اول فارس | حوادث: چند روز پیش دختر جوانی با حالتی آشفته و لکنت زبان با پلیس تماس گرفت و از سرقتی مسلحانه شکایت کرد. او که هنوز از ترس میلرزید، در تحقیقات گفت: مدتی قبل در فضای مجازی با مرد جوانی به نام مسعود آشنا شدم که خودش را دندانپزشک معرفی کرد. پس از مدتی چت و ارتباط، مسعود پیشنهاد ازدواج داد. با توجه به اینکه به نظر میرسید وضع مالی خوبی دارد و از نظر اجتماعی هم موقعیت مناسبی داشت، با درخواست ازدواجش موافقت کردم.
دختر جوان ادامه داد: مسعود مدعی بود خانوادهاش در خارج از کشور زندگی میکنند و او در ایران تنها است. به هر حال با توجه به شرایط بعد از مدتی که از آشنایی گذشت با هم دنبال تالار رفتیم تا برای مراسم عروسی جا رزرو کنیم. حتی کارت عروسی را هم دیدیم و بیعانهای پرداخت کردیم، همه چیز طبیعی به نظر میرسید، اما چند روز اخیر روابطمان رنگ و بوی متقاوتی گرفت.
دختر شاکی در توضیح ماجرا گفت: مسعود مرا مقابل یک آپارتمان برد و گفت یکی از واحدهای آنجا را میخواهد به نام من کند. ادعا کرد صاحب ملک قصد مهاجرت دارد و ملک را زیر قیمت بازار میفروشد، اما برای خرید دو میلیارد تومان کم دارد. قیمت ملک به نظرم بیشتر از چیزی بود که او میگفت. چون واقعاً فکر میکردم مسعود همسر آیندهام است، قبول کردم طلاهایم را به او بدهم تا کمبود مبلغ جبران شود.
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید