بیست سال از ظهر گرمی میگذرد که اتوبوس مسافران گلهدار در محور خنج به شیراز در آتش سوخت و ۲۳ جان را در کام شعلههای بیرحم فرو برد، اما پویا محسنی از بازماندگان این حادثه که خود در میان دود و آتش آن روز ایستاده بود، امروز نه از آمار کشتهها که از انتخاب میگوید، انتخابی که در آن ظهر تلخ از او و دیگر مسافران گرفته شد تا جبر زمانه و جهل فردی، جای اراده را بگیرد.
روایت او، فراتر از یک حادثه تاریخی، آیینهای است برای نگاه به جادههایی که هنوز هم قربانی میگیرند و جامعهای که پس از هر فاجعه، با شعری زیبا بر خاکستر پروانهها فاتحه میخواند و میرود.

بیست سال، در مقیاس تاریخ یک ملت، چشم بر هم زدنی است، اما برای بازماندگان یک فاجعه، هر روز آن به اندازه یک عمر سنگینی میکند؛ بیست سال از روزی میگذرد که اتوبوس خط گلهدار-شیراز، در حوالی خنج و محمله، در میان اتوبوسی که قرار بود مسافران را به مقصد برساند، به کام آتش فرو رفت و ۲۳ نفر را با خود به خاکستر و دود تبدیل کرد.
این حادثه، که در آن زمان به یکی از تلخترین تصادفات جادهای ایران تبدیل شد، میتوانست نقطه عطفی برای تحول در ایمنی راهها و ناوگان حملونقل عمومی کشور باشد، اما افسوس که آمارها نشان میدهد برخی جادههای فارس همچنان خونینترین جادههای کشور هستند و هر ساله دهها هزار نفر در تصادفات جادهای جان خود را از دست میدهند.
آنچه این حادثه را از هزاران فاجعه دیگر متمایز میکند، نه تعداد کشتهها که روایت یک بازمانده است، روایتی که از دل دود و آتش بیرون آمده و امروز، پس از دو دهه، همچنان تازگی و تلخی خود را حفظ کرده است.
وقتی مرگ، انتخاب را از انسان میگیرد
پویا محسنی روزنامه نگار امروز که در آن روز سرنوشتساز در اتوبوس سوخته حضور داشته و اتفاقا برای آمادهسازی نشريه شاخهطوبی مسافر آن بوده، با نگاهی فراتر از آمار و ارقام، به عمق یک تراژدی انسانی نفوذ کرده و پرسشهایی را مطرح میسازد که پاسخ به آنها میتواند چراغ راهی برای پیشگیری از تکرار چنین فجایعی باشد.
او نمیخواهد درباره مقصر یا سهم تقصیرها سخن بگوید، بلکه از نرسیدن میگوید و از لحظهای که انتخاب از انسان گرفته میشود.
محسنی با بیان اینکه مرگ حق است و گریزی نیست، اما نوع مرگ است که آدمیان را بهتزده میکند، بیان کرد: اتوبوس قرار بود مسافران را به شیراز برساند، نه اینکه در میان جاده، در دالان آتش، آنان را جا بگذارد.
وی ادامه داد: بحث سر اصلِ مرگ نیست بلکه بحث سر همان نرسیدن است؛ همان لحظهای که انتخاب از ما گرفته میشود و جبر زمانه یا شاید جهل فردی، جای اراده را میگیرد.
او با نقد عادت فراموشی پس از هر فاجعه، تاکید کرد: این روزها «فراموش کردن» دیگر فضیلت نیست، چراکه جادهها هنوز همان جادههایند و آمار کشتهها، تنها به پروندهای دیگر افزوده میشود.
محسنی فعال رسانه ای با اشاره به واکنشهای رسانهای در آن روز، از جمله تلخی که «خوشبختانه فقط ۲۳ نفر مردند» سخن گفت و بیان کرد: خبر یا بد است یا خوب.
او در بخش دیگری از روایت خود، از تناقض انسان امروز گفت و افزود: از یک سو آرزو میکنیم این آخرین فاجعه باشد، و از سوی دیگر میدانیم که آخرین اتفاق هنوز رخ نداده است.
محسنی همچنین از حکایت آن روزها میگوید که آرزو می کردند که راننده هم بايد کشته میشد تا داستان کامل شود و این را نشانه تلخی از نیاز ما به مقصر دانستند میداند تا وجدان آسوده، خواب را بر ما حلال کند.
این شاهد عینی حادثه، با اشاره به جمله عارفانهای درباره تفاوت انسان و حیوان که در قدرت انتخاب است، بیان کرد: آیا ما هنوز میتوانیم انتخاب کنیم که فراموش نکنیم؟ یا قرار است باز هم با شعری زیبا و چند جمله ادبی، بر خاکسترِ پروانهها، فاتحهای بخوانیم و برویم؟
پویا محسنی عضو شورای اطلاعرسانی استان فارس گفت: آن روز در تونل تاریخ، میان دود و جیغ، چند نفر گم شدند، اما امروز، میان شعارها و حرفهای گزاف، ما چه چیزی را گم کردهایم؟
جادههای خونین؛ آماری که از درد حکایت دارد
این گفتهها در حالی است که به رغم اقدامات صورت گرفته، همچنان جادههای پرخطر، سالانه قربانیان زیادی میگیرند و مسئولان بارها از کمبود ناوگان ایمن و استانداردهای پایین جادهای سخن گفتهاند.
کارشناسان حوزه حملونقل بر این باورند که کاهش تلفات جادهای، نیازمند یک عزم ملی و برنامهریزی بلندمدت است و این برنامهریزی باید شامل نوسازی ناوگان عمومی با اولویت اتوبوسهای بینشهری، اصلاح و ایمنسازی نقاط حادثهخیز جادهها، تدوین قوانین سختگیرانه برای ساعات کاری رانندگان و نظارت مستمر بر سلامت فنی وسایل نقلیه باشد.
همچنین، فرهنگسازی عمومی درباره اهمیت ایمنی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی، نقشی انکارناپذیر در این مسیر دارد.




💬 دیدگاهها (0)
نظر خود را بنویسید