به گزارش اول فارس ، اعظم کریمی، شاعر معاصر از جنوب ایران، متولد ۱۳۵۹ در علامرودشت (لامرد، فارس)، در کنار دکترای تخصصی برنامهریزی درسی، به عنوان مشاور تحصیلی و دبیر جامعهشناسی و تاریخ فعالیت میکند. او تاکنون ۱۱ جلد کتاب شعر با عناوین «رویش شب»، «گاه»، «کوچه»، «آ»، «پرپروک»، «مدینا»، «آهید»، «اندوهان»، «ستارهها چشمک میزنند» و «ندیدار» منتشر کرده است. اعظم کریمی متأهل و مادر سه فرزند است.
او با تکیه بر نقشهای چندگانه خود بهعنوان زن، مادر، همسر، دبیر و شاعر، توانسته است صدایی متمایز از ادبیات اقلیمی جنوب ایران ارائه دهد؛ صدایی که در آن دغدغههای زن امروز با ریشههای بومی و دانش آکادمیک آمیخته شده است.
شعر زیر از سروده های اعظم کریمی است که می خوانید:مردهام بیا به خوابم چون،
حجتی بیبدیل میخواهم
من برای شفای از مردن،
سور در اسرَفیل میخواهم
پا پر از ترکش رعب است،
با صدای نشسته در دیوار
ختم کن وحشتم را من
خاطراتی قتیل میخواهم
در گذار از سپاه هوشیارت
من برای نبرد تن با تن
لشکری از حضورت اما با،
پادشاهاتِ فیل میخواهم
آرزوی شبی تماشایت
کشته در من فراقها را باز
همزمان هم برای دیدارت،
من هزاران دلیل میخواهم
در مسیر دوندگانِ چوبین پای،
تا حکیم صراط، مشاییست
پا برای نرفتن با،
احتجاجی ثقیل میخواهم
رشته کن پنبه را خودت تن کن،
شادمانی بیاورم این بار
من برای تمام امکانها
افتخارات ایل میخواهم
چای و قند و نبات و کافی را
سر بکش خودت که من گاهی
چای تندی به تلخیات اینجا
شسته در زنجبیل میخواهم
نقشهی خانهات به من دادی،
چون مهندسترین خطر بودم
من برای گذر از این هجران
دست اعجاز نیل میخواهم
💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید