سام بهادری| در روزگاری که کشور بیش از هر زمان دیگری به افزایش تولید، توسعه صادرات غیرنفتی و حفظ امنیت غذایی نیاز دارد، یکی از ارزشمندترین قطبهای تولید خرمای ایران در سکوت و بیتوجهی با خطر از دست رفتن تدریجی ظرفیتهای خود مواجه است.
منطقه خشت و کنارتخته در جنوب استان فارس، با حدود یکونیم میلیون اصله نخل و تولید سالانه نزدیک به ۵۰ هزار تن رطب و خرمای باکیفیت و صادراتی، یکی از سرمایههای مهم کشاورزی ایران به شمار میرود. با این حال، این سرمایه ملی امروز با بحرانی روبهروست که در صورت بیتوجهی و نبود چارهاندیشی فوری، پیامدهای آن تنها متوجه کشاورزان نخواهد بود، بلکه اقتصاد و اشتغال هزاران نفر را که بهصورت مستقیم و غیرمستقیم از این نخلستانها امرار معاش میکنند، تحت تأثیر قرار خواهد داد.
بزرگترین تهدید پیش روی نخلستانهای منطقه، تنها کمبود آب نیست؛ بلکه دسترسی نداشتن به آب شیرین، باکیفیت و پایدار است.
در ماههای گرم سال و همزمان با توقف بارندگی، این بحران ابعاد جدیتری پیدا میکند. بر اساس این یادداشت، میزان شوری آب رودخانه شاپور در برخی مقاطع به بیش از ۱۰ هزار میرسد؛ آبی که نهتنها توان تأمین نیاز نخلستانها را ندارد، بلکه میتواند به افزایش شوری خاک، کاهش بهرهوری و نابودی تدریجی درختان منجر شود.
برای درک آثار این وضعیت، تنها مشاهده پمپهای انتقال آب و دیواره کانالهای آبیاری کافی است. لایههای ضخیم رسوبات نمکی که پس از هر دوره آبیاری بر تجهیزات باقی میماند، نشانهای از کیفیت آبی است که به ریشه نخلها میرسد. هنگامی که تجهیزات فلزی در مدت کوتاهی با چنین حجم رسوباتی مواجه میشوند، میتوان تصور کرد که در طول سالها چه میزان نمک در خاک انباشته شده و چه فشاری بر ریشه درختان وارد آمده است.
نتیجه این روند، به باور بنده، در کاهش تولید خرمای منطقه نمایان شده است. بر اساس ادعای مطرحشده، تولید خرما نسبت به سالهای گذشته بیش از ۳۰ درصد کاهش یافته است. این کاهش صرفاً یک آمار نیست؛ بلکه به معنای از دست رفتن هزاران تن محصول صادراتی، کاهش درآمد کشاورزان، افت ارزآوری، کاهش فرصتهای شغلی و تضعیف اقتصاد روستایی است.
در کنار تغییرات اقلیمی، گرمایش زمین، کاهش بارندگی و تداوم خشکسالی، نحوه مدیریت منابع آب نیز نیازمند بازنگری جدی است.
از دهه ۱۳۵۰، نخستین خط انتقال آب رودخانه شاپور با ظرفیتی حدود ۵۰۰ لیتر بر ثانیه به خارج از حوضه آبریز اجرا شد و در دهه ۱۳۷۰ نیز خط انتقال دیگری با ظرفیتی نزدیک به یکهزار لیتر بر ثانیه به آن افزوده شد.
این یادداشت مدعی نیست که همه مشکلات شوری آب تنها ناشی از انتقال آب است؛ زیرا تغییرات اقلیمی، خشکسالی و کاهش بارندگی نیز در وضعیت کنونی نقش دارند. با این حال، یک مطالبه منطقی و کارشناسی این است که اثر تجمعی انتقال آب، کاهش جریان طبیعی رودخانه و استمرار خشکسالی بر کمیت و کیفیت آب رودخانه شاپور، بهصورت شفاف، علمی و مستقل بررسی و نتایج آن برای افکار عمومی منتشر شود.
از سوی دیگر، این پرسش نیز مطرح است که با توجه به دسترسی استان بوشهر به آبهای آزاد خلیج فارس، آیا زمان آن نرسیده است که سرمایهگذاری گستردهتری برای توسعه آبشیرینکنها انجام شود تا بخشی از نیازهای شرب و صنعت از طریق آب دریا تأمین و فشار بر منابع آب شیرین داخلی کاهش یابد؟ طرح این موضوع در راستای منافع ملی است و نباید به تقابل میان دو استان تعبیر شود.
امروز سخن از حفظ چند باغ یا چند کشاورز نیست؛ سخن از نجات حدود یکونیم میلیون اصله نخل است که چندین دهه برای بارور شدن و رسیدن به مرحله تولید آنها زمان صرف شده است. سخن از حفظ ظرفیت تولید حدود ۵۰ هزار تن محصول صادراتی، جلوگیری از کاهش بیشتر تولید، صیانت از هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم و حفظ آینده روستاهایی است که اقتصاد آنها بر پایه نخل و خرما شکل گرفته است.
از دولت، وزارت نیرو، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان حفاظت محیطزیست و نمایندگان مردم انتظار میرود پیش از آنکه روند موجود غیرقابل بازگشت شود، با نگاهی ملی و آیندهنگر، برنامهای جامع برای تأمین آب باکیفیت و پایدار، مدیریت علمی حوضه آبریز شاپور، کنترل شوری آب و خاک و احیای نخلستانهای منطقه تدوین و اجرا کنند.
اگر امروز اقدام مؤثری انجام نشود، ممکن است فردا از نخلستانهایی که نسلهای متوالی برای ایجاد و حفظ آنها زحمت کشیدهاند، تنها خاطرهای باقی بماند؛ و آن روز، هزینه این غفلت را نهفقط کشاورزان، بلکه همه مشاغل و خانوادههای وابسته به این ظرفیت تولیدی پرداخت خواهند کرد.



💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید