست دارم خودم را بکشم و از اين زندگي راحت شوم.
نظر مشاور
یکی از روابطی که در اسلام برای آن چارچوبهای ویژهای تعیین شده، روابط زن و مرد است . این روابط اگر ضابطه نداشته باشد، قطعاً تأثیرات سويی در جامعه خواهد داشت. هر مرد و زنی که قرار است روابط اجتماعی داشته باشد، باید مرزشناس و مرزدار باشد تا در جامعه مشکل ایجاد نکند.
بالا رفتن سن ازدواج، سستی اعتقادات و ندانستن احکام الهی ، قبحشکنی توسط رسانههاي بيگانه، کم شدن عاطفه و محبت در محیط خانواده و ... از جمله عواملی است که باعث شکل گیری رابطه ای نادرست در میان دختران و پسران در جامعه اسلامی شده است.
احتیاط ها و توصیه هاى دین مبین اسلام، مبنى بر دور نگهداشتن و فاصله داشتن دختران و پسران نامحرم از یکدیگر، صرفاً به خاطر حفظ سلامت روحى خود آنان و سلامت اجتماع و پاکى خانواده و عزت و شرف و تعالى آنان است. دختران و پسرانی که به طریق نامشروع با فردی از جنس مخالف، رابطة دوستانه برقرار میکنند، از جهات مختلف، آسیب میبینند.
متاسفانه این روزها با توجه به آزادی های بی بند و بارانه و به دید روشنفکری و زمانه عوض شده، خیلی از حرمت ها از بین رفته است. هماهنگونه كه می دانیم وضعیت اقتصادی مخصوصاً در خانواده ای که پدر از دنیا رفته باشد، خیلي سخت است اما این موضوع نمی تواند باعث این شود که فرزندان را به حال خود رها کرده و به بهانه اینکه باید کار کنيم و مخارج زندگی تامين كنيم، به فرزندمان آسیب وارد شود. آیا این آسیب وارده با میلیاردها پول جبران مي شود؟
امروزه عدم ارتباط صحیح با فرزندان در بسياري از خانواده ها و کمبود محبت های مورد نیاز فرزندان از جانب خانواده ها، موجب بروز مشکلات متعددي در فرزندان می شود. لذا توجه به موضوعات ذيل ضروري مي باشد :
-شركت والدين در جلسات و كارگاه هاِي آموزشي در خصوص آسيب هاي اجتماعي و آموزش مهارت هاي زندگي از جمله مهارت تصميم گيري، مهارت حل مسئله .
- توجه والدين به فرزندان و ايجاد فضاي امن در محيط خانه و خانواده، هم از نظر عاطفي و هم حمايتي سبب ايجاد اعتماد به نفس و ايجاد امنيت خاطر براي فرزندان مي گردد و در نهايت موجب كاهش رفتارهاي پرخطر و صميمت بيشتر فرزندان در محيط خانه خواهد شد.
-نظارت بيشتر خانواده ها بر نحوه رفت و آمد و دوستيابي فرزندان به خصوص در سنين نوجواني
-آگاهسازي جوانان و نوجوانان و ارائه آموزش هاي همگاني در خصوص خطرات و عواقب برقراري ارتباطات نامتعارف به خصوص در مدارس و شناخت آسيب هاي اجتماعي به خصوص براي دانش آموزان دختر در مقطع راهنمايي و دبيرستان بسيار ضروري به نظر مي رسد.
-تقويت ايمان و ارزش هاي اسلامي در نوجوانان و جوانان در راستاي پاي بندي به مسائل ديني و مذهبي
نجمه ودیعی،مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری 28 "صدرا" شیراز
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید