به گزارش اول فارس ، اواسط مرداد ماه سال گذشته رهگذران در حال عبور از بزرگراه خرازی تهران متوجه مرد جوانی میشوند که زخمی روی زمین افتاده است. آنها به کمک این مرد رفته و او در حالی که از ناحیه دست به شدت زخمی شده بود و به سختی حرف میزد، گفت: «به صاحبکارم خبر بدهید که مردی ماشین را به زور از من گرفته و خودروی لندکروز را به سرقت برده است.»
رهگذران بلافاصله با اورژانس تماس گرفتند، اما مرد جوان لحظاتی بعد جانش را از دست داد و گزارش این قتل به بازپرس کشیک قتل و تیم بررسی صحنه جرم اعلام شد.
آن روز تیم جنایی اداره دهم پلیس آگاهی به دستور بازپرس اختیاری سریع به محل کشف جسدی خونآلود اعزام شدند. در بررسی صحنه، جسد مردی حدودا ۳۰ ساله در کنار بزرگراه دیده میشد که با شلیک دو گلوله به قتل رسیده بود. آثار گلولهها نشان میداد که به صورت هدفمند و از زاویه نزدیک به مرد شلیک شده است. همچنین با حضور تیم تحقیق در محل مشخص شد مرد جوان با شلیک گلوله به دستش و بر اثر خونریزی به قتل رسیده است. جسد مرد جوان برای معاینات دقیقتر به پزشکی قانونی منتقل شد.
مدارک شناسایی یافت شده در جیب مقتول، هویت او را فاش کرد و در ادامه مشخص شد قربانی به عنوان شاگرد یک نمایشگاه اتومبیل در تهران مشغول به کار بوده است.
کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت در نخستین گام سراغ صاحبکار مقتول رفتند و او در مورد این ماجرا گفت: «شاگردم امروز برای تعویض پلاک خودروی لندکروز مشتری به مرکز تعویض پلاک چیتگر رفت و بعد از آن از او خبری ندارم.»
طبق گزارش پلیس، مقتول روز حادثه با یک خودروی لندکروز گرانقیمت از نمایشگاه خارج شده بود تا به مرکز تعویض پلاک چیتگر برود، اما هرگز به مقصد نرسید و از خودروی لندکروز هم اثری نبود. این موضوع فرضیه سرقت مسلحانه را به اصلیترین سناریوی پرونده تبدیل کرد، چون شواهد نشان میداد؛ پس از قتل خودرو به سرقت رفته است. بازپرس محسن اختیاری دستور بررسی دقیق دوربینهای مداربسته اطراف بزرگراه خرازی، مرکز تعویض پلاک و مسیرهای منتهی به آن را صادر کرد. با اطلاع از این موضوع تیم جنایی سراغ مرکز تعویض پلاک رفتند و با بازبینی دوربینهای مداربسته مشخص شد که مرد جوان بعد از تعویض پلاک، مردی را سوار خودرو کرده است.
تحقیقات گسترده کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ با بازبینی فیلمهای دوربینها و پیگیری سرنخهای میدانی ادامه یافت و ماموران را به مردی ۵۰ ساله رساند. به این ترتیب هویت مظنون که در بازجوییهای اولیه خود را آهنفروش ورشکسته معرفی کرد، شناسایی شد و اظهارات او در مورد اینکه چرا روز حادثه در نزدیکی مرکز تعویض پلاک حضور داشته و حتی سوار خودروي لندکروز مسروقه شده کافی تشخیص داده نشد. بنابراین ماموران با هماهنگی قضایی او را دستگیر کردند و متهم پس از بازداشت و مواجهه با شواهد، به جنایت اعتراف کرد.
طبق گزارش پلیس؛ متهم ۵۰ ساله در بازجوییها گفت: «سالها آهنفروشی کردم، اما ورشکسته شدم. مدتی هم به خرید و فروش خودرو روی آوردم، اما بدهکاریهایم بیشتر شد. به دلیل مشکلات مالی شدید و ورشکستگی کامل تصمیم به سرقت خودرو گرفتم. آن روز برای سند زدن خودروی قولنامهای که فروخته بودم به مرکز تعویض پلاک چیتگر رفته بودم. البته چند وقت پیش به دلیل اختلافات و ترس از طلبکاران، یک اسلحه خریده بودم تا بتوانم از خودم محافظت کنم. آن روز راننده لندکروز وارد آنجا شد. سایهبهسایه او را زیر نظر گرفتم. وقتی خارج شد به سمتش رفتم و به دروغ گفتم خودروی بنزم را فروختم و خواستم مرا تا چند خیابان پایینتر برساند که قبول کرد و سوار شدم. وقتی به اتوبان خرازی رسیدیم با سلاح تهدیدش کردم و بعد از مقاومتش دو تیر به او شلیک کردم و در جاده رهایش کردم و ماشین را برداشتم و فرار کردم. خودرو را به خانهام بردم و اسناد و مدارک جعلی برای آن تهیه کردم، اما کار به فروش خودرو نرسید.» این متهم در مراحل مختلف تحقیقات تاکید کرد که انگیزه اصلیاش سرقت به خاطر مشکلات مالی و نیاز فوری به پول بوده است.
بازپرس محسن اختیاری پس از کافی دانستن تحقیقات و اخذ آخرین دفاع متهم، تحقیقات فنی شامل کارشناسی سلاح، بررسی پزشکی قانونی، بازبینی کامل دوربینها، سایر اقدامات تکمیلی و جمعآوری همه مدارک و شواهد لازم، قرار مجرمیت او را با تفهیم اتهامات قتل عمد، سرقت مقرون به آزار و حمل سلاح صادر کرد. در ادامه نیز دادیار شعبه اظهارنظر دادسرای امور جنایی تهران با صدور کیفرخواست از سوی بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی تهران، پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع کرد. به این ترتیب متهم ۵۰ ساله به زودی پای میز محاکمه میرود تا در برابر قضات دادگاه کیفری در مورد اتهامات خود پاسخ دهد.
اظهارات متهم
متهم در مورد جزییات روز حادثه این چنین گفت:
روز حادثه چطور مقتول را شناسایی کردی؟
روز حادثه رفته بودم مرکز شمارهگذاری تا طعمهای را شناسایی کنم. مشکلات شدید مالی داشتم. خیلی بدشانسی آورده بودم. به جایی رسیدم که تصمیم گرفتم سرقت کنم تا زندگیام تکانی بخورد. نقشهای که کشیده بودم، این بود که به مراکز شمارهگذاری خودرو بروم تا یک خودروی مدل بالا پیدا کنم. سپس راننده آن را تعقیب کنم تا در فرصتی مناسب راننده را خفت کنم. وقتی دیدم مقتول با ماشین لندکروز به مرکز آمده و سن و سال کمی دارد، تصمیم گرفتم او را خفت کنم.
آن روز با چه نقشهای به هدفت رسیدی؟
پس از شناسایی مقتول، مقابل در ایستادم و منتظر ماندم تا با ماشینش از در خارج شود. سپس سراغش رفتم و گفتم بنزم را فروختهام و از او خواستم مرا تا سر خیابانی در آن حوالی برساند. در بین راه با اسلحه او را تهدید کردم و از او خواستم تا به سمت اتوبان خرازی برود. در آنجا از او خواستم توقف کند و از ماشین پیاده شود، اما مقاومت کرد و من ناچار شدم به دستش شلیک کنم. بعد که زخمی شد او را از ماشین به بیرون پرت و فرار کردم.
خودت عنوان میکنی هدفت سرقت ماشین بوده است. پس چطور راننده را به قتل رساندی؟
قصدم قتل نبود. مقاومت کرد و ناچار شدم شلیک کنم. هرچند به دست او شلیک کردم، اما او به خاطر خونریزی شدید جانش را از دست داد.
با لندکروز سرقتی چه کردی؟
داخل پارکینگ خانهام کشف شده است. تمام اسناد جعلی آن را تهیه کرده بودم تا به زودی آن را بفروشم.
طبق مدارکی که در پرونده شما وجود دارد، چند پلاک جعلی دیگر نیز در خانهات کشف شده است. آیا با این پلاکهای جعلی سرقت میکردی؟
نه، همین یک مورد بود، اما قصد داشتم سرقتهایم را ادامه دهم.
دوربینهای مداربسته مرکز شمارهگذاری نشان داده که بنز داشتی. چگونه بنز را تهیه کرده بودی؟
بنز را وکالتی خریده بودم و بعد فروختم.
باتوجه به اینکه عنوان کردی مشکل مالی داری، پول ماشین را از کجا تهیه کردی؟
مشکل مالی داشتم، اما با قرض ماشین بنز را خریدم و بعد هم فروختم. من یک زمانی وضع مالی خوبی داشتم؛ تجارت میکردم و تاجر آهن بودم. ثروت فراوانی داشتم. ماشینهای مدل بالا زیر پایم بود تا اینکه از یک نفر آهن خریدم؛ طرف کلاهبردار از آب در آمد و میلیاردها تومان بدهکار شدم. از آن به بعد وضع مالیام بههم ریخت.
پروندهات نشان میدهد که سابقه کلاهبرداری هم داری؟
ناچار شدم کلاهبرداری کنم، اما اشتباه کردم. در حال حاضر از قتلی که مرتکب شدم به شدت ناراحتم.
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید