به گزارش اول فارس ، تازهترین نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نشان میدهد ۷۴.۴ درصد کاربران اینترنت در ایران از فیلترشکن استفاده میکنند. عددی که از یک تغییر عمیق در زیست دیجیتال جامعه خبر میدهد؛ تغییری که پیامدهای آن دیگر فقط به دسترسی به اینستاگرام یا تلگرام محدود نیست و اقتصاد، امنیت سایبری، آموزش، سبک زندگی و حتی شیوه مواجهه کودکان و نوجوانان با اینترنت را نیز تحت تأثیر قرار داده
زندگی پشت دیوار فیلترشکن برای هر سه ایرانی از ۴ نفر/ وقتی vpn قفلهایی که نباید باز میکند
اگر چهار کاربر ایرانی کنار هم بنشینند، احتمال زیادی وجود دارد که سه نفر از آنها برای ورود به اینترنت، پیش از باز کردن هر برنامه یا وبسایتی، ابتدا فیلترشکن خود را روشن کنند. این دیگر رفتار گروه کوچکی از کاربران حرفهای یا فعالان حوزه فناوری نیست؛ به بخشی از عادت روزانه میلیونها نفر تبدیل شده است.
تازهترین نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) نشان میدهد ۷۴.۴ درصد کاربران اینترنت در ایران از فیلترشکن استفاده میکنند. عددی که از یک تغییر عمیق در زیست دیجیتال جامعه خبر میدهد؛ تغییری که پیامدهای آن دیگر فقط به دسترسی به اینستاگرام یا تلگرام محدود نیست و اقتصاد، امنیت سایبری، آموزش، سبک زندگی و حتی شیوه مواجهه کودکان و نوجوانان با اینترنت را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
شاید تا چند سال پیش استفاده از VPN اقدامی موقتی برای دسترسی به چند وبسایت یا شبکه اجتماعی بود، اما امروز برای میلیونها ایرانی، روشن کردن فیلترشکن نخستین گام ورود به اینترنت است. این تغییر، تنها یک رفتار فناورانه نیست؛ بلکه نشانه شکلگیری نوعی «اینترنت دوم» است؛ اینترنتی که بخش بزرگی از کاربران، آن را نه از مسیر عادی، بلکه از مسیر نرمافزارهای واسطه تجربه میکنند.
در کنار این واقعیت، دادههای ایسپا نکته مهم دیگری را نیز آشکار میکند؛ کاربران ایرانی در حالی گستردهترین استفاده از فیلترشکن را تجربه میکنند که اولویت اصلی آنان دیگر صرفاً رفع فیلتر نیست. برای بخش بزرگی از مردم، کیفیت و سرعت اینترنت به مطالبهای مهمتر از خود فیلترینگ تبدیل شده است. همین تناقض ظاهری، یکی از مهمترین پیامهای این نظرسنجی است.
از ابزار استثنایی تا ابزار روزمره
در بسیاری از کشورها، استفاده از VPN بیشتر به متخصصان فناوری، شرکتهای بینالمللی یا افرادی محدود میشود که به دلایل امنیتی یا شغلی به ارتباطات رمزگذاریشده نیاز دارند. در ایران اما این ابزار، سالهاست از یک فناوری تخصصی خارج شده و به بخشی از زندگی روزمره کاربران تبدیل شده است.
براساس نتایج نظرسنجی ایسپا، نزدیک به سهچهارم کاربران اینترنت از فیلترشکن استفاده میکنند. به بیان دیگر، استفاده از VPN دیگر یک رفتار استثنایی نیست؛ بلکه به رفتار غالب کاربران تبدیل شده است.
این تغییر، معنای مهمی برای سیاستگذاری دارد. وقتی اکثریت کاربران برای ورود به بخشی از خدمات اینترنتی ناچار به استفاده از ابزارهای دورزننده محدودیت هستند، دیگر نمیتوان فیلترشکن را پدیدهای حاشیهای یا محدود به گروهی خاص دانست. اکنون دانشجو، معلم، پزشک، روزنامهنگار، راننده تاکسی اینترنتی، فروشنده آنلاین، دانشآموز و حتی بسیاری از سالمندان، همگی ممکن است روز خود را با روشن کردن یک VPN آغاز کنند.
همین عادی شدن، مهمترین تفاوت امروز با سالهای گذشته است. فیلترشکن دیگر صرفاً وسیلهای برای دسترسی به چند سرویس محدود نیست؛ به بخشی از تجربه عادی کاربران از اینترنت تبدیل شده است.

اقتصاد پنهانی که زیر سایه فیلترشکن شکل گرفت
هر جا تقاضای گستردهای ایجاد شود، بازاری نیز شکل میگیرد. استفاده فراگیر از VPN نیز طی سالهای اخیر بازاری بزرگ و عمدتاً غیرشفاف ایجاد کرده است؛ بازاری که بخش مهمی از آن خارج از چارچوبهای رسمی فعالیت میکند.
امروز هزاران کانال تلگرامی، صفحه اینستاگرامی، وبسایت و فروشنده مستقل، انواع اشتراکهای VPN را با قیمتها و کیفیتهای متفاوت عرضه میکنند. برخی اشتراکها ماهانه، برخی سهماهه و برخی سالانه هستند. بخشی از کاربران نیز از نسخههای رایگان استفاده میکنند؛ نسخههایی که در بسیاری از موارد، هویت سازنده، محل استقرار سرورها یا نحوه مدیریت دادههای کاربران در آنها مشخص نیست.
در چنین بازاری، گردش مالی قابل توجهی شکل گرفته است؛ بازاری که آمار دقیقی از اندازه آن وجود ندارد، اما گستردگی تقاضا نشان میدهد میلیونها کاربر ایرانی، مستقیم یا غیرمستقیم بخشی از هزینه دسترسی خود به اینترنت را صرف خرید یا تهیه ابزارهای دور زدن محدودیتها میکنند.
این موضوع، یک پیامد اقتصادی مهم نیز دارد. بخشی از هزینهای که میتوانست صرف توسعه خدمات دیجیتال، خرید اشتراکهای قانونی یا استفاده از سرویسهای داخلی و خارجی شود، اکنون به بازاری اختصاص پیدا کرده که محصول اصلی آن، فراهم کردن امکان دسترسی است. به بیان دیگر، خود «دسترسی به اینترنت» به کالایی تبدیل شده که برای دستیابی به آن، هزینه جداگانه پرداخت میشود.

بازاری که از دل محدودیتها متولد شد
در واقع گسترش استفاده از فیلترشکن، تنها الگوی مصرف اینترنت را تغییر نداده است؛ بلکه به شکلگیری بازاری انجامیده که امروز از آن با عنوان «اقتصاد VPN» یاد میشود؛ بازاری که برآوردهای مختلف، از گردش مالی چندین هزار میلیارد تومانی آن حکایت دارد، اما به دلیل ماهیت غیررسمی و پراکندگی فروشندگان، اندازه دقیق آن مشخص نیست.
طی سالهای اخیر، هزاران فروشنده خرد و کلان در کانالهای پیامرسان، شبکههای اجتماعی و وبسایتها، انواع اشتراکهای VPN را عرضه کردهاند؛ از اشتراکهای ارزانقیمت چندروزه گرفته تا سرویسهای ماهانه و سالانه با سرورهای اختصاصی. در کنار این بازار، میلیونها کاربر نیز از نسخههای رایگان استفاده میکنند؛ برنامههایی که در بسیاری از موارد، اطلاعات روشنی درباره سازنده، محل استقرار سرورها یا نحوه مدیریت دادههای کاربران ارائه نمیکنند. گزارشهای کارشناسی نشان میدهد بخش قابل توجهی از کاربران، بهویژه از نرمافزارهای رایگان یا منابع غیررسمی استفاده میکنند که میتواند مخاطرات امنیتی و حریم خصوصی را افزایش دهد.
برخی برآوردهای منتشرشده از سوی نهادهای تخصصی و فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال، ارزش بازار فروش VPN در ایران را تا حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان تخمین زدهاند؛ هرچند به دلیل نبود آمار رسمی و شفاف، این ارقام باید بهعنوان برآورد تلقی شوند، نه آمار قطعی. با این حال، تقریباً همه گزارشها بر یک نکته اتفاق نظر دارند: استفاده گسترده از VPN، بازاری بزرگ و پرتقاضا ایجاد کرده که گردش مالی آن طی سالهای اخیر بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
پیامد اقتصادی این وضعیت تنها به درآمد فروشندگان VPN محدود نمیشود. میلیونها کاربر، علاوه بر هزینه اینترنت ثابت یا همراه، ناچارند برای دسترسی به بخشی از خدمات آنلاین، هزینه دیگری نیز پرداخت کنند. در عمل، «دسترسی» خود به کالایی تبدیل شده که بخشی از کاربران برای آن پول جداگانه میپردازند؛ هزینهای که در شرایط عادی میتوانست صرف خرید خدمات دیجیتال، آموزش آنلاین، اشتراک پلتفرمها یا سایر فعالیتهای اقتصادی شود.
در کنار این موضوع، کارشناسان امنیت سایبری هشدار میدهند که اعتماد به سرویسهای ناشناس، میتواند مخاطرات دیگری نیز به همراه داشته باشد. VPN بهطور طبیعی از مسیر تبادل اطلاعات کاربر عبور میکند و در نتیجه، میزان اعتماد به ارائهدهنده آن اهمیت زیادی دارد. به همین دلیل، استفاده از برنامههای ناشناس یا فاقد سابقه مشخص، ممکن است خطراتی مانند جمعآوری دادههای کاربران، نمایش بدافزار یا سوءاستفاده از اطلاعات شخصی را افزایش دهد؛ هرچند این مسئله درباره همه سرویسهای VPN صدق نمیکند و میان سرویسهای معتبر و برنامههای بیهویت تفاوت جدی وجود دارد.
شاید مهمترین ویژگی این بازار، نه فقط اندازه آن، بلکه شکلگیری آن باشد. اقتصادی که محصول یا خدمت اصلی آن، نه تولید محتوا، نه نوآوری و نه توسعه فناوری، بلکه فراهم کردن امکان عبور از محدودیتهاست. بازاری که اگرچه از منظر اقتصادی گردش مالی قابل توجهی ایجاد کرده، اما در نهایت، هزینه آن را میلیونها کاربری میپردازند که برای رسیدن به خدمات عادی اینترنت، ناچار به پرداخت یک هزینه اضافی شدهاند.
وقتی با فیلترشکن فقط اینستاگرام باز نمیشود
شاید مهمترین پیامد فراگیر شدن فیلترشکن، نه در اقتصاد آن، بلکه در تغییری باشد که در تجربه کاربران از اینترنت ایجاد کرده است. کاربری که تنها برای دسترسی به اینستاگرام یا تلگرام، VPN خود را روشن میکند، در عمل فقط قفل همان دو پلتفرم را باز نمیکند. با فعال شدن فیلترشکن، مسیر ارتباطی دستگاه او تغییر میکند و به مجموعه بسیار گستردهتری از وبسایتها، سرویسها و محتوایی دسترسی پیدا میکند که پیش از آن در دسترس نبودند.
به همین دلیل، مرز میان «دسترسی هدفمند» و «دسترسی گسترده» تا حد زیادی از بین میرود. بسیاری از کاربران، صرفاً با هدف استفاده از یک پیامرسان یا شبکه اجتماعی وارد فضای اینترنت آزادتر میشوند، اما همزمان با انبوهی از خدمات، پلتفرمها و وبسایتهایی روبهرو هستند که شاید هرگز قصد مراجعه به آنها را نداشتهاند.
این مساله درباره کودکان و نوجوانان اهمیت بیشتری پیدا میکند. خانوادهای که تنها میخواهد فرزندش برای ارتباط با دوستان، آموزش یا استفاده از یک شبکه اجتماعی مشخص از VPN استفاده کند، عملاً امکان دسترسی او را به طیف بسیار وسیعتری از محتوا نیز فراهم میکند؛ محتوایی که ممکن است همه آن متناسب با سن، نیاز یا سطح سواد رسانهای او نباشد.
کارشناسان حوزه سواد رسانهای سالهاست تأکید میکنند که چالش اصلی، صرفاً وجود یا نبود محدودیت نیست؛ بلکه نحوه مدیریت دسترسی، آموزش مهارت استفاده از اینترنت و ارتقای سواد دیجیتال کاربران است. هنگامی که استفاده از VPN به رفتاری فراگیر تبدیل میشود، کنترل والدین، ابزارهای مدیریت خانواده و نظامهای ردهبندی سنی نیز با پیچیدگیهای بیشتری روبهرو میشوند. به این ترتیب، استفاده گسترده از فیلترشکن، تنها یک مسئله فنی یا سیاسی نیست؛ بلکه به موضوعی اجتماعی، آموزشی و حتی تربیتی تبدیل شده است؛ موضوعی که آثار آن، آرامآرام در شیوه رشد نسل جدید کاربران اینترنت نیز دیده میشود.

سرعت یا رفع فیلتر؛ اولویت واقعی کاربران چیست؟
شاید مهمترین یافته نظرسنجی ایسپا، نه عدد ۷۴.۴ درصد استفاده از فیلترشکن، بلکه پاسخ کاربران به پرسشی دیگر باشد؛ اگر قرار باشد وضعیت اینترنت در ایران بهبود پیدا کند، مهمترین مطالبه مردم چیست؟
نگاه اول، شاید انتظار برود کاربرانی که برای ورود به اینترنت ناچار به استفاده از VPN هستند، «رفع فیلترینگ» را نخستین مطالبه خود بدانند، اما نتایج نظرسنجی، تصویری متفاوت ارائه میدهد.
براساس یافتههای ایسپا، ۷۲.۳ درصد کاربران از سرعت اینترنت ناراضی هستند و هنگامی که از آنان درباره اولویتهای بهبود وضعیت اینترنت پرسیده شده، ۵۶.۹ درصد افزایش سرعت و کیفیت اینترنت را مهمترین اولویت دانستهاند. در مقابل، تنها ۲۱.۵ درصد کاهش یا رفع فیلترینگ را به عنوان نخستین اولویت انتخاب کردهاند.
این اعداد در کنار هم، از یک تغییر مهم در نگرش کاربران خبر میدهد. جامعه ایران، سالهاست همزمان با دو مسئله روبهروست؛ محدودیت دسترسی از یک سو و کیفیت نامطلوب اینترنت از سوی دیگر. اکنون به نظر میرسد بخش قابل توجهی از کاربران، در کنار مسئله دسترسی، بیش از هر چیز از کیفیت تجربه اینترنت خود گلایه دارند.
برای کاربری که هر روز ناچار است فیلترشکن را روشن کند، اما همزمان با کاهش سرعت، قطع و وصل شدن ارتباط، افزایش تأخیر و افت کیفیت خدمات نیز روبهروست، مسئله فقط باز شدن یک شبکه اجتماعی نیست؛ کیفیت کل تجربه اینترنت به چالش تبدیل شده است.
به همین دلیل، مطالبه کاربران نیز پیچیدهتر از گذشته شده است. آنها تنها درباره «باز شدن» اینترنت سخن نمیگویند، بلکه درباره «قابل استفاده بودن» آن نیز پرسش دارند.
اینترنت برای همه یا اینترنت برای گروهی خاص؟
یکی دیگر از بخشهای قابل توجه نظرسنجی ایسپا، به نگاه مردم نسبت به دسترسیهای متفاوت به اینترنت مربوط میشود؛ موضوعی که در سالهای اخیر با عنوان «اینترنت طبقاتی» یا «اینترنت ویژه» بارها در فضای عمومی مطرح شده است. براساس یافتههای این نظرسنجی، بیش از ۶۰ درصد کاربران با ارائه اینترنت بدون محدودیت برای گروههای خاص مخالف هستند.
این عدد، صرفاً یک نظر درباره سیاست اینترنتی نیست؛ بلکه بازتابی از حساسیت جامعه نسبت به عدالت در دسترسی به زیرساختهای عمومی است. برای بسیاری از کاربران، اینترنت دیگر یک کالای لوکس یا تفریحی نیست؛ بخشی از آموزش، اشتغال، کسب درآمد، ارتباطات و دریافت خدمات روزمره به آن وابسته است. در چنین شرایطی، تفاوت در سطح دسترسی، از نگاه بخشی از جامعه، تنها تفاوت در سرعت یا امکانات نیست؛ بلکه میتواند به تفاوت در فرصتهای اقتصادی، آموزشی و شغلی نیز تعبیر شود.
همین نیز باعث شد که بحث اینترنت طبقاتی، صرفاً یک موضوع فنی نباشد و به یکی از موضوعات اجتماعی و حتی اقتصادی تبدیل شود.

نسلی که اینترنت را از پشت VPN شناخت
شاید مهمترین پیامد گسترش استفاده از فیلترشکن، تغییری باشد که در تجربه نسل جدید از اینترنت ایجاد کرده است. برای بخش قابل توجهی از نوجوانان و جوانان امروز، استفاده از VPN دیگر یک اتفاق استثنایی نیست؛ بخشی از فرآیند عادی اتصال به اینترنت است. نسلی در حال رشد است که نخستین تجربه ورود به بسیاری از خدمات آنلاین را نه از مسیر مستقیم، بلکه از مسیر نرمافزارهای واسطه به دست آورده است.
این تغییر، تنها یک مسئله فنی نیست. هنگامی که استفاده از فیلترشکن به رفتار روزمره تبدیل میشود، کاربران بهطور همزمان وارد فضایی بسیار گستردهتر از نیاز اولیه خود میشوند. فردی که تنها قصد استفاده از یک پیامرسان یا شبکه اجتماعی را دارد، ممکن است در معرض حجم وسیعی از وبسایتها، خدمات و محتواهایی قرار گیرد که اساساً هدف اولیه او نبوده است.
برای کودکان و نوجوانان، این موضوع اهمیت بیشتری پیدا میکند. در بسیاری از خانوادهها، والدین ناچارند برای دسترسی فرزندشان به یک سرویس آموزشی، یک پیامرسان یا شبکه اجتماعی، از VPN استفاده کنند. اما با فعال شدن این ابزار، عملاً دروازه دسترسی به طیف گستردهتری از اینترنت نیز گشوده میشود؛ فضایی که همه بخشهای آن متناسب با سن و نیاز کاربران کمسن نیست.
به همین دلیل، متخصصان حوزه تربیت رسانهای تأکید میکنند که در کنار هر سیاست مرتبط با دسترسی، باید آموزش سواد دیجیتال، تقویت مهارتهای استفاده ایمن از اینترنت و توسعه ابزارهای مناسب برای مدیریت دسترسی کودکان نیز مورد توجه قرار گیرد.
اینترنتی که از مسیر میانبر آغاز میشود
شاید مهمترین پیام این نظرسنجی، خود عدد ۷۴.۴ درصد نباشد؛ بلکه عادی شدن رفتاری باشد که تا چند سال پیش، استثنا به شمار میرفت. امروز برای میلیونها ایرانی، ورود به اینترنت با روشن کردن یک VPN آغاز میشود. این یعنی ابزار دور زدن محدودیت، از یک راهحل موقت، به بخشی از زیرساخت غیررسمی زندگی دیجیتال جامعه تبدیل شده است. همین تغییر، پرسشهای تازهای از امنیت اطلاعات و اقتصاد پنهان فروش فیلترشکنها گرفته تا کیفیت خدمات اینترنت، عدالت در دسترسی و نحوه حفاظت از کودکان و نوجوانان در فضای مجازی را پیش روی سیاستگذاران قرار میدهد. دادههای ایسپا نشان میدهد جامعه ایران دیگر فقط درباره «باز بودن یا بسته بودن» اینترنت گفتوگو نمیکند. اکنون بحران بزرگتر، کیفیت، امنیت، عدالت و شیوه دسترسی به اینترنت است.منبع: آوش



💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید